اما این‌گونه نیست. دلیل دیگر آن است که تلفن‌های هوشمند و اَپ‌ها جهت‌گیری‌های روانی و نقاط آسیب‌پذیر ما را سرقت می‌کنند. من هنگامی که شعبده‌باز بودم درباره نقاط آسیب‌پذیر ذهن مطالب زیادی آموختم. شعبده‌بازان کار خود را با جست‌وجو برای نقاط کور، آسیب‌پذیر و متعصب در ذهن مردم آغاز می‌کنند.

بنابراین می‌توانند بدون اینکه مردم بفهمند بر آ‌نها تاثیر بگذارند. وقتی فهمیدید کدام دکمه‌های افراد را فشار دهید آنگاه می‌توانید آنها را همانند یک پیانو بنوازید. و این دقیقاً همان کاری است که فناوری با ذهن شما انجام می‌دهد. طراحان اَپ کلیدهای آسیب‌پذیری روانی شما را می‌نوازند تا بتوانند توجه شما را جلب کنند.


هر فرد به‌طور متوسط 150 بار در روز تلفن خود را بررسی می‌کند، اما چرا؟ آیا ما 150 انتخاب آگاهانه انجام می‌دهیم؟ دلیل اصلی وجود مولفه روانی شماره یک در دستگاه‌هاست: پاداش‌های متغیر و پراکنده.
طراحان فناوری برای افزایش درجه وابستگی فقط لازم است اقدامات کاربر (مانند کشیدن یک دسته) را به یک پاداش متغیر ربط دهند. شما یک اهرم را می‌کشید و بلافاصله یک پاداش هیجان‌آور (یک مسابقه و جایزه) دریافت می‌کنید یا هیچ چیز نمی‌گیرید. هرگاه درجه متغیر بودن پاداش بالاتر رود اعتیاد به حداکثر می‌رسد.


آیا این تاثیر واقعاً کار می‌کند؟ بله. دستگاه‌های سکه‌ای در ایالات متحده بیش از مجموع درآمد بیس‌بال، فیلم‌ها و شهربازی‌ها درآمدزایی می‌کنند. طبق گفته پروفسور ناتاشا داوشول از دانشگاه نیویورک و مولف کتاب «اعتیاد با طراحی» در مقایسه با انواع مختلف قماربازی، مردم سه یا چهار برابر سریع‌تر درگیر دستگاه‌های سکه‌‌ای می‌شوند.


اما واقعیت تلخ اینجاست: چندین میلیارد نفر یک دستگاه سکه‌ای در جیب خود دارند. هرگاه ما تلفن را از جیب خود بیرون می‌آوریم با یک دستگاه سکه‌ای بازی می‌کنیم تا ببینیم چه پیام‌هایی دریافت کرده‌‌ایم. وقتی انگشت خود را روی صفحه اینستاگرام می‌کشیم با یک دستگاه سکه‌ای بازی می‌کنیم تا ببینیم عکس بعدی چیست. وقتی صفحه را می‌کشیم تا ای‌میل خود را تازه کنیم با یک دستگاه بازی می‌کنیم تا ببینیم ای‌میل بعدی چیست و وقتی صفحه دوست‌یابی را لمس می‌کنیم با دستگاه بازی می‌کنیم تا ببینیم دوستی پیدا می‌کنیم یا خیر.


گاهی اوقات این کار عمدی است: اَپ‌ها و وب‌سایت‌ها پاداش‌های متغیر و پراکنده‌ای را برای تمام محصولاتشان در نظر می‌گیرند چرا که این کار برای تجارت و کسب‌وکار مفید است.
گاهی اوقات نیز (همانند ای‌میل) این کار فقط یک اتفاق است.


روش دیگری که فناوری برای دزدیدن اذهان به کار می‌برد آن است که به ما القا می‌کند یک درصد احتمال وجود دارد که ما موضوعی مهم را از دست بدهیم. علاوه بر این، اَپ‌ها از نیاز فرد به تایید اجتماعی سوءاستفاده می‌کنند. وقتی ما این پیام را دریافت می‌کنیم «دوست شما شما را در یک عکس تگ کرده است»، بلافاصله حس تایید اجتماعی و تعلق به ما دست می‌دهد. اما همه این کارها در کنترل شرکت‌های فناوری است.
فیس‌بوک و اینستاگرام به‌طور خودکار پیشنهاد می‌کنند چه عکس‌هایی را باید تگ کنیم و به این ترتیب آنها باعث می‌‌شوند افراد در عکس‌ها بیایند. بنابراین وقتی دوستم مرا تگ می‌کند او در واقع به پیشنهاد فیس‌بوک پاسخ می‌دهد و خود انتخاب مستقلی ندارد. اما فیس‌بوک با این روش تعداد دفعاتی را که میلیون‌ها نفر احساس تایید اجتماعی دارند دستکاری می‌کند.


همین امر هنگامی اتفاق می‌افتد که ما عکس پروفایل خود را عوض می‌کنیم. فیس‌بوک می‌داند که آن همان زمانی است که ما در مقابل تایید اجتماعی آسیب‌پذیر هستیم: «دوستان من در مورد عکس جدیدم چه نظری دارند؟». فیس‌بوک رتبه این عکس را بالاتر می‌برد و بنابراین عکس زمان طولانی‌تری در صفحه اخبار می‌ماند و دوستان بیشتری آن را لایک می‌کنند یا در مورد آن نظر (کامنت) می‌دهند.

هر لایک یا نظر یک بار دیگر ما را به فیس‌بوک می‌کشاند. همه افراد به طور ذاتی به تایید اجتماعی پاسخ می‌دهند اما برخی گروه‌های سنی به ویژه نوجوانان در مقابل آن آسیب‌پذیری بیشتری دارند. به همین دلیل می‌توان میزان قدرت طراحان را هنگام سوءاستفاده از این آسیب‌پذیری درک کرد.
 

 هفته نامه تجارت فردا

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top