پدیده ترامپ محصول فساد نظام حزبی‌

محمد محبی

وکیل ملت: پدیده ترامپ در ایالات متحده آمریکا، بی تردید، محصول فساد نظام حزبی‌است. در قانون اساسی آمریکا به احزاب سیاسی اشاره نشده است و بنیان‌گذاران دوراندیشِ کشور ایالات متحده امریکا به‌دلایلی که اکنون باید برای همه روشن شده باشد، با قاطعیت علیه احزاب هشدار داده‌اند.

تاریخ انتشار: 28مهر1395|11:45

پدیده ترامپ محصول فساد نظام حزبی‌
| کد خبر: 198756

بنیان گذارانی که از یک نسل استثنایی از نخبگان دولت ساز در اواسط قرن هجدهم بودند. نسلی که گمان نکنم در هیچ برهه تاریخی تکرار بشود.   حضور این همه نخبه و دایره المعارف های متحرکی چون فرانکلین، جفرسون، مدیسون، پین، همیلتون و .. و تجمع آنها در یک نسل و در یک سرزمین و همکاری و همدلی شان برای ساخت یک قدرت سیاسی استثنایی، بسیار عجیب است و این از بخت های تاریخی مردم ایالات متحده امریکاست که موسسین کشورشان این نسل می باشند. (نیکولو ماکیاوللی، فیلسوف سیاسی عصر مدرن، نقش بخت و اقبال در سیاست را موثر می داند)   در چند دهه اخیر، جمهوری‌خواهان به گروه مخالف تبدیل شده‌اند. منظور از گروه مخالف، مجموعه‌ای از گروه‌های جمعیتی است که عمدتاً خود را مخالف دمکرات‌ها تعریف می‌کنند. پیش‌تر، احزاب اکثراً به‌عنوان مدافعِ ایالات یا گروه‌هایی با اهداف مشترک عمل می‌کردند؛ گروه‌هایی مثل کشاورزان، کارگران، اهالی کسب‌وکار و.. که با آرای خود آن‌ها را تأیید می‌کردند.   تا چند هفته پیش و قبل از افشای رسوایی فایل صوتی شرم آور دونالد ترامپ، بسیاری از مسیحیان اِوانجلیکِ جمهوری‌خواه اصرار داشتند که گناهانِ گذشتۀ ترامپ و هرگونه درشتی و بی‌رحمی در رفتار کنونی‌ او را کاملاً نادیده بگیرند.   آنان همچنین در صدد بودند گناهان احتمالیِ او را هم پیشاپیش ببخشند؛ مثل «ازهم‌پاشیدنِ خانواده‌های مهاجر یا برانگیختن تعارض در خارج از کشور. آن‌ها از او هیچ‌ چیز نمی‌خواستند؛ جز آنکه برنده شود. بطور کلی استراتژی جنوبی و جنگ‌های فرهنگی از زمان ریچارد نیکسون، تاکتیک جمهوری‌خواهان بوده است تا بتوانند به دمکرات‌ها انگ وابستگی به گروه‌های نامطلوب بزنند؛ ‌طوری که دفاع آن‌ها از حقوق اقلیت‌ها، زنان، مهاجران و فقرا، در کنار حمایتشان از ازدواج هم‌جنس‌ها، در بسیاری از مردم جهان نوعی بیزاریِ شبه‌اخلاقی از گروه‌های نامطلوب برانگیخته است.   این در تضاد با مسیحیتی به نظر می‌رسد که حزب جمهوری‌خواه مدعیِ سرسخت آن است.» به همین خاطر هم هست که بارها گفته ام که آخرین جمهوریخواه واقعی و یک محافظه کار با پرنسیب در آمریکا همان ریچارد نیکسون است. و از زمان ریچارد نیکسون، محافظه کاری آمریکایی، هرچند دو بار توسط ریگان و جرج بوش، نماینده ای به کاخ سفید فرستاد، اما گفتمان محافظه کاری آمریکایی، همچنان دولت مستعجل است. اما محافظه کاری انگلیسی همچنان زنده و پویاست.     با این حال بازهم انتخاب ترامپ به عنوان نماینده حزب جمهوریخواه بسیار عجیب است. اما باید توحه داشت که «عموم مردم در آمریکا آنقدر از نظام سیاسی به خشم آمده‌اند که در حال تجربۀ نوعی تخلیۀ هیجانی‌اند و مثل یک هنر نمایشی، همه‌چیز را بی‌هدف و به‌صورت تصادفی به هم می‌زنند. مخاطبین دنیای خبر و سرگرمی کمتر از تحلیل گران، ترامپ را عجیب‌وغریب می‌دانند چون او از آمیختگیِ خبر و سرگرمی و از دنیای تخیلیِ بیگانگانِ بدیُمن و فجایع مهیب بیرون آمده است.» حدود 4 هفته دیگر دور نهایی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برگزار می شود. علیرغم افشای رسوایی های اخیر ترامپ، کف سبد رای وی همچنان سرجای خود باقی هست. اما سقف سبد رای وی در حال نزدیک شدن به کف آن است. و این یعنی شکست وی.  

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top