راه آهن ایران مقصد گردشگری می شود

احسان رستمی پور

وکیل ملت: فارغ از اطلاعات مهندسی و قراردادهایی دولتی و تلاش‌های خارجی، تاریخ راه آهن را باید روی ریل‌ها جست. جایی که ریل‌های مار مانند از میان دره، کوه و جنگل رد می شوند، روستایی را به دو نیم می کنند یا سنگ نخست ساخت روستای جدیدی را می گذارند. پای حرف ساکنان حاشیه راه آهن و سوزن بان‌ها باید نشست تا سر از مارپیچ تاریخی راه آهن در آورد

تاریخ انتشار: 27شهريور1395|18:15

راه آهن ایران مقصد گردشگری می شود
| کد خبر: 193280


کوهستان را به هم می‌چسباند تا قطارها از آن عبور کنند. هنوز هم از پس هشتاد سال آذین‌بندی حاشیه ستون‌ها با سنگ‌های دو رنگ چشم بیننده را خیره می‌کند. صدای سوت قطار خیال را بر هم می‌زند و نور چراغ‌هایش تاریکی تونل را می‌شکافد. قطار به پل که می‌رسد خلف وعده می‌کند و هنوز به ایستگاه نرسیده به دیدار گردشگران می‌آید. ریل‌های راه‌آهن تاریخی شمال حالا مدتی است میزبان گردشگران شده تا فصل جدیدی در گردشگری کشور آغاز شود.


ساخت راه آهن در دوره پهلوی اول از آن دست قصه‌هایی است که برایش کتاب‌ها و پژوهش‌های فراوان نوشته شده. حتی 18 سال پیش از تصویب لایحه احداث راه آهن سراسری در مجلس شورای ملی، مرتضی قلی خان هدایت ملقب به صنیع الدوله که دانش آموخته آلمان بود در کتاب راه‌نجات به لزوم ساخت راه آهن برای کشور پرداخته و عجیب آنکه نقشه ای را پیشنهاد کرده بود که مسیر همپوشانی زیادی دارد.

اما فارغ از اطلاعات مهندسی و قراردادهایی دولتی و تلاش‌های خارجی، تاریخ راه آهن را باید روی ریل‌های جست. جایی که ریل‌ها مار مانند از میان دره، کوه و جنگل رد می شوند، روستایی را به دو نیم می کند یا سنگ نخست ساخت روستای جدیدی را می گذارند. پای حرف ساکنان حاشیه راه آهن و سوزن بان‌ها باید نشست تا سر از مارپیچ تاریخی راه آهن در آورد.

این‌ها همه بهانه‌ای شده تا این بار راه آهن شمال وسیله نباشد و خود تبدیل به هدف شود. قرار است به جای سوار شدن به قطار در ایستگاه مبدا و چشم دوختن به مناظر بکر و خسته شدن از راه طولانی و سرآخر رسیدن به ایستگاه پایانی، گردشگران بتوانند روی ریل‌ها راه بروند. در قسمت‌های هیجان انگیز مسیر ریل از قطار پیاده شوند و قصه ساخت راه آهن را بشنوند. همه اینها اما مدت‌ها بحث و تحقیق و تعامل را پشت خودش دارد، تا مسئولان راه آهن جمهوری اسلامی ایران راه را برای گردشگری باز کنند و قطار این سفرهای هیجان انگیز روی ریل‌های راه آهن به راه بیفتد.


ایستگاه نخست، شورآب
روی دیوار سیمانی خانه ای در حاشیه خط راه آهن، فرد خوش ذوقی با اسپری مشکی نوشته:
«به شوراب، نگین انگشتری سرزمین تمدن‌ساز سوادکوه خوش آمدید.» اینجا ایستگاه نخست گردشگران راه آهن است. روستا در حاشیه خط ، زیر مه فرو رفته اما شیروانی خانه‌هایی که روی تونل و کنار خط پشت به پشت ساخته شده اند، مشخص است. ریل‌های فلزی قدیمی جای جای روستا نمایان است. برخی با ریل‌های قدیمی سقف خانه‌هایشان را محکم و برخی با آنها برای خود پرچین ساخته و حیاط‌های گل دارشان را محفوظ کرده اند.


شماره سریال ساخت تک تک ریل‌ها هنوز
بر روی فلز سرخ شده از زنگ آهن نمایان است. روستا خلوت و محلی‌ها شاید صدای گردشگران مشتاق را روی ریل آهن می شنوند اما کسی سرک
نمی کشد. زندگی آنها با خط راه آهن گره خورده است و کاش بودند و از قصه‌هایشان از راه آهن می گفتند.


سوت قطار که به گوش می‌رسد، چراغ‌ها
سیاهی تونل را شکاف می دهند و قطار از پس مه و سیاهی نمایان می شود. قطار(ریل باس) است، چیزی شبیه قطارهای مترو. خیالش هم شیرین است اگر جای این قطار اتوبوسی شکل، لوکومتیوی قدیمی با صدای خاصش به سراغ گردشگران می آمد. شورآب آبشاری دارد درست کنار ریل راه آهن.


می گویند از داخل دالان‌های تونل که تماشا کنی آب از زیر پای قطار خروشان به پایین می رود. آب چون از لایه‌های گوگردی کوهستان می گذرد، تنها حسنش همین جلا بخشیدن منظره است و برای همین نامش را شورآب گذاشته اند. اما این توضیحات را در روز ابری باید تنها تصور کرد، مه امان تماشا نمی دهد. در ایستگاه دوگل که مه کمی باز شد، می توان منظره بکری از جاده فیروز کوه دید. کنار همین خطوط راه آهن و جاده جدید فیروزکوه بقایای جاده تاریخی فیروزکوه را می توان تماشاکرد. مه اما هر لحظه نمایی را سفید می‌کند و نقطه ای دیگر نمایان می‌شود.


ایستگاه بعد، سه خط طلا
خیلی‌ها فکر می کنند که راه آهن شمال حاصل حضور آلمانی‌هاست. این عقیده اما وقتی بین شواهد تاریخی به شرکت‌های ایتالیایی و پیمانکارهای ایرانی بر می خوریم از بین می رود. برای خط راه آهن شمال سه شیب در نظر گرفتند و نقش‌هایش را کشیده شدند. 30،20و 40 در هزار شیب‌های انتخابی برای این خط بوده است. سرآخر در جلسه ای که شخص اول مملکت حضور داشته شیب 28 در هزار برای این خط آهن انتخاب می شود.

سه خط طلا یکی از نقاط استراتژیک راه آهن شمال است. سه خط طلا جایی است که قطارها شیب کوهستان را طی می کنند. میان خاطرات لوکومتیوران‌های قدیمی می توان به سختی طی کردن این سه خط پی برد. اما این تنها سه خط طی شیب در این مسیر نیست، سه خط در جاهایی دیگری نیز تکرار شده اما این سه خط طلا در کنار پل ورسک به دلیل نمایی که از جاده فیروز کوه دارد، معروف است و نماهای پاییزی دلربایی دارد همه این‌ها به شرطی مقدور است که هوا یاری‌تان کند و مه سه خط طلایی را در سفیدی غلیظ پنهان نکند.

 

ایستگاه بعد، ورسک تاریخی
قصه اش را همه شنیده اند، مهندس پل را با خانواده گذاشتند زیر آن تا وقتی نخستین قطار رد می شود یا خیال همه از امنیت پل راحت شود یا سرنوشت پل و مهندس با هم گره بخورد. این شنیدنی ترین و معروف ترین قصه راه آهن شمال است. قصه ای که سندیتش جایی ثبت نشده اما روحش با این پل عظیم گره خورده. قطار گردشگران حالا می تواند روی ورسک بیاستد. هرچند هنوز اجازه پیاده شدن روی این غول آهنی زیبا را به کسی نمی دهند. اگر همسفر جاده فیروز کوه باشید، همیشه عظمت ورسک کشیده شده بین دو کوه آن هم در ارتفاع 110 متری را حس کرده اید اما منظره روستای ورسک از بالای پل هم جذابیت خودش را دارد.

از آن بالا بنای قدیمی ایستگاه ورسک مشخص است. برای گردشگران تعریف می کنند که در گورستان روستا مهندس ایگنر دفن است. هر چند در تاریخ نیامده او چه سمتی در راه اهن داشته اما خودش تبدیل به یکی از قصه‌های این روستا تبدیل شده است. قطار پس از پل ورسک داخل تونل پر پیچ وهم انگیز می شود تا خود را به ایستگاه ورسک برساند، جایی که نمای تماشای پل ورسک انتظار گردشگران را می کشد. داخل ایستگاه ورسک بهترین زاویه برای عکس یادگاری با این اثر ثبت ملی است. اثری که درست امسال 80 سالش شده و هنوز استوار است. اگر هم کمی شانس یارتان باشد در این خطی که بیشترین قطارهای عبوری اش شب رو هستند، قطاری از روی پل رد شود، عکس‌های که ثبت می کنید، زیبایی ویژه ای خواهند داشت. درست شبیه عکس نخستین قطاری که از روی پل رد شده و در تاریخ ثبت است.


ایستگاه بعد، قصه‌های راه آهن
تونل‌ها، پل‌ها، پیچ‌ها و حتی پناهگاه‌های طول مسیر هر کدام قصه دارند. وقتی قطار در شیب و انحنایی عجیب از روی پل رد می شود، باید بدانید که روی پل اوریم هستید. یکی از ویژه ترین پل‌های راه آهن شمال، با شیب و قوسی شاهکار که خیلی‌ها اجرای آن را سخت تر از ورسک می دانند. پلی که آن هم در فهرست آثار ملی ثبت شده اما چون مانند ورسک از جاده فیروزکوه دیده نمی شود، آنچنان شناخته شده نیست.

روی دیوار ورودی همه پل‌ها شماره و طول آن را به اختصار نوشته اند، اگر وارد تونل شماره سی و شش شدید باید بدانید که این تونل در طول ساختش حداقل سه بار به دلیل انباشت گاز آتش گرفته و هر بار یک ماه خاموش کردنش طول کشیده است. اما پای تونل شماره شش باید بیشتر از باقی تونل‌های تامل کرد. درست پیش از ورود به این تونل، کمی پایین تر از مسیر ریل قبرستان اخوت قرار دارد. کارگران کشته شده در جریان ساخت تونل شش را مهندس لونچر آنجا دفن کرد و برایشان یادمانی ساخت تا در تاریخ زحمات آنها ثبت شود.

هر چند مدتی پیش جاده فیروزکوه بخشی از این قبرستان ویژه را صاحب شد و خاطره برخی کارگران تونل شماره شش امروز زیر چرخ خودروهای عبوری است. قصه‌های راه آهن تمامی ندارد، می‌توان باز هم سوار قطار شد و به دل بخش جنگلی خط آهن شمال زد و رد تاریخ را در آنجا پی گرفت. خط آهنی که هنوز همه اجزای کنترلش قدیمی است و به همان شیوه کار می کند، برای تغییر خط هنوز باید سوزن بان‌ها پای ریل بروند، چراغ سبز و قرمز هنوز تابلویی سفید و مشکی است و سیم ارتباطی قدیمی بین ایستگاها در طول ریل هنوز پابرجاست.

همین ویژگی‌هاست که خود راه‌آهن را تبدیل به مقصد گردشگری کرده و نه تنها گردشگران داخلی که خارجی‌ها نیز کوله بار خود را می بندند تا همسفر این ریل‌های شوند و تاریخ و قصه‌هایش را بشنوند.

 

آفتاب یزد

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top