بگذریم از اینکه آیا پرداخت یارانه سرانه ٤٥هزارو ٥٠٠تومانی سطح زندگی مردم را، به‌ویژه دهک‌های کم‌درآمد، بهبود بخشیده یا اینکه دهک‌های بیشتری از جامعه را هم آسیب‌پذیر کرده است: اظهارنظر مردم حاکی از آن است که امروزه تعداد بیشتری از مردم برای تأمین هزینه روزمره زندگی و قوت‌لایموت خود به تاریخ واریز یارانه‌ها چشم دوخته‌اند! و این سؤال مطرح است که آیا با اجرای ناقص و شتاب‌زده، طرح خوب هدفمندکردن یارانه‌ها به «طرح هدرمند»کردن آن تبدیل و منابع هنگفتی از بودجه و امکانات دولتی تلف نشده است؟

آیا طیف بیشتری از مردم را به دریافت سهمیه‌ای از بیت‌المال محتاج نکرده است؟ اگر هدف قانون‌گذار از طرح هدفمندی یارانه‌ها، اصلاح ساختار اقتصاد دولتی (با پول نفت) به اقتصاد سالم مردم‌سالار (با نظارت دولتی) بود، تا ضمن استقلال اقتصادی مردم، از فشار وارده بر اثر تعدیل قیمت‌ها به اقشار آسیب‌دیده بکاهد؛ آیا واریز یارانه به همه دهک‌های جامعه نقض غرض قانون‌گذار نبوده است؟ و آیا موکلان مردم نباید به‌موقع عکس‌العمل نشان داده و با نظارت دقیق، از انحراف از هدف و روح قانون جلوگیری می‌کردند؟

آنها که در اجری روح قانون سهوا یا عامدا اهمال کرده یا قانون را نقض کرده‌‌اند و آنهایی‌که با سکوت معنی‌دار خود، در انجام وظایف نظارتی کوتاهی کرده‌اند، در هر حال همه بايد پاسخگو باشند. مسلما زیان‌های وارده را نباید فقط در هدردادن بیت‌المال خلاصه کرد؛ بلکه کاهش اعتماد مردم به کارایی نظام اسلامی زیان بالاتری است که همه آنها در محضر مردم و خدا باید جوابگو باشند. یعنی اجرانکردن صحیح قانون هدفمندی به وسیله مجریان نابلد و نشان‌ندادن عکس‌العمل به‌موقع ناظران، ذره‌ای از مسئولیت هیچ‌کدام از آنها نمی‌کاهد. قانونی که باید با تعدیل قیمت‌ها از فشار مالی به خزانه دولت هم بکاهد، برعکس خزانه دولت را خالی کرده است.

باید درآمد‌های نفت که از ثروت‌های زیر زمینی است، در منابع روزمینی و تولید اشتغال مولد برای تأمین زندگی حال و آینده جامعه ایران سرمایه‌گذاری می‌شد و اقشار آسیب‌پذیر را هم با کار مفید از یارانه بی‌نیاز می‌کرد؛ قسمت زیادی از آن صرف پرداخت یارانه فله‌ای شد. و پول نفت هم به‌جای رنگین‌کردن سفره مردم، بر سر سفره دلالان نفتی رسوب کرد که دولت و ملت را دور زده و مانند دلال نفتی قصد بازپرداخت ٢,٧میلیارد دلار بدهی خود را هم ندارند. ذخایر طلاهای سیاه کشور برای تأمین بودجه جاری صادر شد و پول آن‌ هم دریافت نشد و هنوز خبری از تسویه حساب حدود٨٠٠ میلیارد دلار نفتی داده نشده است؛ یعنی نه‌تنها پولِ نفت، سفره دهک‌های نیازمند جامعه را رنگین نکرد، بلکه برعکس دهک‌های دیگری از مردم را هم برای تأمین قوت‌لایموت خانواده خود محتاج یارانه کرد که این با تعالیم دینی ما مطابقت ندارد.


بگذریم از اینکه آیا اصولا پرداخت به تساوی یارانه‌ها یا کوپن نقدی به همه اقشار جامعه (عِدل) با فلسفه یاری مردم به نسبت نیاز آنها (عَدل) منافات دارد. بگذریم از اینکه پرداخت سهمی از بیت‌المال حتی به آقازاده‌هایی که از سر سیری، ساندویچ دهان‌زده خود را به داخل سطل زباله پرتاب می‌کنند و ٤٥هزارو ٥٠٠تومان کفاف یک‌بار باک بنزین اتومبیل آنها را نمی‌دهد، خلاف عَدالت اجتماعی و روح قانون است.

بگذریم از اینکه پرداخت همگانی یارانه‌ها از توان دولت برای پرداخت سهم بیشتری از بیت‌المال به آنهایی می‌کاهد که برای سدجوع خود به‌دنبال لقمه نانی در سطل زباله‌ها و پسماند رستوران‌ها می‌گردند! بگذریم از اینکه پرداخت یارانه به روح استقلال اقتصادی همه اقشار جامعه، به‌ویژه قشر آسیب‌پذیر، لطمه زده و بنابراین مغایر با توصیه اولیای دین، نخبگان جامعه و خلاف استقلال معیشتی مردم است. بگذریم از اینکه پروردگار سعی و کوشش برای تأمین معاش از عرق جبین را عبادت و فضیلت شمرده و ترویج کاهلی و صدقه‌گیری و صدقه‌پروری را ناصواب دانسته است.

بگذریم از اینکه سیاست کوپنیستی- سوسیالیستی اتحاد جماهیر شوروی سابق با توزیع فله‌ای یارانه جنسی (کوپن جنسی)، باعث کاهش انگیزه فردی افراد برای تأمین معاش خانواده خود شده و ضربه سهمگینی به اقتصاد و جامعه کشاورزی آن کشور پهناور زد. لازم به توضیح است، زمانی مزارع شمال دریای سیاه و روسیه سفید به انبار غله دنیا مشهور بود؛ اما سیاست دولتی‌کردن مزارع در اتحاد جماهیری (هرچند به قصد توسعه عَدالت غذایی بود)، تولید محصول را به‌قدری کاهش داد که دولت سوسیالیستی شوروی برای تأمین غذای مردم مجبور به واردات گندم از دشمن طبقاتی خود یعنی کاپیتالیست‌های آمریکایی شد.

مسلم است که زمینداران بزرگ و کشاورزان مرفه (و کولاک‌ها در روسیه تزاری) تعدی آشکاری به حقوق کشاورزان بی‌زمین می‌کردند؛ اما باید پرسید، آیا با مصادره اموال فئودال‌ها و عضویت کشاورزان در تعاونی‌های تولیدی، استقلال اقتصاد معیشتی آنها بهتر شد؟

یا با کاهش تولید، سفره مردم آنها را هم کوچک‌تر کرد؟ آیا کشاورزان سابق به‌عنوان اعضای تعاونی تولیدی جدید، مالک محصولات خود بودند یا به‌عنوان کارمند مجتمع کشاورزی با حقوق ماهیانه و سهمیه کوپنی ارزاق، باز هم زندگی را به‌سختی می‌گذراندند و رغبتی به افزایش تولید نداشتند. این کارکنان مجتمع تولیدی برطبق وظیفه سازمانی در ساعات اداری به اندازه حقوق یا مزد روزانه خود (سهمیه کوپن غذایی) کار می‌کرده و شب‌ها برای تأمین زندگی در باغچه کوچک شخصی خود کار می‌کرده و محصول آن را در بازار سیاه مبادله می‌کردند یا می‌فروختند؛ یعنی سیاست سوسیال- کوپنیستی شوروی با پرداخت یارانه جنسی فله‌ای (کوپن جنسی) نه به شخصیت آنها احترام گذاشت و نه گشایشی در سفره مردم آن دیار به‌ وجود آورد.

سردمداران آن رژیم با کوپن یارانه جنسی برای پایین‌نگه‌داشتن قیمت ارزاق عمومی (ظاهرا عدالت‌ورزانه) از بودجه عمومی هزینه می‌کردند که اقتصاد آنها را تا مرحله ورشکستگی سیاسی-اقتصادی پیش برد و عملا کمکی هم به سفره مردم نکرد. باید در نظر داشته باشیم هیچ‌کدام از کشور‌های سوسیالیستی اروپای شرقی، کشور‌های سوسیال‌زده آفریقایی، آسیایی و آمریکای‌ لاتین نتوانستند با وجود شعارهای فریبنده عدالت‌خواهی و حمایت از اقشار آسیب‌پذیر آسایش مردمشان را هم تأمین کنند.


مسلما هر انسان آزاده و آگاهی از ظلم و تعدی به حقوق دیگران مانند تعدی فئودال‌ها (کولاک‌ها) و سرمایه‌داران بی‌انصاف به حقوق مردم (چه در شرق و چه در غرب) ناراحت می‌شود، اما یاددادن فن ماهی‌گیری به انسان‌ها برای تأمین شرافتمندانه زندگی از توزیع روزانه ماهی صدقه‌ای بسیار بهتر است؛ یعنی تأمین معاش با عرق جبین از پرداخت فله‌ای یارانه (به‌ صورت کوپن جنسی یا کوپن نقدی) به مراتب مطلوب‌تر و به کرامت انسانی نزدیک‌تر است.

پرداخت کوپن نقدی (خشکه) برای مجریان یقینا آسان‌تر و کم‌دردسرتر از تأمین اجناس کوپنی نیز هست؛ چراکه تهیه و توزیع اجناس فسادآور است! آیا با صدقه جنسی یا نقدی کرامت انسان‌ها لکه‌دار نمی‌شود و این عمل مورد غضب پروردگار نخواهد بود؟ آیا کرامت انسانی مردم صدقه‌بگیر پاس داشته شده و مورد رضایت پروردگار هست؟١ از نظر نگارنده طرح هدفمندی می‌توانست علاوه بر تأمین بودجه حمایت از اقشار کم‌درآمد و آسیب‌دیده به اصلاح ساختار اجتماعی کشور هم کمک کند.


١- کاهش هدفمند مصرف سوخت از طریق افزایش قیمت بنزین می‌تواند باعث روی‌آوری مردم به ترافیک عمومی به جای ترافیک شخصی به‌ویژه اتومبیل‌های تک‌سرنشین بشود. البته ارزان‌شدن وسایل نقلیه عمومی و هم‌زمان گران‌ترشدن ترافیک شخصی (با افزایش قیمت بنزین) یک شرط لازم است، اما شرط کافی و اصلی پذیرش عامه، مرتب‌بودن اتوبوس‌ها و منظم‌بودن برنامه حرکت شبانه‌روزی آنهاست.


٢- کاهش آلودگی‌های زیست‌محیطی و حفظ ارزش افزوده هیدروکربن‌های فسیلی و همچنین ذخیره‌سازی ذخایر زیرزمینی برای نسل‌های آینده کشور اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد و از تعلیمات دین مبین ماست.
٣- کاهش فشار به خزانه دولت برای پرداخت یارانه‌ها و امکان سرمایه‌گذاری تولید شغل و همچنین حمایت مالی بیشتر از اقشار ضعیف جامعه.


٤- باید در نظر داشت، با تغییر قیمت سوخت در سال‌های ماضی از ١٠٠، ٤٠٠ و ٧٠٠ تومان به هزارتومان، درآمد دولت مطلقا افزایش نیافته است، بلکه از میزان یارانه پرداختی دولت برای ارزان‌نگه‌داشتن سوخت (یارانه پنهان سوخت) و نان کاسته شده است؛ به ‌عنوان مثال قیمت فروش یک لیتر نفت خام در خلیج فارس (بشکه‌ای ٤٠ دلار) حدود ٢٥ سنت برآورد می‌شود که معادل ٨٧٥ تومان با دلار سه‌هزارو ٥٠٠ تومان برآورد می‌شود.

اگر هزینه‌های پالایش، نقل و انتقال به جایگاه‌ها و سود جایگاه‌داران را بر آن اضافه کنیم، با فروش لیتری هزار تومان بنزین، درآمد قابل ‌توجهی عاید دولت نشده و فقط زیان انباشته آن را کمتر می‌کند٢. در ابتدای دولت یازدهم دلار سه‌هزارو ٦٠٠ تومان و بنزین در فوب خلیج فارس ٧٢ سنت (حدود دوهزارو ٦٠٠ تومان) بود که اگر هزینه‌های حمل‌ونقل، تبخیر مواد و سود جایگاه‌داران را هم در نظر بگیریم دولت برای مصرف هر لیتر بنزین حدود هزارو ٩٠٠ تومان یارانه پرداخت می‌کرد که یقینا عادلانه نبود٣.


٥- اگر آقای احمدی‌نژاد بخواهد بودجه یارانه سرانه ٢٥٠ هزار تومان را از درآمد خالص فروش روزانه حدود ٨٠ میلیون لیتر بنزین تأمین کند، باید علاوه بر هزینه تولید از نفت خام ٤٠دلاری (حدود ٩٠٠ تومان) یا خرید آن در خلیج‌ فارس به هر لیتر بنزین هشت‌هزارو ٣٣٣ تومان اضافه کرده و بنزین را لیتری ٩هزارو ٣٣٣ تومان٤ بفروشد که شهامت یک دولت غیرپوپولیست را می‌طلبد. اما بازگردیم به طرح هدفمندکردن یارانه‌ها که متأسفانه با اجرای بد به «طرح هدرمندکردن منابع ملی ملت» تبدیل شده است.

بگذریم از اینکه آیا نسل‌های آینده به ما این اجازه را می‌دهند که قسمتی از منابع زیرزمینی یا سهمیه طلای سیاه نسل‌های آینده را به ثمن بخس بفروشیم و پول آن را نان سر سفره مردم این نسل کنیم؟ به نظر نگارنده آوردن پول نفت بر سر سفره مردم تجاوزی آشکار به حقوق نسل‌های آینده کشور و گناهی نابخشودنی در حق آیندگان این سرزمین است؛ یعنی نفت و گاز که میراث تمام نسل‌های این کشور است، باید در صورت استخراج به سرمایه روزمینی برای تأمین زندگی آیندگان تبدیل شود و نباید با پول آن یارانه نقدی برای رفاه این نسل پرداخت شود که مصادره نامطلوب سهم نسل‌های آینده است. یقینا نسل‌های آینده هرگز این حق را به ما نخواهند داد که برای رنگین‌کردن سفره خود سهم آنها از ذخایر رو و زیرزمینی را فروخته و آن را بخوریم.

آیا فکر کرده‌ایم که فرزندان و نوه‌های ما درباره ما چگونه قضاوت خواهند کرد؟ یقینا داوری آنها سنگین خواهد بود.  اما آیا بهتر نبود مجریان طرح هدفمندی مبلغ حدود ٣٦ هزار میلیارد تومان پول سالانه یارانه نقدی را برای اشتغال مولد تعدادی از جوانان جویای کار سرمایه‌گذاری کرده و شغلی مناسب معیشت آنها را هم آبرومندانه تأمین می‌کردند؟ که به نظر نگارنده امام زمان هم از مصرف بهینه پولشان راضی‌تر می‌شدند.  اگر بخواهیم عمق فاجعه این وعده‌های عوام‌فریبانه را درک کنیم، باید به کسری حدود شش‌هزار میلیاردتومانی یارانه نقدی امسال دولت (سال ٩٥) (برای پرداخت یارانه ٤٥هزارو ٥٠٠تومانی)، توجه داشته باشیم٥. یعنی دولت فعلی با برآورد درآمد حدود ٣٠هزار میلیارد تومان از طرح هدفمندی، هنوز با کسری حدود شش‌هزارمیلیارد تومانی روبه‌رو است.

درحالی‌که طبق برنامه طرح هدفمندی، قرار بوده در سال قبل، ٧٠درصد بودجه به‌صورت نقدی پرداخت شود؛ اما عملا ١٠٨درصد پرداخت شده است٦. حال اگر مبنا را بر پایه درآمد تخمینی از طرح هدفمندی یارانه‌ها از سوی آقای میدری حدود ٣٠هزارمیلیارد تومان قرار دهیم؛ برای پرداخت یارانه نقدی ٢٥٠هزارتومانی آقای احمدی‌نژاد با کسری بودجه ٢١هزارمیلیاردتومانی (٢١٠٠٠= ٣٠٠٠-٢٤٠٠٠) در سال روبه‌رو می‌شویم، که معلوم نیست آقای احمدی‌نژاد این کسری بودجه سالانه برای پرداخت یارانه ماهیانه نقدی ٢٥٠هزارتومانی را از کجا تأمین می‌کند که با نفت ٤٠دلاری، سالانه حدود ٠,١٤ میلیارد بشکه نفت (روزانه حدود ٤٠٠هزار بشکه) می‌شود.

  حتی اگر بخواهیم از نظر اخلاقی، تجاوز به حقوق نسل‌های آینده و توهین به کرامت انسانی نسل‌های کنونی را هم در نظر نگیریم (که یقینا با نکوهش پروردگار یکتا همراه است)، باید پرسید آیا پرداخت این یارانه‌ها به وسیله آقای احمدی‌نژاد و یارانش، اصولا مقدور هست (هر مقدار هم که باشد)؟  همان‌طوری‌که گفته شد، پرداخت یارانه سرانه چه پنهان و چه آشکار، برای پایین نگه‌داشتن قیمت سوخت و نان، اگرچه ظاهری فریبنده دارد، اما مفسده بزرگی بیش نبوده و باعث ورشکستگی همه کشور‌های سوسیال-کوپنیستی دنیا شده است؛ به‌طوری‌که بساط آن در بیشتر کشور‌های دنیا برچیده شده یا در حال برچیده‌شدن است. بنابراین آیا شایسته نیست، ما از تجربه شکست‌خورده دیگران، عبرت گرفته و اشتباه آنها را دوباره تکرار نکنیم؟


به یقین جامعه ایران نیاز به یک جراحی بزرگ و تمام‌عیار اقتصادی دارد که درمان آن را باید به طبیبان حاذق اقتصادی سپرد؛ چراکه مدعیان بی‌تجربه به جای استحکام زیربنای اقتصاد کشور فقط روبنا و ظاهر آن را زیبا آراسته می‌کنند.


باید گفت چون دولت سابق قادر به شناسایی نیازمندان واقعی دریافت یارانه نقدی نبود، دستور اجرای این قانون خوب را به بدترین شکل ممکن صادرکرد؛ بدین‌صورت که همه مردم کشور را مستحق دریافت یارانه اعلام کرد و نماینده‌های مجالس سابق هم، که در نظارت خود بر عملکرد آن دولت به‌طور معنی‌دار سکوت کرده بودند، در‌ به‌وجود‌آمدن کسری بودجه یارانه‌ها شریکند و شد آنچه نباید می‌شد.

  اما بپردازیم به مهم‌ترین عیب‌های نحوه اجرای قانون هدفمندکردن یارانه‌ها. مسلما غده چرکین یارانه‌های پنهان و آشکار چنان در بطن اقتصاد ما رشد کرده و بزرگ شده است که حتی از روی پوست و بدون ابزار پزشکی هم می‌توان آن را رؤیت کرد و هرچه زودتر باید خارج شده و باقی‌مانده آثار آن با اشعه سوزانده می‌شد؛ اما این جراحی اقتصادی به پزشکانی حاذق نیاز داشت که قبل از عمل به عوارض جانبی حین و بعد از عمل اندیشیده و سپس دست به چاقو ببرند.

هرچه یک عمل جراحی سنگین‌تر باشد، به طبیبان اقتصادی حاذق و باتجربه‌تری نیاز دارد؛ اما اجرای بد طرح هدفمندی یارانه‌ها به وسیله کارگزاران بی‌تجربه سابق که شتاب‌زده و بدون بررسی همه‌جانبه بود و به‌ جای اصلاح اقتصاد بیمار ایران، آن را به کمای اقتصادی یعنی رکود تورمی لجام‌گسیخته گرفتار کردند که خروج از دایره لعنتی آن تدبیر صدها عاقل اقتصادی را می‌طلبد؛ یعنی می‌توان بر اثر بی‌تدبیری خانه‌ای را در یک لحظه منفجر و ویران کرد؛ اما بازسازی آن به سال‌ها تدبیر و هزینه‌ای زیاد نیاز دارد.

بد نیست یاران آقای احمدی‌نژاد قبل از خیزبرداری برای دوره بعدی ریاست‌جمهوری، به ویرانی باقی‌مانده از دوران مدیریت قبلی خود در دولت و شهرداری، نیم‌نگاهی داشته باشند. مسلما خروج یک غده چرکین از بدن بیمار در شرایطی به سرعت عمل نیاز دارد که پزشک باتجربه ابتدا شرایط بیمار را ‌بسنجد و سپس دست‌به‌کار بشود.

اجرای شتابزده (به غلط انقلابی) طرح هدفمندی یارانه‌ها، اگرچه با قاطعیت اجرا شد؛ اما چون همه مردم را شامل شد، موفقیت‌آمیز نبود. تعدیل قیمت نان و سوخت که باید درآمد دولت را برای پرداخت یارانه اقشار کم‌درآمد افزایش می‌داد، کفاف پرداخت یارانه سرانه را نداده و برای تأمین بودجه آن (برخلاف قانون) از دیگر موارد مانند بودجه عمرانی هزینه شد. از وکلای مجلس سابق باید پرسید چرا از ابتداي امر، جلوی پرداخت غیرهدفمند یارانه به همه ملت را نگرفتند، تا بعدها مجبور بشوند دولت بعدی را موظف به حذف یارانه سه دهک مردم بکنند٧؟

شاید تعدیل قیمت سوخت و نان موفقیت‌آمیز بود؛ اما بیمار بعد از عمل، دیگر به هوش نیامده و با تورم بالای ٤٠درصدی به کمای اقتصادی گرفتار شد؛ یعنی دولت سابق چنان ناشیانه دست به جراحی بزرگ اقتصادی ایران زد که حاصل آن، نامشخص‌بودن ٨٠٠میلیارد دلار پول نفت، تورم لجام‌گسیخته بالای ٤٠ درصد، آسیب‌پذیرشدن اقشار متوسط و حقوق‌بگیران جامعه و... شد.

آنچه از میراث دولت مدعی مدیریت جهانی، بعد از هشت سال باقی ماند؛ خزانه‌ای خالی، تعهد‌های به‌جامانده از پرداخت یارانه‌های سرانه همراه با کاهش درآمد نفت، قطع‌نامه‌های چندگانه زیر فصل هفت سازمان ملل، تحریم‌های فلج‌کننده ناشی از سرشاخ‌شدن ناشیانه با استکبار جهانی، فساد اداری و فساد بانکی و اختلاس‌هایی که در تاریخ ایران بی‌سابقه است، تصویب آیین‌نامه‌هایی از سوی هیأت وزیران برای واگذاری تعیین حقوق و مزایای مدیران و اعضای هیأت‌مدیره‌ شرکت‌ها و ارگان‌های دولتی به خود آنها، که منشأ برداشت‌های نامتعارف حقوق و مزایای قانونی شد (که منطبق با آیین‌نامه هیأت وزیران)، متورم‌کردن دولت با استخدام‌های بی‌رویه٨، شروع افول علمی دانشگاه‌های کشور با جذب قبیله‌ای هیأت علمی و دانشجوی تحصیلات تکمیلی و... همه اینها و بقیه موارد باعث ظهور غده‌های جدید اقتصادی (متازتازهایی) شد که درمان هرکدام سال‌ها تدبیر عاقلانه می‌طلبد.

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 2

هیشکی
|
31شهريور ماه 1395
0
1
بله به مردم بدبخت کمک نکن بزار حقوق نجومی و زمین نجومی ها بخورن... تازه اگه از آقا زاده ها و از ما بهترون زیاد اومد
بهزاد
|
1مهر ماه 1395
0
1
درود براحمدی نژا د هر وعده ا ی بده عملی میکنه..یارانه ی من معلم رو قطع کردن دولت امید

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top