بسمه‌تعالی
جناب آقای دکتر محمدجواد ظریف
وزیر محترم خارجه جمهوری اسلامی ایران شیدالله ارکانه

 با سلام و تحیات، یکشنبه ۱۴شهریورماه جاری، آقای مایکل اکسوردی استاد ایران‌شناسی دانشگاه اکسیتر انگلستان علیرغم داشتن ویزای معتبر موفق به ورود به کشور نشده و از همان فرودگاه امام خمینی بازگردانده می‌شوند. این بار دومی است که با ایشان این‌گونه برخورد می‌شود. در دی‌ماه سال۹۱ هم همین اتفاق می‌افتاد.

بالطبع این حق مقامات هر کشوری است که از ورود کسانی که «نامطلوب» تشخیص می‌دهند به خاکشان جلوگیری نمایند. ضمن اینکه ایشان سال۸۶ به ایران می‌آیند و سخنرانی هم در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران ایراد می‌نمایند و تا آنجا هم که بنده علم و اطلاع دارم بعدازآن هم مرتکب اقدامی علیه ایران نشده‌اند.

پرسشم از حضرت‌عالی این است که وقتی ایشان تقاضای ویزا می‌نمایند، علی‌القاعده همه جنبه‌های صدور ویزا ازجمله هماهنگی و استعلام از دستگاه یا دستگاه‌هایی که مشارالیه را ممنوع‌الورود به ایران نموده‌اند صورت می‌گیرد و درنهایت تصمیم به صدور ویزا گرفته می‌شود. یا اینکه بنده اشتباه می‌کنم و قاعده و قانونی وجود ندارد و هر دستگاهی برای خودش عمل می‌کند؟ آیا به نظر شما این شیوه درستی است که وزارت خارجه برای خودش رأساً اقدام به صدور ویزا نماید و دستگاه‌های دیگر هم برای خودشان اقدام نموده و جلوی ورود فرد مذکور را بگیرند؟ آیا این به معنای آن نیست که ویزای معتبر و رسمی که وزارت خارجه جم جاه قدر قدرت و قوی شوکت ممالک جلیله محروسه ایران صادر می‌فرمایند پشیزی ارزش ندارد؟

آقای مایکل اکسوردی چندین کتاب در مورد تاریخ و تمدن ایران تألیف کرده‌اند که برخی از آن‌ها به فارسی هم ترجمه‌شده‌اند. بعلاوه ده‌ها مقاله بلند و کوتاه در مورد ایران نوشته‌اند. ایشان به‌اندازه کافی با ایران آشنایی دارند که بتوانند درک کنند که چگونه می‌شود که یک ارگان به ایشان می‌گوید می‌تواند به ایران بیایید و همزمان هم ارگان دیگری در فرودگاه همان کشور مانع ورود ایشان می‌شود.

مایکل اکسوردی اتفاقاً می‌تواند درک کند که چرا ارتقاء روابط دو کشور ایران و انگلستان و استقرار سفیر انگلستان در سفارتخانه آن کشور در خیابان فردوسی باعث سردادن بانگ «مرگ بر انگلیس» و به راه افتادن فریاد «واجاسوسا» شده. اکسوردی با زیروبم فرهنگ سیاسی ما کاملاً آشناست و می‌داند که چگونه همچون دایی جان ناپلئون که در هر انگلیسی یک مأمور مخفی «اینتلیجنت سرویس» و یک جاسوس می‌دید و معتقد بود هیچ برگی در ایران بدون دست داشتن انگلستان از درخت نمی‌افتاد، در ایران امروزی هم برخی‌ها در هر چهره فرهنگی، پژوهشگر و آکادمیک غربی بالأخص آنگلوساکسون یک جاسوس و عامل نفوذی دشمن می‌بینند.

البته آشنایی آقای اکسوردی با ایران یک مزیت دیگر هم برایش دارد. ایشان یقیناً می‌داند که چقدر آسان ممکن بود قربانی ارتقاء روابط دیپلماتیک بین دو کشور شده و به اتهام «جاسوسی» به هنگام بازگشت از ایران اجالتا بازداشت شود؛ و آن‌وقت معلوم نبود چه خاکی می‌بایستی بر سرش می‌کرد.

عمر و عزت آن وزیر خارجه بافرهنگ مستدام باد
صادق زیباکلام
هفدهم شهریور یک هزار و سیصد و نودوپنج

سایت فرارو
 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top