تاریخ نشان داده است که اعمال خشونت حتا به شکل مصلحانه و تحت لوای اخلاق همچون دومینویی ناتمام به بازتولید خشونت و ادامه آن منتهی میشود و هیچ فضیلتی در عمل خشونت آمیزی که در مرحله بعد به شکلی مهیب به سمت مرتکب اولیه خود بازخواهد گشت، وجود ندارد. بر همین اساس بود که مولانا میگوید:”« خون به خون شستن محال آمد محال”.

خیزش ضدآپارتاید ( تبعیض نژادي) و نیز جنبش استقلال طلبانه هند به رهبری گاندی نمونه هایی موفق از مبارزه بدون خشونت و توقف چرخه آن بودند. گاندی هواداران انقلابی خود را به تصفیه درون و پیراستن آن از امیال حیوانی منجمله حس نفرت فرا میخواند و در آفریقای جنوبی دزموند توتو و نلسون ماندلا با آگاهی از اینکه انتقامگیری و اعمال خشونت علیه کسانی که بدترین رفتار را در گذشته با آنان داشته اند جز آنکه باعث افزایش نفرت و بازتولید خشونت شود اثری ندارد، مرتکبین را دعوت به اعتراف در پیشگاه قربانیان خشونت یا بستگان آنان در کلیساها میکردند و در پایان نیز با اعلام شرمساری او مراسم عفو و طلب آمرزش برگزار میشد.

در این راستا صدها جلسه آمرزش برگزار شد. خویشاوندان قربانی در ابتدای جلسه اظهار میکردند که به هیچ وجه قصد انتقام گیری ندارند و فقط حق دارند بدانند که چه بر سر عزیزانشان رفته است. فرد مرتکب بر اساس الزامی اخلاق یو نه ترس از مجازات صادقانه اعتراف و طلب آمرزش می کرد و حاضران برای آرامش متوفی و نجات مرتکب دعا می کردند.

توقف چرخه خشونت یعنی درست در آنجاییکه میتوانی خشونتی را که در حق تو رواداشته شده، پاسخی در خور بدهی، از چنین واکنشی دست بکشی با علم به اینکه پاسخ تو نیز به پاسخی دیگر و آن به دیگری و.... منتقل خواهد شد و برآیند این واکنشها افزایش کینه و نفرتی است که هیچ نقطه پایانی بر آن متصور نیست.

از این منظر باید اعتراف کنم که واقعا از پیشنهاد آقای حجاریان مبنی بر اینکه از " توبه نامه"مرتضوی بر اساس قاعده یا فقهی مستندات محکومیت و قصاص فراهم شود تعجب کردم چرا که می پنداشتم دست کم تئوریسین های اصلاحات ما که الحمدالله هم نلسون ماندلا را می شناسند و هم میزان تاثیر مجازات اعدام بر تقویت اخلاق و ایجاد عدالت، در چنین موردی اظهار نظر دقیقو منطقی تری بکنند که با مدعای پیش از این شان در مورد عقلانیت و دموکراسی همخوانی داشته باشد.

اگرچه معتقدم آنچه مرتضوی نوشت توبه نامه نبود بلکه راهکاری سیاسی و فرمالیستی برای خلاصی از گرفتاری بود اما به نظر من خوب بود به بهانه همین به اصطلاح " عذرخواهی" یا "توبه نامه" مرتضوی، جریان یا فراخوانی از سوی روشنفکران و مصلحان وآزادیخواهان کشورمان به راه می افتاد و از همه کسان(چه چپ، چه راست، چه توده ای، چه انقلابی، چه خط امامی و چه اصولگرا و...) دعوت می شد که به خود رجوع کند و اگر خبط و خطایی در کارنامه اعمال خود نسبت به حق الناس (اشخاص حقیقی) می بیند با دعوت از آنان در مکان های مقدسی مثل مسجد ضمن اذعان به خبط و خطای خود و بدون واهمه از عقاب و مجازات، به سبک جنبش های موفق(ماندلا و گاندی) از ذوی الحقوق می خواستند که انها را ببخشایند و برای رهایی روح شان دعا کنند.

مطمئن باشید که این ایده با وجود ظاهر رمانتیک(!) خود اثری به مراتب بهتر از نشان دادن راه و چاه استخراج حکم قضایی و قصاص از توبه نامه دارد و راه را بر همین نیم بند اذعان بر اشتباه نیز نمی بندد. راه جبران فقدان آنان که قربانی شده اند کشتن کسان دیگر و خون ریختن و عقاب و عذاب نیست بلکه تداوم حیات د رجامعه از طریق ترویج اذعان به اشتباه و تقویت فضیلت اخلاقی با صحه گذاردن مناسکی و جمعی بر یک اشتباه و د نهایت برانگیختن حس بخشش و نفی خشونت است. ممارست و تداوم بر چنین روشی البته که کار بسیار دشواری است اما این تنها داروی تلخی است که در تجارب ملت های گذشته اثر بخشی خود را نشان داده است.

 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top