کمال مشحون در جامعه بسکتبال ایران به مرد علم و عمل شناخته شده است. وی یک دهه کاپیتان تیم ملی بسکتبال بود و محمود و محمدرضا مشحون برادران کوچکتر از کمال تحت تاثیر شهرت و آوازه برادر بزرگتر ، بسکتبالیست شدند. به غیر از محمدرضا که شاید بتوان گفت تا اندازه ای به افتخارات کمال نزدیک شد، محمود هیچ گاه در عرصه بازی های ملی نتوانست افتخارات کمال مشحون را تکرار کند.

کمال مشحون در نامه ای سرگشاده از دغدغه های این روزهای بسکتبالی خود می گوید. او در ایران است و روزی نیست که اهالی بسکتبال ایران به او مراجعه نکنند و به عنوان بزرگتر خانواده مشحون و جامعه بسکتبال با او درد دل نکنند. درددل هایی از جنس بی عدالتی و رفتار دیکتاتورمنشانه برادرکوچکش محمود که رییس فدراسیون بسکتبال است و به راحتی در حق همه جفا می کند. از پیشکسوتان دیروز گرفته تا مربیان و کاپیتان امروز بسکتبال. ظلم در حق رسانه های مختلف به بهانه و شعار توخالی حراست از بسکتبال در حالی که به اعتقاد کمال مشحون ، محمود فرافکنی می کند و خود عامل مخرب بسکتبال شده است و افراد را پای خودخواهی ها و تنگ نظری ها قربانی می کند…

به گزارش بانک ورزش، متن نامه کمال مشحون به برادرش به شرح زیر است:

به نام خدا

 هَلْ جَزَاء الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ (آیا جزای نیکی جز نیکی است؟)

در عالم هستی انسان های بزرگ و وارسته دارای رفتاری هستند که گویای شخصیت برجسته و جایگاه رفیع آنان است در عوض انسان های حقیر و کوچک و ضعیف النفس با استفاده از فرصت های کاذب و هیاهوی پوچ و استفاده از سابقه و اصالت دیگران ضمن کسب موفقیت های غیرواقعی و غصب جایگاه های مهم ، خودشیفته شده و خود را مالک همه کارهای دیگران می بینند. اینان در گذر زمان به لحاظ عدم تعادل روحی و روان کوچک و نداشتن ظرفیت های لازم در جایگاهی که قرار می گیرند، از خود واقعی بیگانه شده و کبر و غرور تمامی وجودشان را فرا می گیرد که نمی توانند درست تصمیم بگیرند. این افراد بدون تخصص لازم و به طور تصادفی پست می گیرند و از آنجایی که در مسند قدرت دچار چالش درونی و تضاد در گفتار و عملکرد می شوند، راه چاره درماندگی خود را در حذف افراد کاردان و متخصص می دانند.

اینجانب محمد (کمال) مشحون رییس سابق فدراسیون بسکتبال و کاپیتان تیم های دبیرستان دارالفنون و باشگاه های مختلف ، کاپیتان تیم دانشکده حقوق ، کاپیتان تیم دانشجویان ایران در مسابقه های جهانی شوروی سابق و نهایتا کاپیتان تیم ملی بسکتبال وظیفه دارم حقایقی را درباره فدراسیون کنونی و ورزشکاران مظلوم بسکتبال بازگو کنم .مردم باید کسانی که می خواهند در افکار عمومی دست ببرند و به اهداف شان برسند ، بشناسند . خیلی ها این روزها تلفنی یا حضوری از بیدادی که بر آنها در بسکتبال رفته با من سخن می گویند. ابتدا از این افراد که هر کدام بزرگان کار بلد و متخصص این ورزش هستند تشکر می کنم که پس از سالیان دور فاصله ام با بسکتبال همچنان اینجانب را به عنوان پدر خانواده بسکتبال می شناسند و با من درددل می کنند.

وقتی رییس فدراسیون بسکتبال بودم اساس کارم در جامعه بسکتبال بجا آوردن رسم مروت و برادری میان اعضای آن بود. از طرفی با تشویق و نصیحت مادر مرحومم باید از برادرانم حمایت می کردم  که در زمان ریاستم در فدراسیون به وصیت مادرم عمل کرده و محمود را به فدراسیون بردم و به او کار یاد دادم.

محمود در آغاز سال های انقلاب با چند نفر طرح دوستی ریخت که در همان زمان مقدمات ریاستش در فدراسیون های بسکتبال و هندبال را فراهم کرده بودند . او در شلوغی های همان سال ها لابی های زیادی داشت و خوب خودش را در بین برخی انقلابیون جا زد . آنجا فهمیدم محمود برای به دست آوردن صندلی ریاست همه کار می کند.

محمود مشحون

توضیح عکس: این تصویر قدیمی از رضا، کمال و محمود مشحون است

محمود را با آنکه برادرم بود اما در آن سال های بعد از انقلاب بیشتر شناختم . بر خلاف میل باطنی ام و صرفا برای اعتلای ورزش بسکتبال همچنان دست از  حمایت و تشویق و راهنمایی او برنداشتم  اما در این رهگذر هر چقدر که از سال های حضور او در ورزش می گذشت بیشتر به کمبودها و نقائص شخصیتی او پی می بردم . او فقط قدرت می خواست و هر روز از شعارهای مدیریتی من مبنی بر مروت و برادری در بسکتبال دورتر می شد.

برادرم چند دوره به لطف همان ارتباطات و لابی گری ها رییس فدراسیون شد. او هنرش و راز ماندگاری خود را تملق کردن از روسای وقت ورزش می داند در عوض برای زیردستانش اهرم های فشار و تهدید دارد.

اخیرا پا را فراتر نهاده و اتهاماتی به من که زمانی به قول خودش ولی نعمتش بوده ام ، وارد کرده است.

من این واکنش های غیر طبیعی را ناشی از سرخوردگی  و عدم آگاهی و نمک نشناسی می دانم  که علاوه بر عقوبت الهی مستوجب پیگیری جدی کیفری است.

سرخوردگی به حدی رسیده که  تهمت و افترا مانند نقل و نبات در دهان می چرخد و برای او شیرین شده اما برای آخرین بار خطاب به او می گویم بترسد از عقوبت این کارها و اتهام زنی ها.

پرسش اینجانب از مسئولان دلسوز ورزش کشور این است که واگذاری مسئولیت خطیر ورزش محبوب و دانشگاهی بسکتبال به انسانی کوچک به چه قیمتی باید تمام شود؟ به قیمت سرخورده کردن جوانان و حذف بزرگان کارآمد و دلسوز این ورزش؟

امیدوارم در همین حد توانسته باشم برخی حقایق را سربسته یا باز درباره محمود مشحون بازگو کرده باشم و مسئولان ورزش را مجاب کرده باشم به آینده بسکتبال فکر کنند. به آینده همه بزرگان کارآمدی که با حس توطئه و توهم محمود مشحون در بسکتبال خانه نشین شده اند. عمری باقی بود و همچنان با وجود آسیب های محمود به بسکتبال ، وظیفه ام می دانم حقایق تازه ای را بازگو کنم.

محمد (کمال) مشحون

پنجم  مهر ۱۳۹۵

 

منبع خبر بانک ورزش
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 1

علیرضا
|
7مهر ماه 1395
0
0
ماشالا به این مرد بزرگ

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top