و پسر نوجوانی که تنها می دانیم، نامش امیرحسین است و هفده ساله. امسال، او هم، باید روی یکی از همین نیمکت ها، نشسته باشد و برای آینده اش، برای فردایش، نقشه های طلایی بکشد..... ولی امروز، ستایش در سینه سرد گورستان خوابیده ... و دهان باز گور دیگری، منتظر بلعیدن امیرحسین است......

این است قانون سیستم ورشکسته ای که برای ناکارآمدی خود در مدیریت اجتماعی و پیشگیری از جرایم، همواره از شهروندان انتقام می گیرد. آنها را مجازات می کند و به پای چوبه دار می فرستد.  مجرم، حتی اگر یک نوجوان هفده ساله باشد، به شدیدترین شکل، باید مجازات شود ولی هرگز درباره زمینه های اجتماعی بروز جرم، هیچ پرسشی از هیچ مدیر و مسؤولی، نباید در میان باشد و هیچ پاسخگویی قانونی هم در پی نخواهد بود.

همیشه در چنین شرایطی، همه کارشناس می شوند. از پلیس و نیروهای انتظامی شهری و مرزداری که مسؤول ساماندهی نظم و امنیت اجتماعی و آمایش جمعیت روزافزون مهاجرین قانونی و غیرقانونی و پالایش کلونی های انسانی در هم پیچیده  جامعه مهاجرین و میزبان در مناطق جرم خیز حاشیه شهرهای بزرگ و شهرک ها هستند تا وزارت کشور که به جای یافتن راهکارهای دیپلماتیک برای کنترل و ساماندهی این شرایط نابسامان، مشغول امور حقوقی به همسایگان شرقی ایران، در  زمینه امور مهاجرتی و افزودن بر بار مشکلات روزافزون امنیت اجتماعی کشور است

تا سیستم ناکارآمد و ایدیولوژیک آموزشی که به جای گسترش آموزه های پایه ای زندگی و پرورش توانمندیهای اجتماعی دانش آموزان، روشهای ریاکاری موجه و ظاهرسازی اخلاقی لازم برای هماهنگی با سلیقه مسئولان را ، به آنان آموزد.

سیستمی که از شناخت نیاز و انگیزشهای دوران پرشور نوجوانی، به اندازه ای دور مانده است که گمان می کند همه بحرانهای نوجوان امروزی آنهم در مناطق پرخطر  و آسیب زای حاشیه شهرهای بزرگ را، می توان با اقدامات سطحی و ... در مدارس، حل کرد.

بگذارید چند روز دیگر بگذرد. همه فاجعه ای که در راهست را فراموش می کنند. همه کسانی که باید پاسخگو باشند و اکنون خودشان در جایگاه کارشناس و منتقد نشسته اند، دوباره به همان روند گذشته، کارها را پیش خواهند برد.

باز همان سهل انگاری ها، باز همان بی خبری ها، باز همان خوش خیالی ها، باز همان رفتارها ها و باز هم ریاکاری ها. تا دوباره، کی و کجا، فاجعه ای روی دهد و ... کارشناسان به میدان بیابند و مدیرانی که باید پاسخگو باشند، خودشان منتقد شوند و ... سرانجام با یک حکم اعدام، همه چیز پایان یابد و .... فاجعه در زیر پوست شهر، نفس می کشد و گورستان ها، هر روز قربانیان جوان تری می گیرند.

 

 .یادداشت اختصاصی کانال کانون صنفی معلمان
 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 1

زینب
|
6مهر ماه 1395
0
0
خداوندبه خانواده ستایش صبربده شماهم که یه جورایی دارید ازامیرحسین خان دفاع میکنید اگه بایک ایرانی هم این کاررومیکردبازهم همین طورحرف میزدید درموردش کمی انصاف داشته باشید

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top