ماهیانه بیش از 17 میلیارد تومان از طریق معلمانی که عضو این صندوق هستند به حساب صندوق ذخیره پول تزریق می شود که این میزان واریزی ماهانه می تواند هر بنگاه اقتصادی موفق، و یا حتی و شکست خورده را سال ها سر پا نگه دارد. اما شور بختانه این صندوق تنها چیزی که برای فرهنگیان ندارد منافع مالی است. و از بدو تأسیس، طی همه این سال ها صرفا اقدام به فربه کردن خود کرده است و در کنار آن نیز منافع مالی زیادی برای هیأت مدیره های قبلی و فعلی و همچنین وزرای آموزش و پرورش و معاونان ایشان در ادوار گذشته و این دوره داشته است.

این در حالی است که این طرف ماجرا معلمان همچنان در حال دست و پنجه نرم کردن با اوضاع بد اقتصادی و معیشتی خود هستند. بیشتر مدارس کشور تخریبی و کهنه و فرسوده بوده و دارای محیط هایی ناشاد می باشند. تجهیزات آموزشی مدارس در حد بسیار نامطلوب است و حتی مدیران و کادر اجرایی مدارس باید برای پرداخت قبوض خدماتی دستشان را در جیب اولیای دانش آموزان کنند و...


هرچند که منافع این صندوق باید به اعضای آن داده شود و نمی شود این صندوق را مسئول نوسازی و تجهیز مدارس کرد و یا پرداخت قبوض خدماتی مدارس را به آن سپرد. اما مسئله این است که معلمان چندان منافعی از این صندوق بسیار ثروتمند ندیده اند و از طرف دیگر این صندوق به مدارس نیز کمک چندانی نکرده و نمی کند. لذا سوال اینجاست که این منافع به جیب چه کسانی رفته است؟

و چرا باید وزیر آموزش و پرورش و معاونین ایشان که باید مدافع حق و حقوقات معلمان عضو این صندوق باشند، خودشان از اعضای هیأت امنا و هیأت مدیره صندوق بوده و از ذی نفعان اصلی سودهای کلان صندوق ذخیره فرهنگیان می باشند؟ که این مورد باعث شده است در دراز مدت در این صندوق رانت خواری و اختلاس هایی صورت بگیرد که از چشم همگان پنهان مانده است.

حتی تحقیق و تفحص هم در آن بی فایده بوده و صندوق عملا خود را ملزم به پاسخگویی به اعضا نمی داند. و هیچ شفافیتی در عملکردها ، انتصاب ها ، عایدی ها و دیگر موارد صندوق دیده نمی شود.


در این میان معلمانی که به عملکرد صندوق ذخیره فرهنگیان معترض هستند به نشانه اعتراض واریزی خود را به صندوق قطع کرده و موجودی خود را از صندوق خارج می نمایند و از عضویت در آن انصراف می دهند. و اعلام می کنند که با خروج اکثریت معلمان از عضویت در صندوق فشار مالی و هجمه رسانه ای زیادی به صندوق وارد می آید و باعث وادار کردن هیأت مدیره صندوق به شفافیت وپاسخگویی می شود.


هرچند این کار یقینا بی تأثیر نبوده و در کوتاه مدت فشار مضاعفی به صندوق وارد می کند . اما با توجه به اینکه این صندق به اندازه ای فربه و ثروتمند شده است که حتی با خروج همه اعضا به لحاظ مالی چندان فشاری را متحمل نمی شود لذا در دراز مدت این خروج اعضا از صندوق به نفع دولت و هیأت مدیره صندوق بوده و باعث می شود از تعداد مدعیان صندوق کاسته شده و رانت خواری و اختلاس در آن راحت تر انجام شود. مع الوصف خروج اعضا از صندوق در واقع پاک کردن صورت مسئله بوده و چاره اصلی کار نیست.


عملکرد و سیاست گذاری صندوق نیز طوری است که اگر فردی بخواهد از صندوق خارج شود کمترین زمانی که می تواند صاحب موجودی خود در صندوق شود سه ماه است. پس اگر فرض را بر این بگذاریم که همه اعضا به یک باره موجودی خود را از صندوق طلب کنند، صندوق سه تا چهار ماه کامل فرصت دارد تا این موجودی را به اعضا مسترد نماید.

این یعنی کم شدن فشاری که معلمان می خواهد به صندوق وارد کنند.
پس به نظر نگارنده بهترین راهکار، فشار بر صندوق جهت شفاف سازی هرچه بیشتر و درخواست اکید معلمان از مسئولین جهت تحقیق و تفحص دقیق، و از طرف دیگر تغییر ساختار مدیریتی و نوع انتخاب اعضای هیأت مدیره بوده و مهم تر از همه اینها خارج کردن وزیر آموزش و پرورش و معاونان وی از لیست ذی نفعان سودهای کلان صندوق است.

صد البته باید نمایندگانی از معلمانِ عضو این صندوق، که بر اساس یک انتخابات آزاد و اصولی تعیین می شوند در صندوق حضور داشته و شاهد و ناظر بر تمامی اقدامات و حسابرسی های آن باشند. اینجاست که می شود تا حدودی امیدوار به رفع ابهامات و بهبود عملکرد صندوق شد.

 

دبیر ریاضی ناحیه یک سنندج
 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 1

احمد
|
4مهر ماه 1395
0
0
دلت خوشه بابا چه آشی چه کشکی 4 تا معلم برن اونجا با 200 هزار تومن سرشون شیره میمالن بازم روز از نو روزی از نو

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top