پل معلق؛ ننویی در دامن سبلان

حمید حاجی‌پور

وکیل ملت: هر مسافری که وارد مشگین‌شهر می‌شود، سراغ پل معلق را می‌گیرد. آدرس سر راست است؛ 300 متر بالاتر از میدان دوم، سمت چپ. این شهر، پیش از ساخته شدن پل، به طبیعت زیبا و چشمه‌های بی‌شمار آبگرم روستاهایش در دامنه‌های کوهستان سبلان معروف بود. البته هنوز هم هست، ولی ذوق دیدن و راه رفتن روی پلی که می‌گویند مثل ننو تاب می‌خورد، سودای تازه‌ای است برای مسافران و گردشگران.

تاریخ انتشار: 17مهر1395|00:22

پل معلق؛ ننویی در دامن سبلان
| کد خبر: 197339

راه نزدیک است. از پایین شهر می‌شود پل را دید. حالتی شبیه به نیم‌دایره دارد. از ورودی شهر تا پل با ماشین 5دقیقه بیشتر راه نیست. آخر هفته است و با وجود اینکه مدارس باز شده و کمتر کسی به مسافرت می‌رود ولی مسافران زیادی برای تماشای پل به اینجا آمده‌اند. خیابان و پارکینگ جا به جا پر از ماشین است. بیشترشان باربند دارند. معلوم است از جای دوری آمده‌اند. وارد محوطه مجموعه می‌شوم. نخستین چیزی که نظرم را به خود جلب می‌کند، نه پل بلکه موبایل‌ها و مونوپادهایی است که دست مردم است. دوربین همه موبایل‌ها روشن است. بازار سلفی هم داغ داغ، آنقدر که حتی مردها و زن‌های هفتاد ساله هم وارد معرکه شده‌اند. باید بگویم وقتی زمینه عکس، کوهستان زیبا و سرسبز سبلانی باشد که سر از مه و ابر بیرون آورده، هر کسی را برای گرفتن چند عکس خاطره انگیز به هوس می‌اندازد.


همراه با «علی» عکاس روزنامه می‌رویم روی پل. پلی متفاوت‌ از همه سازه‌هایی که دیده‌ایم، حتی پل طبیعت تهران. پل معلق با کابل‌های بی‌شماری محکم شده و کابل‌های دیگری به نام «حمایت» آن را به زمین وصل کرده ‌است. روی پل وقتی پایین را نگاه می‌کنی، سرت گیج می‌رود. ارتفاع، بیش از آن چیزی است که فکرش را می‌کردم. هرچند وضعیت برای مسافران ناآشنا، کمی ترسناک و هیجان‌انگیز است، اما تماشای سبلان مه‌آلود و باغ‌های سرسبز از آن بالا آرامش‌بخش است. روی پل 200نفری هستند. وزش باد و رفت و آمدها پل را تاب می‌دهد؛ انگار زیر پایت خالی می‌شود. ناخواسته یاد کارتونی می‌افتم که در بچگی دیده ‌بودم؛ مرد چوپان، همراه با اسبش از روی پل چوبی که با طناب به هم وصل هستند، عبور می‌کند و چندین تکه از کف پل می‌شکند و اسب از بالا به داخل رودخانه سقوط می‌کند. با پایم چند ضربه نه چندان محکم به کف پل می‌زنم. محکم است و جای ترس ندارد.


روی پل با اطرافش فرقی نمی‌کند؛ همه در حال عکس گرفتن هستند. بیشتر از رفت و آمدها، ژست‌های روی پل به چشم می‌آید. یکی دست‌هایش را باز می‌کند انگار می‌خواهد کوهستان را در آغوش بگیرد. یکی دیگر روی زمین نشسته و دیگری آنچنان در بحر عکاسی است که حواسش نیست چند عابر دیگر پشت او متوقف شده‌اند. بقیه هم طوری دوربین موبایل‌شان را زاویه‌بندی کرده‌اند که هم پل معلوم باشد هم سبلان.
 میانه پل، آنهایی که در مسیر رفت هستند، برای یک لحظه توقف می‌کنند. دو به شک هستند بروند یا بپرند.

جلوتر که می‌روم متوجه تردیدشان می‌شوم؛ طراح پل معلق، برای جذاب شدن این سازه وسط پل، شیشه‌ای بزرگ به جای چوب گذاشته ‌است. گویی با پا گذاشتن روی آن یکراست می‌افتی ته دره! کف دره سبز از قاب شیشه‌ای آنچنان ترسناک نیست و بیشتر شبیه  عکس‌های انتزاعی است. دختر نوجوانی در میان تردید عابران، برای رفتن و نرفتن یکراست می‌رود و روی شیشه می‌نشیند و ژست‌ می‌گیرد و چلیک و چلیک عکس می‌اندازد. می‌خواهد هر طور که شده پل و شیشه و دره و خودش در یک قاب باشند. به هزار زور و زحمت موفق می‌شود. عکس‌ها را به فامیل‌هایش نشان می‌دهد و می‌گوید: «رسیدیم هتل این عکس را می‌گذارم توی اینستاگرام. این یکی هم قشنگ است عکس پروفایل تلگرام می‌کنم. این یکی هم که به ‌نظرم خوراک فیس بوک است.» همین حرف‌ها کافی است که بقیه هم دست به کار شوند و خودشان را بیندازند روی شیشه. حالا عکس است که از همدیگر می‌گیرند.
 به راه‌مان ادامه می‌دهیم. به انتهای پل می‌رسیم؛ لرزش‌ها و پیچ و تاب پل بیشتر می‌شود. بچه‌ها با این تکان‌ها به ذوق می‌آیند و روی پل می‌دوند و خانواده‌هایشان هم به‌دنبال‌شان. آخر پل پیرمرد و پیرزن ایستاده‌اند و می‌خواهند عکس سلفی بگیرند. طفلکی‌ها بلد نیستند. کمک‌شان می‌کنم تا عکس یادگاری بیندازند.


ابتدا و انتهای پل بیشترین تجمع برای عکاسی است. پیر و جوان و پسر و دختر است که عکس می‌اندازند. عکس‌های یادگاری که هر کسی را به هوس می‌اندازد. حتی سفر به اینجا برای گرفتن همین چند عکس هم می‌ارزد. مثل «حسن اکبری» که از تهران آمده. او درباره سفرش به این منطقه می‌گوید: «دوستم وسط تابستان آمده بود مشگین شهر و هر روز از پل معلق و آبگرم‌های این اطراف توی اینستاگرامش عکس می‌گذاشت. عکس‌ها آنقدر قشنگ و دیدنی بود که تصمیم گرفتم همراه  همسرم برای دو سه روز به اینجا بیاییم. فکر نمی‌کردم این شهر آنقدر بکر و زیبا و خوش آب و هوا باشد. اگر تهران برگردم برای همکاران و فامیل‌هایم اینجا را تعریف می‌کنم.»
از مادربزرگی که پتو روی شانه‌هایش انداخته و از همان ابتدای پل در حال فیلمبرداری است می‌پرسم شناختی از این منطقه داشته یا نه؟

فیلمبرداری را قطع می‌کند و می‌گوید: «12 سال است هر مهرماه با شوهرم در سالگرد ازدواجمان به سرعین می‌آمدیم ولی از سال پیش که به پیشنهاد یکی از دوستان به مشگین‌شهر آمدیم قرارمان عوض شد و از امسال برای سفر اینجا را به‌ خاطر بکر بودن و آبگرم‌های بکرش انتخاب کردیم. این پل و طبیعت اطرافش آنقدر قشنگ است که آدم از پیاده‌روی لذت می‌برد. از اینجا فیلمبرداری می‌کنم و برای نوه‌هایم که آلمان زندگی می‌کنند می‌فرستم تا ببینند ایران چقدر طبیعت زیبایی دارد.»


آن‌ طرف پل، مهندس «جواد قربانی»، مدیر طرح منطقه نمونه گردشگری «خیاوچایی» منتظر است. همراه با او روی پل قدم می‌زنم و از او درباره چگونگی ساخت چنین پلی در این منطقه می‌پرسم.
«مشگین‌شهر دارای قابلیت‌های بی‌نظیر گردشگری است مثل چشم‌اندازهای دامنه سرسبز سبلان، ییلاقات عشایر، آبگرم‌های معدنی با خاصیت درمانی بالا، منظره زیبای دره خیاوچایی، آثار باستانی و میراث فرهنگی و همچنین آب و هوای ییلاقی و طبیعت زیبای روستاهای هدف گردشگری که بسترهای مناسبی برای سرمایه‌گذاری در صنعت گردشگری هستند.

همین قابلیت‌ها باعث شد تا تصمیم ساخت چنین سازه‌ای قوت بگیرد.
استارت پل معلق از سال 83 زده شد و بخشی از عملیات زیرساختی سازه در همان سال‌ انجام شد اما بنا به دلایلی ادامه عملیات از سال 93 شروع شد و در کمتر از 9 ماه پل معلق ساخته شد و در 26 اردیبهشت ماه سال 94 با حضور دکتر سلطانی‌فر، معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان میراث فرهنگی کشور به بهره‌برداری رسید.» اما سؤالی که ذهن خیلی از بازدیدکنندگان را مشغول می‌کند، این است که ایده ساخت این پل چگونه و در ذهن چه کسی شکل گرفته‌است؟ آیا پل دیگری به این شکل در منطقه دیگری از کشور وجود دارد؟


مهندس قربانی در این‌باره می‌گوید: «ایده پل معلق توسط مهندس «گنجعلی بیگ» که مجری این سازه در مشگین شهر است مطرح شد. او این ایده را از پل «کاپیلانوی» ونکوور کانادا الهام گرفته و با توجه به منظره زیبا و رؤیایی دره خیاوچایی نقشه این سازه را طراحی کرد. پل معلق نخستین پل معلق کشور است و با 365 متر طول، 2 متر عرض و 80 متر ارتفاع از کف دره خیاوچایی در سطح خاورمیانه منحصر به فرد است.»
بنابر گفته مهندس قربانی از سال گذشته تاکنون بیش از 300 هزار گردشگر از این پل بازدید کرده‌اند و با تکمیل فاز دوم این مجموعه، انتظار می‌رود تعداد بازدیدکنندگان در سال آینده به بیش از 2برابر این تعداد برسد.
 البته وجود آب‌های گرم سبلان از جمله قوتورسویی، شابیل قینرجد، ملک سویی، مرویل، دودو، آق سو، ایلان‌لو، مراتع سرسبز سبلان، عشایر ائل سون و گذرگاه‌های کوچ عشایری کاروانسرای قانلی بولاغ مشگین‌شهر، قله سبلان، کهنه قلعه مشگین شهر، دژ قهقهه مشگین‌شهر و... به جذابیت‌های گردشگری این شهر افزوده ‌است.


وقت رفتن است و باید دامنه سبلان را با این همه زیبایی با هوای ییلاقی‌اش با هوای آلوده و ترافیک و شلوغی تهران عوض کنیم.
 

منبع خبر ایران
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top