مهدی رحمتی فصل خوبی را سپری نمی کند. در حقیقت او سومین سال ناموفقش را سپری می کند. درست از زمانی که به پیکان پیوست تا همین امروز ، دیگر آن نامبروان همیشگی نبوده اگرچه چون همیشه استانداردش از 90 درصد گلرهای ایرانی دیگر، بالاتر است.

 

مهدی اما چرا این روزهای سخت را سپری می کند؟ یک نگاه ساده به همه این سه سال و البته ، دو سال قبلش نشان می دهد مرد استثنایی دروازه آبی ها زمانی این فشار را بر روی خود تحمل کرده که قرار شده قهرمان تیمش باشد. فرمانده باشد و نقشی فراتر از یک ناجی استثنایی بازی کند. اینکه باید ذهنش را غیر از تمرکز روی دروازه بانی به مسئولیت های مهمتری در مقام بزرگتر تیم ایفا کند. اینکه کاپیتان باشد. 

 

باید فرمانده تیمش می شده و مهدی به دلیل ویژگی های شخصیتی اش شاید توان تحمل این همه فشار را ندارد. برگردیم به تقریبا 5 یا 6 سال قبل به شب یک دربی. تیم استقلال مظلومی باید با رحمتی و دیگر ستاره هایش به مصاف پرسپولیس دنیزلی می رفت. آنها در مسابقات قبلی به قول خودشان پرسپولیسی ها را چوبله کرده بودند.

 

 صبح روز بازی نقل قولی از امیر قلعه نویی مربی وقت تراکتورسازی منتشر شد که خیلی سهوی و دوستانه در نقد بازی گفته بود رحمتی گلر خوبی است اما ایرادش ایستادن زیر تیر است. همین واژه گلر زیر تیر مهدی را آن روز چنان به هم ریخت که در کمتر از ده دقیقه 3 گل از ایمون زاید خورد و بدترین روز فوتبالی اش را رقم زد.

 

این تنها مورد از این گونه اتفاقات برای مهدی نیست. او در تیم ملی هم زمانی تصمیم به خداحافظی گرفت که شب بدی را برابر ازبکستان سپری کرد. آن زمان شنیده بود که شاید در بازی های بعدی ، مسابقه را از روی نیمکت شروع کند. با همین یک شنیده، چنان به هم ریخت که فوتبالش را به سمت نابودی پیش برد و آن تصمیم معروف را گرفت. همین فصل هم وقتی فشارها را شنید ، زمزمه هایی را نزدیکانش گفتند که او قرار است از استقلال برود. 

 

مهدی اگرچه در کارش استاد است اما مرد جنگیدن در قامت یک فرمانده نشان نداده. او این روزها باید با کلامش ، با چهره اش و با ابهتش در قامت فرمانده ، بار استقلال را به دوش بکشد اما انگار آن چند سانتی متر پارچه روی بازو ، دارد فشار روی کاپیتان را چنان زیاد می کند که توانایی همیشگی اش را هم از دست بدهد. مهدی که قرار بود بازوی راست منصوریان در فصل جدید باشد، تا اینجای کار نتوانسته کار را طوری برای تیم در آورد که حالا منصوریان روی لبه پرتگاه نباشد. سقوطی که اگر اتفاق بیفتد ، یک نسل از مربیان جوان ایران را می سوزاند و پروژه فوتبال علمی را چند سالی به محاق می برد.

 

کاش مهدی یا به خودش بیاید یا اگر نمی تواند ، این بار سنگین مسئولیت را به دیگری واگذار کند و سعی کند همان گلر بی نظیر باشد. اگر هم او این کار را نمی کند ، بزرگترهای دیگر تیم این خواسته را از او داشته باشند.

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top