مارال بین بچه محل ها به مجید معروف بود و از بچگی با پسران هم کوچه ای بازی می کرد به طوریکه رفتارش پسرانه شده بود و هیچ همبازی دختری نداشت.

او حتی وقتی مدرسه تعطیل می شد با دوستانی که همگی پسر بودند به خانه برمی گشت و خاواده اش هرچه اصرار داشتند این رفتارش اشتباه است گوشش بدهکار نبود.

17 ساله شده بود که دوستانش قرار گذاشتند به شمال سفر کنند او هم که بعد از مرگ پدرش یکه تاز خانه شان بود شال و کلاه کرد و روانه یکی از شهرخای شمالی شد بدون اینکه بداند چه سرنوشت شومی در انتظارش است.

شب نخست بود پس از کلی بازی و تفریح همه در ویلای اجاره ای خوابیدند اما هنوز نیم ساعت نگذشته بود که مارال سایه دوستانش را بالای سرخود دید آنها مشروب خورده بودند و این بار مارال هرچی التماس کرد و مدام گفت که بچه ها من مجید هستم کسی گوش نداد و 4 دوست صمیمی اش یکی پس از دیگری به او تجاوز کردند و بعد بدون شرمساری رفتند به اتاق هایشان و خوابیدند.

صبح روز بعد مارال دیگر در ویلا نبود از آنروز به بعد مارل دیگر جواب تماس های دوستانش را نداد آنها پیغام دادند که پشیمان هستند و مست بوده و ندانستند چه کردند اما مارل مرتب به خود می پیچید و بارها تصمیم به خودکشی گرفت.

3ماهی نگذشته بود که مارال فهمید باردار است و سراغ پسرها رفت هیچکدام نمی پذیرفتند که پدر باشند باید سقط جنین می شد و مارال از لحاظ جسمانی قادر به این کار نبود .

این دختر که هنوز رفتاری پسرانه دارد با مراجعه به دادسرا به طرح شکایت پرداخت و از پسران متجاوز شکایت کرد.

با ادعاهای این دختر دوستان کثیف او بازداشت شدند و همگی پذیرفتند تحت تاثیر مشروبات الکلی همان شبانه وسوسه شده اند تا به مارال تجاوز کنند.

با دستور بازپرس برای شناسایی پدر جنین آزمایشات ژنتیکی صورت گرفت و پرونده به دادگاه کیفری ارجاع شد.

منبع خبر رکنا
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top