تلاش ایران این بوده که موضوع تنش میان ایران و عربستان برای افکار عمومی جهان اسلام در چارچوب سیاست‌های غلط و خصمانه حاکمان سعودی در منطقه و سو‌سابقه آنان در مدیریت حج درک شود، این مساله در تریبون‌های غیررسمی داخل به حوادث تاریخی که گاه تا صدر اسلام هم می‌رسد، پیوند میخورد و عربستان، میراث‌‌خوار ایل و تباری می‌شود که از جنگ بدر تا عاشورا و... با تیغ آخته بر معتقدات و ارزش‌های شیعه تاخته. 

تلاش عربستان هم در این جهت بوده که جهان اسلام این تنش را به عنوان نشانه‌های واضح  جاه طلبی شیعه و نزاع تاریخی آن با کل جهان اهل سنت حا بیاندازد. عربستان هم تصویر واقعی را با تصویر تاریخی از نوادگان صفویانی گره زده که نه تنها رافضی‌اند که همانند اسلاف خویش به جهان اسلام در مواجهه با غرب خنجر می‌زنند ( ماجرای نزاع صفویان با عثمانی) و به جز آن افکاری شرک آمیز دارند.


ارزیابی واقعی فضای حاکم بر جهان اسلام منجمله شبکه های اجتماعی، رسانه‌ها، رویکردهای سیاسی و نظایر آن نشان می‌دهد که آن تصویر اغراق شده که عربستان میخواهد از ایران نشان دهد بر آن تصویر خصمانه که ایران می‌خواهد از عربستان نشان دهد چربیده است و نگاه امروز اهل سنت در جهان در بیشتر نقاط اگر نگوییم به شکل کامل اما تا حد زیادی تخت تاثیر این خواست عربستان قرار گرفته و اخبار و نشانه‌هایی که از برخی تریبون‌های داخل ایران به جهان مخابره می‌شود این سوتفاهم را تشدید می‌کند.


واقعیت این است که میان ایرانیان چه ملی‌گرا و سکولار و‌ چه مذهبی با عرب ‌ها سوتفاهم‌های متعددی وجود دارد که مساله زبان و فرهنگ و تاریخ بر پیچیدگی آن افزوده است. دو طرف درک دقیقی از هم ندارند و‌ در دو جهان کاملا متفاوت تنفس و تفکر می‌کنند اما مشکل آنجاست که بواسطه عنصر اسلام و همجواری و برخی نشانه ‌های غلط انداز تصور می‌کنند که در جهان یکسانی هستند و رفتار طرف مقابل دقیقا همان چیزی است که برداشت می‌کنند حال آنکه علیرغم عنصر دین و همجواری دو طرف در دو جهان معنایی متفاوتند.


نزاع کنونی میان ایران و عربستان به تفوق هیچکدام ‌شان منجر نمی‌شود، هیچکدام از طرفین توانایی از میدان به در کردن رقیب را ندارند زیرا از یک سو اگرچه عربستان از مزیت مالی، همپیمانی با قدرت‌های بزرگ و لابی‌های ذینفوذ در مراکز تصمیم‌گیری جهان برخوردار است اما مستقلا تجربه ایران در حضور در بازی‌های بزرگ منطقه‌ای را ندارد و ناکامی در بازی سوریه و یمن آن را آسیب‌پذیر تر کرده است. ایران هم علیرغم مزیت‌های پیش‌گفته نمی‌تواند هم برای خود نقشی در چارچوب یک حکومت ‌دینی و اسلامی تعریف کند و هم وارد فضای پولاریزه شیعه-سنی شود که خواه ناخواه بر این رقابت اصالتا سیاسی، سایه خواهد انداخت.


آن دسته از نیروهای داخل عربستان که بر طبل ایرانو فوبیا می‌کوبند البته تاریخ نمی‌دانند و فراموش کرده‌اند که دست کم سه بحران اصلی منطقه‌ای که در طول تاریخ دامن این کشور را گرفته اند عربی بوده‌اند و نه ایرانی و اکنون نیز چالش عمده این کشور در داخل مرزهای این کشور و در دل جریان ‌های قدرتمند سلفی و‌گاه تکفیری است.


آن دسته نیز که در داخل ایران با نوعی هیجان نشانه‌های آخرالزمانی را می‌جویند نیز تصویر دقیقی از جدی‌تر شدن بحران ندارند( کتاب توپ‌های ماه اوت باربارا تاکمن توصیف دقیقی از اینگونه هیجانات خصمانه است).


ایران و عربستان دو قدرت منطقه ‌ای هستند که در عین قدرت فاقد توانایی « تمام کننده» ای هستند. نزاع میان این دو نزاعی فرسایشی و بذری است بدین معنا که می‌تواند به حیطه‌های حساسیت برانگیز دیگری گره بخورد که خارج از کنترل و به زیان هردو باشد بنابراین تداوم وضعیت فعلی تشدید کننده شرایطی است که فضای منطقه را به سوتفاهم‌های تاریخی متعددی گره می‌زند و فضاهای شوم دیگری را در کنار جهنم کنونی خاورمیانه قرار خواهد داد.
 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top