دوران فوتبال يك فوتباليست با خداحافظي او از مستطيل سبز تمام نمي‌شود. ميزان شهرت و محبوبيت يك بازيكن بعد از يك دوره به دلايلي ممكن است تغيير كند، دلايلي مثل پيشرفت آن بازيكن، يا خاطره‌اي كه با يادآوري نامش زنده مي‌شود. بعضي از بازيكنان با آمدن نسل‌هاي بعدي، محبوبيت و موفقيت‌هايشان زير سايه رفته و عده‌اي ديگر، سال به سال بيشتر در اوج مانده‌اند. در مورد رونالدوي برزيلي كه روز يك‌شنبه 40 ساله شد، وضعيت خاصي وجود دارد. تعدادي از مهاجمان، از تيري آنري گرفته تا ليونل مسي از سبك بازي رونالدو تمجيد كرده‌اند اما از نظر افتخارات از او پيشي گرفته‌اند. موضوع ديگر در مورد رونالدو، واكنشي است كه با شنيدن اسم او ايجاد مي‌شود. چراكه حالا يك «رونالدو»ي بزرگ ديگر هم در فوتبال جهان وجود دارد و لازم است كه اسم اين دو از هم تفكيك شود، كه اين جدا‌سازي گاهي با به كار بردن عباراتي ناخوشايند همراه مي‌شود. در سال 2013 الكس فرگوسن وقتي قصد داشت در مقايسه دو رونالدو حرف بزند، اين‌طور گفت: «اگر بخواهم رونالدو را با اون يكي چاقه، قديميه، مقايسه كنم، به نظرم كريستيانو بهتر است.»

نازاريو
...چاقه، قديميه... البته هنوز خيلي‌ها او را با عنوان «پديده» مي‌شناسند و بعضي هم با عنوان نازاريو داليما از او ياد مي‌كنند. حتي قبل از كريستيانو هم دو رونالدو وجود داشت، آن يكي كه در سال 2002 و بعد از مصدوميتي طولاني به زمين برگشت يك گلزن عالي بود اما آن يكي كه در دهه 1990 مي‌درخشيد، از همه نظر عالي بود.

دو رونالدوي قديمي
مصدوميت شديد زانو در اينترميلان، قدرت انفجاري رونالدو را كه مي‌توانست او را احتمالاً به بي‌نظيرترين بازيكن جوان تاريخ تبديل كند، از او گرفت. تركيبي خيره‌كننده از قدرت، سرعت و تكنيك. البته نه اين‌كه بخواهيم نيمه دوم دوران حرفه‌اي فعاليت رونالدو را كم‌ارزش جلوه بدهيم، چراكه در اين دوران 8 گل در يك جام جهاني‌ به ثمر رساند و تبديل به اولين رونالدويي شد كه در اولدترافورد مردم به احترامش به پا خواستند و يكصدا تشويقش كردند اما هدف يادآوري خاطرات سال‌هاي اول حضور او در فوتبال است كه شايد گرد گذر زمان روي آن نشسته باشد و تصوير واضحي در ذهن فوتبال‌دوستان، از آن روزها باقي نمانده باشد.

استاندارد 1996
زماني كه اولين مصدوميت وحشتناك خود را در سال 1999 تجربه كرد، 23 ساله بود و تا همان مقطع بيش از200 گل براي كروزيرو، آيندهوون، بارسلونا، اينتر و تيم ملي برزيل زده بود. تنها فصل حضور او در بارسلونا به يك فصل رؤيايي تبديل شد: رونالدو در 49 بازي 47 گل زد، كه بسياري از آنها گل‌هايي با حركات انفرادي خارق‌‌‌العاده بودند. شايد اين آمار الان چندان جذاب به نظر نرسد چراكه مسي و كريس رونالدو معيارها را عوض كردند اما در آن زمان، چنين ركوردي در گلزني، بي‌سابقه بود. از نظر آماري بايد رونالدو را با استانداردهاي سال 1996 و نه سال 2016، بسنجيد اما از نظر كيفيت، او را مي‌توان با بهترين بازيكنان حال حاضر مقايسه كرد، سرعت او آنچنان خيره‌كننده بود كه حتي تماشاگران فوتبال مدرن امروزي را هم به تعجب وا مي‌دارد.

ورزشگاه را به آتش مي‌كشد
بابي رابسون، مربي او در بارسلونا مي‌گفت: «رونالدو از ميانه زمين توپ را مي‌گيرد و كل ورزشگاه از همانجا به آتش كشيده مي‌شود.» رونالدو مثل يك بال هجومي بازي مي‌كرد اما حركت خود را عملاً از ميانه ميدان استارت مي‌زد و به همين دليل بسيار خطرناك و غيرقابل مهار مي‌شد. طوري سريع مي‌رفت كه انگار براي هر حمله فقط 10 ثانيه وقت دارد.
پيش از رونالدو هم مهاجماني بودند كه سرعت پا به توپ بالايي داشتند، كساني مثل ديكس دين، اوزه بيو و به ويژه ژرژ وه‌آ اما هيچكدام، هيجان و قدرت ويران‌كنندگي رونالدو را نداشتند. او با توپ و بدون توپ به قلب مدافعان مي‌زد، سعي نمي‌كرد توپ را در يك فضاي كوچك پاس بدهد بلكه هر طور بود خودش را از آن فضا عبور مي‌داد. هت‌تريك معروفش در سال 1996 مقابل والنسيا شامل دو گل معروف بود كه در آنها خودش را از كوچك‌ترين فضاي بين مدافعان به شكل عجيبي عبور داد.

عاشق دريبل
بارسلوناي آن سال‌ها را مي‌توان مجمعي از بزرگ‌ترين مربيان دنيا دانست، چراكه پپ گوارديولا، لوئيس انريكه و لوران بلان را درون زمين داشت و ژوزه مورينيو را روي نيمكت (به عنوان مترجم). رونالدو اما كاري به اين مسائل نداشت، او هر زمان كه لازم بود مي‌توانست بازي خود را با تيم تطبيق دهد اما دوران اوج فوتبال او را بايد چيزي كاملاً متضاد با تيكي‌تاكا دانست: او فقط با سرعت به قلب دفاع حريف مي‌زد و توپ را وارد دروازه مي‌كرد.

زيدان، همبازي رونالدو در توصيف او مي‌گويد: «وقتي رونالدو توپ را در اختيار داشت، با سرعت 2000 مايل در ساعت حركت مي‌كرد.» آنقدر عاشق دريبل زدن بود كه در اكثر تك‌به‌تك‌هايش، حتماً بايد دروازه‌بان را دريبل مي‌زد تا ضربه نهايي را بزند.

اولين بازيكن پلي‌استيشن
بدون شك، رونالدو را بايد اولين بازيكن پلي‌استيشني تاريخ فوتبال دانست، مارسل دسايي فرانسوي در اين مورد گفته: «هرگز بازيكني را نديده‌ام كه در آن سرعت بالا با چنان دقتي توپ را كنترل كند. تماشاي او مثل تماشاي شخصيت‌هاي بازي‌هاي كامپيوتري بود.» نبرد مشهور او رويارويي با الساندرو نستا در فينال جام يوفا 1998 بود، دو بازيكني كه به عنوان بهترين مهاجم و بهترين مدافع دنيا در آن زمان شناخته مي‌شدند. رونالدو حريف خود را نابود كرد طوري كه نستا هنوز مي‌گويد: «آن روز يكي از بدترين تجربيات دوران فوتبالم بود.» نستا بعد از بارها تماشاي فيلم بازي به اين نتيجه رسيد كه خيلي هم بد كار نكرده: «واقعاً كاري نمي‌شد كرد، رونالدو غير قابل مهار بود.»

كامپوستلا
رونالدو با مشهورترين گل خود كه مقابل تيم كامپوستلا در سال 1996 زد، نام اين تيم را هم در صفحه‌اي مهم از تاريخ فوتبال حك كرد. آن روز، رابسون، از تعجب و حيرت، دستانش را روي سرش گذاشت. سرمربي بارسا نمي‌توانست آنچه مي‌بيند را باور كند، يك فوتباليست استثنايي، آن هم در حالي كه تازه ‌وارد 20 سالگي شده بود.

منبع خبر خبرورزشی
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top