جایگاه ایران در نظریه اوراسیاگرایی دوگین

وکیل ملت: الکساندر دوگین، مرشد فکری ولادیمیر پوتین، تئوریسین «اورآسیاگرایی» که گفته می شود، نظریه پرداز تئوری «اتحاد شیعه با مسیحیت ارتدوکس» است،در این یادداشت به جایگاه ایران در نظریات او اشاره می شود.

تاریخ انتشار: 28آبان1395|01:17

جایگاه ایران در نظریه اوراسیاگرایی دوگین
| کد خبر: 204584

«اوراسیاگرایی» یکی از تئوری‌های مهم در سیاست خارجی روسیه است که به نظر می‌رسد طی چند سال اخیر تأثیر مشهودی هم بر سیاست‌های کرملین گذاشته باشد. این نظریه با تأکید بر هویت متمایز روسیه از غرب، تأکید دارد که مسکو باید مواضع مستقلی در عرصه بین‌المللی اتخاذ کند. البته نظریه اوراسیاگرایی قائل به برقراری رابطه و اتحاد با کشورهای مختلف از جمله ایران نیز هست.


 «آلکساندر دوگین» که او را مغز متفکر پشت سیاست‌های کرملین و «عقل پوتین» نامیده‌اند، از شناخته‌شده‌ترین متفکران حال حاضر روسیه و بنیان‌گذار جریان فکری نئواوراسیاگرایی و از منتقدان جدی «جهانی‌سازی» در این کشور است. وی معتقد است روسیه باید حضور اثرگذار در عرصه سیاسی جهان داشته باشد و رهبری جریان ضدلیبرال‌دموکراسی را به عهده بگیرد. همین نظریه‌هاست که موجب شده تا وزارت خزانه‌داری آمریکا نام او را در لیست تحریم‌های خود قرار دهد؛ و چه بسا همین نظریه‌هاست که پای دوگین را تا کنون چند بار به ایران باز کرده است.


«عقل پوتین» در نظریه اوراسیاگرایی خود جایگاه مهمی را برای ایران در نظر گرفته است. دوگین جمهوری اسلامی را یکی از مهم‌ترین متحدان روسیه در جنگ علیه جهان تک قطبی و غربی-آمریکایی می‌داند. او درباره نقش ایران در تئوری خود این‌گونه توضیح می‌دهد: «از نقطه‌نظر جهان چندقطبی، در تئوری اوراسیاگرایی، ایران نقش کلیدی دارد. این کشور پس از انقلاب و به خاطر جایگاه استراتژیک، در ایجاد فضای مستقل اوراسیاگرایی گنجانده شده است. منافع ایران و روسیه در آسیای مرکزی و به طور کلی حوزه منطقه‌ای با یک‌دیگر هم‌پوشانی کامل استراتژیک دارند.»


دوگین با اشاره به تمدن خاص، قدرت و استقلالی که برای ایران قائل است، توضیح می‌دهد که این کشور در «هم‌گرایی اوراسیاگرایی» قرار نمی‌گیرد و نباید آن را بخشی از «روسیه بزرگ‌تر» فرض کرد، بلکه ایران کشوری است که «باید محترم شمرده شود. این اتحاد را باید حفظ کرد. ایران شریک روسیه در جهان چندقطبی است. جایگاه ایران در مدل اوراسیاگرایی چندقطبی، مرکزی است و در این مدل، تهران نزدیک‌ترین شریک مسکو است. اگرچه که شراکت با ترکیه، چین و هند نیز پیش‌بینی شده است.»


وی در توضیح بیش‌تر صحبت‌هایش می‌گوید: «ایران یک کشور اوراسیایی است و سرنوشت آن وابسته به ائتلاف با روسیه و شاید هم با چین است. برای آن‌که این جهت‌گیری عملی شود، تهران باید در حد زیادی مواضع خود را با روسیه و با چین هماهنگ کرده و اوراسیا را انتخاب کند. در عین حال، ایران کشوری آزاد و مستقل است و هیچ‌کس نمی‌تواند بر آن تأثیر بگذارد.»

مسعود صدر، درباره این تصویر و سفر الکساندر دوگین (مغز روسیه پوتین) به ترکیه و شرکت در جلسه رسمی حزب حاکم عدالت و توسعه اینگونه می نویسد:
هفته گذشته الکساندر دوگین در جلسه رسمی حزبی حزب حاکم ترکیه حضور یافت و با نخست وزیر هم عکس یادگاری گرفت. شاید روزی که اردوغان داشت فریاد میزد که این هواپیما را که زدیم اگر دوباره تکارا کنند باز هم میزنیم کسی فکر نمیکرد که چند ماه آینده دوگین یعنی تندرو ترین روسگرای پشت پرده حاکمیت در جلسه حزب حاکم حاضر شود و عکس یادگاری هم بگیرد.
اما روسها با وجود تمام نخوت و عُجب روسی الان از در و پنجره وارد آنکارا میشوند. تعداد سفرهای دوگین و برخی مردان پشت پرده روسی و همچنین مردان لابی گر روسها در آنکارا و استانبول که نوعا تجار و عناصر تجاری آذری و قزاق هستند نشان میدهد که روسها تمام آغوششان را به روی اردوغان گشوده اند.


این گشادگی عرصه ای به پهنای سوریه تا قفقاز و آسیای میانه را شامل می شود و دو طرف دست به بده بستان های مختلف در این عرصه خواهند زد.
روسیه متوجه شده است که اردوغان چاره ای جز بازگشت به شرق ندارد. اروپا دیگر اروپایی که اردوغان میخواهد نخواهد بود و اردوغان هم مردی که غرب در سر میپروراند نیست.
اما موضوعی که باید توجه کنیم انفعالی است که ایران در برابر این وضعیت از خود بروز میدهد.
ایران عملا خود را از صحنه سیاسی منطقه با انفعالی نشان میدهد کنار گذاشته است، در حالی که روابط آنکارا – دمشق از سر گرفته شده است، محور آنکارا – مسکو فعال شده است، آنکارا با وجود تمام های و هویهایش در حال چشمک زدن به قاهره است، در این میان ایران هیچ واکنشی از خود در برابر روابط ترکیه با تهران و با سایر کشورها بروز نمیدهد.
اوج واکنش ایران خلاصه شده است به نیش زدن های رسانه ای که آن هم کپی ها یدر جه دو از جریان خبری اروپایی است.


این انفعال به قیمت حیات سیاسی ایران در منطقه تمام خواهد شد!
اگرچه بارها اشاره کردها م، اما باز هم اشاره میکنم که دیپلماسی ایرانی عملا قدرت لابی را نادیده گرفته است که این هم ریشه در مشکلات اداری و معرفتی در درون ایران دارد.
از سویی ایران طرف مقالب خود را نمی شاند که بتواند جناح های مختلف در آن را بشناسد و با آنها لابی کند و از طرف دیگر در داخل ایران معلوم نیست که چه کسی در چه حوزه ای چه مقدار از اختیارات را برعهده دارد.


کندی نظری و عملی ایران در قبال تحولات ترکیه و منطقه تمام تلاش هایی که به بهای ریخته شدن خون دهها نفر به بار آمدهاست را میتواند به هدر دهد.
منظورم از دیپلماسی صرفا وزارت خارجه نیست، چرا که وزارت خارجه در این حوزه ها نشان داده است که پیاده تر از آن است که بتوان مخاطبش قرار دارد. بلکه تمام نهادهایی است که به طرزی در سیاست بین المللی ایران تاثیر دارند

 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top