برای آبی‌های ایران ناصر حجازی یک اسطوره است و برای هواداران جوان‌تر استقلال فرهاد مجیدی ستاره‌ای بی‌بدیل اما بزرگترین نماد و شمایل این باشگاه دست‌کم به لحاظ ماندگاری، منصورخان است که از نیمه دوم دهه 1340 وارد استقلال شد و تا این لحظه به جز سه چهار سال که به سبب کمبود لطف برخی سران این باشگاه یا عدم همراهی سران فدراسیون از جمع آبی‌ها دور ماند، دایما در باشگاه آبی و در جمع نفرات این تیم حضور داشته و دست‌کم با 5 نسل از اعضای این باشگاه همسویی کرده است. میزان این استمرار و علاقه و همت او به حدی است که می‌توان وی را آبی‌ترین «آبی» دنیا نامید و مردی تلقی کرد که استقلال بدون او «استقلال» نیست و چهره‌ای که چون این روزها قدری کسالت دارد، آبی‌ها بیش از هر زمانی قدر وی را می‌دانند و نگران او هستند.

به رغم فشار فراوان کسالت منصورخان که از دو سال پیش آشکار شد، فعالیت‌های او را در استقلال طبعا محدود کرده است ولی وی حتی در این ایام سخت و تلخ همواره گوشه‌ای از کار را گرفته است.
عضویت در هیات رییسه باشگاه، هم اکنون سمت و عنوان رسمی اوست و او تا همین سه ماه پیش به رغم تمامی فشاری که حضور در تمرینات و مسابقات استقلال به وی وارد می‌ساخت، همچنان حایز سمت دشوار سرپرستی این تیم بود و فقط به حکم سران باشگاه که سلامتی کامل وی را می‌طلبیدند، این عنوان را اخیرا به دوست و همبازی پیشین‌اش نصرا... عبداللهی یا به قول دوستانش عمونصی واگذار کرد.
تیمی انباشته از ملی‌ پوشان
دیرپایی پورحیدری در استقلال سبب شد وی در تیم درخشان سال‌های پایانی دهه 40 و نیمه اول دهه 50 این باشگاه که قهرمان باشگاه‌های آسیا هم شد، در پست تخصصی‌اش (مدافع راست) یک مهره بدون گفت‌وگو باشد و آن تیم فراموش نشدنی از نامدارانی مثل فرزامی، قراب، حاج‌محمد، حق‌وردیان، کارگر‌جم، جان‌ملکی، گودرز حبیبی و برادران مژدهی و البته علی جباری سود می‌جست و ناصر حجازی را هم درون دروازه‌اش داشت و آنقدر ملی‌پوش داشت که رایکوف سرمربی یوگسلاو وقت آبی‌ها در هر مسابقه دست‌کم دو سه ملی‌پوش را روی نیمکت می‌نشاند و دیری نپایید که عادلخانی و غلامحسین مظلومی را نیز ضمیمه نفرات خود کرد.

مربی زودهنگام
منصورخان بسیار زود به کسوت مربیگری درآمد و دومین قهرمانی استقلال در جام باشگاه‌های آسیا که در سال 1990 حاصل آمد، با هدایت وی شکل گرفت و سال بعد از آن نیز او با آبی‌ها به نایب قهرمانی آسیا رسید. او که در زمان بازیگری به جز استقلال فقط برای دارایی توپ زد، در سه مقطع زمانی آبی‌ها را سرمربیگری کرد و عشق او به استقلال به حدی زیاد بود که در سال 2000 در حالی که در کسوت سرمربیگری تیم ملی هم بسیار موفق بود و این تیم را قهرمان بازی‌های آسیایی 1998 کرده بود، به جمع آبی‌ها که به شدت به تجربه و مهارت او نیاز داشتند، بازگشت و فدراسیون وقت فوتبال ایران که در آن زمان قانون منع مربیگری همزمان یک مربی ملی در تیم‌های باشگاهی را رعایت می‌کرد، او را از تیم ملی کنار گذاشت اما این اتفاق نیز منصورخان را از بازگشت به تیم محبوبش پشیمان نکرد.

قلب تپنده
منصورخان در حد فاصل مربیگری‌هایش در استقلال در مقاطعی الاهلی امارات، فجرسپاسی شیراز و صنعت نفت آبادان را نیز هدایت کرد اما قلب او فقط برای استقلال تپیده است. در این دو سال هر گاه وی به رغم برخی ناتوانی‌های جسمانی‌اش در تمرینات استقلال حضور یافته روحیه‌ای تازه به خسرو حیدری و یارانش داده و همچون یک پدر بر کار کادر فنی هم نظارت نموده و ارائه طریق کرده است.
پرویز مظلومی که از نزدیکترین افراد به منصورخان است و سال‌ها دستیار او بود، شاید دو مرتبه سرمربیگری‌اش در استقلال را مدیون نظر خوش و مساعد منصورخان بوده باشد و اگر به گذشته دورتر سفر کنیم، تنها دلیلی که باعث شد پورحیدری در ایام جوانی چندان به تیم ملی دعوت نشود و برای این تیم به میدان نیاید، وجود رقبای قوی «هم‌عصر» در پست دفاع راست و به ویژه ابراهیم آشتیانی (در پرسپولیس) بود وگرنه در صلاحیت فنی و اخلاقی پورحیدری تردیدی وجود نداشت و ندارد.

منبع خبر ایران ورزشی
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top