در این تحقیق دخترانی که هم اکنون دانشجو بودند اولین تجربۀ عادت ماهانه شان را در دورۀ نوجوانی برای خانم رحیمی روایت می کردند. یافته های این تحقیق از نظر آسیب شناسی جامعۀ ایرانی بسیار قابل تأمل است. دخترانی که توسط مدرسه یا یکی از اعضای خانواده یا از طریق منابع دیگر دربارۀ عادت ماهانه اطلاعاتی کسب کرده بودند و از نظر روانی برای چنین تغییری آماده شده بودند حسّ بسیار خوبی نسبت به این تغییر جسمی داشتند و با صورتی گشاده دربارۀ آن حرف می زدند.

آنان این تغییر را گذار به مرحلۀ جدیدی از زندگیِ خود توصیف کرده و می گفتند که در آن زمان از بروز چنین تغییری خوشحال شده بودند. ناگفته نماند که درک و همراهی خانواده، نقش زیادی در پذیرش مثبت این تغییر جسمی داشته است. در مقابل ، دخترانی که در زمان اولین عادت ماهانه، اطلاع/ یا اطلاع درستی از این تغییر نداشتند با چهره ای غمگین و گرفته، حال و روز خود را در آن دورۀ زمانی شرح می دادند.

این گروه از دختران در آن زمان از بروز این تغییر جسمی، شرمگین و خجالت زده شده و مدام سعی کرده بودند با " قوز کردن " یا به زمین خیره شدن به هنگام صحبت با اعضای خانواده، تغییرات به وجود آمده در قسمت هایی از بدن خود را از خانواده پنهان کنند. همین امر مدام باعث می شده تا برای مثال برادر بزرگ مجرّدی که از بروز چنین تغییری بی اطلاع بوده مدام با توپ و تشر از خواهر کوچک خود بخواهد که قوز نکند!!

به بیان این دختران، اگر نهادهایی مانند مدرسه آگاهی و اطلاعات لازم را می دادند آنان سعی نمی کردند تا "با قوز کردن، توجه دیگران را از سر خود باز کنند!"و در نتیجه" با آمادگی بیشتری به استقبال این تغییر می رفتند". برخی از این دختران حال و روز خود را در آن سن، بیشتر به کابوس تشبیه کرده اند و گفته اند که در آن زمان دوست داشتند در این خصوص با کسی حرف بزنند و از حال خود بگویند ولی تنها بودند.
به نظرم هم اکنون با رشد و تنوّع رسانه های جمعی مختلف، وضعیت به مراتب بهتر از گذشته است.

نکته آن است که در همه جای دنیا، مدارس علاوه بر آنکه برنامه های مشخصی در قالب فیلم و کتاب برای رشد آگاهی دانش آموزان و آمادگی آنان برای تغییرات تعریف می کنند، تلاش می کنند تا از طریق انجمن اولیاء و مربیان، خانواده ها (به ویژه پدر و برادر) را نیز نسبت به نیازهای دوره های مختلف فرزندانشان آگاه کنند تا کودکان از نظر روانی آمادگی پذیرش تغییرات جسمی و تبعات اجتماعی آنرا داشته باشند.

جستجوهای اولیه ام نشان می دهد که امروز از چهارم ابتدائی به بعد امکان بروز عادت ماهانه در برخی از دختران وجود دارد ولی نهادهای آموزشی هیچ برنامۀ مدوّن و  تعریف شده ای نه برای دانش آموزان و نه برای خانواده های آنان تدارک ندیده اند. تنها برخی از مدارس غیرانتفاعیِ مناطق مرفّه نشین شهرها چنین برنامه هایی؛ آن هم به شکل غیر رسمی، تدارک می بینند.

نکته دیگر آن است که در همین کلاس ها هم عموما مادران شرکت می کنند و پدران ؛ خود را در معرض چنین آموزش هایی قرار نمی دهند. با وجود آنکه در این خصوص وضعیت کل نهادهای اجتماعی چندان مطلوب نیست ولی گاهی اوقات فکر می کنم که در کشور ما این خانواده ها هستند که باید در این زمینه به آموزش و پرورش کمک کرده و این نهاد را با مسائل جدید آشنا کنند و نه بر عکس!

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top