بسیاری از کتاب ها نوشته نمی شوند ، ادامه می یابند .سرزمین های دور در خیال ما اینگونه پدیدار می شوند .

این جادو در صفحه ی خیال ما به هم می آید ، گردآوری می شود و ظهور می کند . اینها رویاهای در بیداری ی ما هستند ، از این رو هرچند علم پاورچین پاورچین می خواهد به جای آنکه خیال از مغزهای ما شروع بشود ، ودر هنرها و علم ها پیش برود ، اشتیاق آنرا دارد که خیال از لابلاي نورهای ماشین آغازیدن گیرد  و در وجود ما ادامه پیدا کند .اما داستان چیز دیگری ست، "شروع " دیگر چیز مهمی نیست .

ما همه وسط معرکه به دنیا می آییم ، وسط معرکه برومند می شویم و در میانه ی میدان می میریم . دیگر سرآغاز ها شوری نمی آفرینند ، همه دوست داریم "جایی" در دنیا داشته باشیم ، که "آنجا" پیشتر هم "جای دیگری" بوده است . پیچیده اش نکنیم . سخن آلبرکامو به هر مقصدی که نوشته شده باشد ، اشاره ی دقیقی ست به اینکه "سرآغاز ها" لحظه ی مهمی نیستند . آن شور سرآغازها  که در زندگی می غلطد و می رقصد و دوام می آورد ، مهم و اساسی ست ، چرا که " تمامی ی کارهای بزرگ و اندیشه های والا آغازی ریشخند آمیز دارند . آثار بزرگ اغلب در خم یک کوچه ، یا هیاهوی یک رستوران زاده می شوند ، پوچی نیز به همین گونه پدیدار می گردد".        

جادوی کتاب های جادویی ، جادوی چای نوشیدن است .همینطور که استکان را از گودی ی نعلبکی جدا می کنیم و به سمت دهان می بریم ، احساس می کنیم خیال اقلیم تسلی بخشی ست . چای و جادو -  چای برای چینی ها و جادو برای ایرانی ها و شرقی هابه طور کلی - به نوعی آرمانشهر راه می برد .البته گاهی این آرمانشهر ها  به "ناجور جا" ها هم سرکی می کشند و به همین دلیل موجب نگرانی ی ما می شوند . تشویش به خود راه ندهید ! این "ناجور جا"ها ، مثل تلخی ی جرعه ی اول چای ، در لذت نوشیدن چای گم می شوند . فوکو راست می گوید : " آرمانشهر ها باعث تسلی می شوند : اگر چه آنها هیچ محل واقعی ای ندارند ، با این حال ناحیه ای خیالی و آرام وجود دارد که می توانند در آن پدیدار شوند ؛آنها شهرهایی را با خیابان های گسترده و باغ هایی را با گلکاری ی عالی ممکن می سازند ، و نیز کشورهایی را که زندگی در آنها آسان است ، اگر چه راه هایی که به آن ها ختم می شوند ، خیالی هستند ".    

درحین چای نوشیدن اتفاق های مهمی می افتد . ممکن است در قهوه خانه یا کافه ای نشسته باشید و کتاب را ورق بزنید . اما اغلب اوقات ، نشستن در خانه با لباس راحتی و ورق زدن کتاب دلپذیر تر است . ما در خانه های مان بیش از جاهای دیگر می ترسیم . دلیل روشن آن این است تنهایی خوره ی خانه های کوچک ماست .

اگر آشفتگی ها و ناکامی های ما سر باز کنند ، خانه جهنم غیر قابل تحملی ست . اینجاست که چای و کتاب به کارمان می آیند ، چرا که ما از خودمان بیشتر از خانه های مان هراس داریم . باری ، خانه اقلیم بیدار شدن رویاهای کابوس های ماست . کابوس ها به تنهایی زندگی را تلخ می کنند ، لیکن رویاهای کابوس های ما روان و جان و زندگی های ما را از بن ویران می سازند .در چنین لحظاتی ست که هر خانه ای باید در کنار قرآن و حافظ و سعدی و سپهری و شاملو ، یک دوره هزار و یک شب هم دم دست ما گذاشته باشد .

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top