الفبای فقر در مناطق مرزی

وکیل ملت: به 98 روستای بخش مرکزی با تانکر آبرسانی می‌شود وبه علت عدم برنامه‌ریزی اصولی و درست مسئولان پدیده حاشیه نشینی در این شهرستان رشد قابل توجهی داشته است و هم هنوز برخی از روستاها فاقد آب لوله کشی هستند و بیش از 55 درصد جمعیت بخش مرکزی بیرجند در چهار روستای حاشیه شهر زندگی می‌کنند؛

تاریخ انتشار: 4مهر1395|22:47

الفبای فقر در مناطق مرزی
| کد خبر: 194866

همچنین خشکسالی های چندین ساله معیشت مردم روستاهای بخش مرکزی و استان خراسان جنوبی را با مشکلاتی مواجه کرده که این مشکلات مهاجرتها را نیز به دنبال داشته است.مهاجرت هایی که در سایه فقر حتی حق تحصیل را از کودکان گرفته است؛ بیشتر این کودکان تا کلاس ششم درس می خوانند و بعد از آن جذب بازار کار می شوند؛ نیروی کار که اعتراض را بلد نبوده و البته که ارزان هم هستند.


در بین روستاهایی که آب لوله کشی دارند, آب برخی از اذان صبح تا اذان مغرب قطع و فقط در طول شب امکان استفاده از آن وجود دارد؛ همچنین از سال 86 تاکنون توسعه ای برای زیرساخت های مخابراتی در روستاهای شهرستان به خصوص روستاهای حاشیه بیرجند به وجود نیامده است, همه این آمار در کنار رتبه هشتم ذخایر معدنی و 318معدن با 38 نوع مواد معدنی از جمله مس، منیزیت، زغال سنگ و آهن سردرگمی عجیبی به دنبال دارد.

"محمد"
در بخش معدن خراسان جنوبی 6844 نفر مشغول فعالیت هستند اما اکثر شاغلان حوزه معدن استان از وضعیت کاری خود راضی نیستند که شاید مهترین دلایل آن انحصارطلبی دولت در فعالیتهای معدنی و تاثیر منفی این وضعیت در رشد و توسعه فعالیتهای معدنی کشور است.


"گاهی از گرسنگی حالمون بهم می خوره, اخه کی گفته زندگی همینه؟ برای ما بوده؛ اما نمی خوایم برای بچه هامون هم همین باشه, اون وقت باید چی کار کنیم؟ شما که چارتا کتاب خوندی بگو." صورت آفتاب سوخته ای دارد که باعث می شود چشمانش برق بزند, اول از اینکه تنها به حومه شهر آمدم شاکی شد؛ اما در عوض به وقت بازگشت کمک کرد یک ماشین با راننده ای مطمئن پیدا کنم و بیشتر از آن جمله" دست مریزاد" آخرش در خاطرم ماند؛ محمد, کارگر قدیمی یک معدن که از بی عدالتی به تنگ آمد و به خانه بازگشت و حال برای اینکه سرنوشت فرزندانش متفاوت از سرنوشت او باشد به دنبال راه چاره است و آرام زمزمه می کند:" شیش, هفت بار جنس ببرم و بیارم واسه دو سال بارمو بستم, می فهمی که؟" تکان می خورم, می گوید:" ما غیرت داریم." روز است اما هوا تیره می شود.

"الفبای فقر"
" قبل از ظهر برو, راه زیادی داری تا همه روستاها, زود برو که به شب نخوری, جاده امن نیست, بعضی روستاها در مسیر جاده اصلی نیستن باید بین فرعیا پیداشون کنی." همینطور که از راه پرپیچ و خم روستاهای تابع شهرستان نهبندان و سربیشه می گوید, اطمینان می دهد که به غیر از دو روستا که بین کوه واقع شده است, می شود روی آنتن دهی موبایل حساب باز کرد و خیلی جدی می گوید:" شاید کمک لازمت شد." بعد با لحنی که مشخص نیست شوخی است یا جدی می گوید:" البته نگران نباش همین الان که اینجا وایستادی خیلی ها از رفتنت به اون مناطق مطلع هستن."


لیست و نام روستاها را از مرد راهنما می گیرم و فردای همان روز است که خود را در جاده ای پرپیچ و خم می بینم که گویی آرام و قرار ندارد و به گفته مرد راننده دو سال است که وضعیت آن کمی بهتر از قبل شده است.جاده ای که انتهای آن به روستاهای توتک, ماخونیک, درح, کبات و تیغنو می رسد.


اولین روستا بهت زده ام می کند و خوب می دانم که پس از باز گشت باید زمان زیادی بگذرد تا از سفر نیز بازگردم.
 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top