نگاهی به کتاب قلعه حیوانات جورج اوورل

وکیل ملت: کتاب قلعه حیوانات نوشته نویسنده معروف انگلیس جورج اوورل نوشته شده است،او در سال ۱۹۰۳ میلادی، متولد شد، و در سال 1950 بدرود حیات گفت.وی بیشتر شهرت خود را مدیون دو رمان آخر خود، یعنی «مزرعه حیواناتAnimal Farm و نیز رمان ۱۹۸۴ است. این دو رمان در نقد مدل کمونیستی حکومت تالیف شده، توسط برخی از منتقدین در زمره عالیترین آثار ادبی قرن قرار گرفته‌اند.

تاریخ انتشار: 28آبان1395|23:34

نگاهی به کتاب قلعه حیوانات جورج اوورل
| کد خبر: 204682

وی در این رمان فاصله شعار را با واقعیتی که در پس پرده چنین حکومت‌هایی رخ می‌دهد ، نشان داده است. نکته جالب توجه این مسئله است که اورول بسیار قبل از تحقق آرمان‌های کمونیستی در بلوک شرق، طی این دو رمان خفقان نهایی این شیوه حکومتی را پیش‌بینی کرده است.برخلاف باور عمومی دو کتاب «۱۹۸۴» و «مزرعه حیوانات» در سال‌هایی منتشر شده‌اند که حکومت سوسیالیستی شوروی هنوز به یک ابر قدرت نظامی و سیاسی تبدیل نشده بود و مدل‌های حکومتی مشابه در نقاط مختلف جهان به قدرت نرسیده بودند.

این کتاب به اکثر زبانهای دنیا ترجمه شده و در زبان فارسی نیز ترجمه های گوناگونی از این کتاب چاپ شده است، اخیرا نوآوری دیگری در مورد این کتاب بعمل آمده است، نویسنده پرتلاش آذربایجانی، آقای محمد اشراقی  کتاب را با نام «حیوانلار قالاسی» به صورت منظوم و شعر تورکی در تبریز چاپ نموده که قدم مثبتی در گسترش فرهنگ و ادبیات تورکی و بیان گفته های جرج اوروئل می باشد.
همچنین آقای اکبر رحیم‌زاد فرجی نیز از روی متن تورکی آذربایجانی با عنوان «Heyvanistan» به بصورت نثر تورکی تهیه نوده است. در هر حال کتابهای منظوم و نثر تورکی این کتاب را علاقه مندان می توانند از کتابفروشی ها تبریز و یا شهرهای دیگر خریداری کنند.

در این داستان هر یک از شخصیت ها، نماد اشخاص تاریخی هستند.

داستان از آن جایی آغاز می شود که آقای جونز، صاحب مزرعه ی اربابی، با سخت گیری ها و بی توجهی های پی در پی اش باعث رنجش خاطر حیواناتِ مزرعه از خود شده است. شب هنگام به دور از چشم آقای جونز همه ی حیوانات بنابر درخواست میجر پیر، گراز سفید یال، در طویله ی بزرگ، دور یکدیگر جمع می‌شوند. میجر پیر برای حیوانات از زندگی فلاکت بارشان می‌گوید. از اینکه برای رسیدن به خوشبختی حقیقی راهی بس دراز در پیش رو دارند. «حالا رفقا، ماهیت زندگی ما چیست؟ بیایید با خودمان روراست باشیم. زندگی ما ادبار کوتاه و پر از درماندگی است. به دنیا می آییم، فقط به اندازه ی بخور و نمیر به ما می دهند و تا جان داریم از گرده مان کار می‌کشند و به درد نخور که شدیم با بی رحمی تمام  از دم تیغ می گذرانندمان... پس رفقا، آیا مثل روز روشن نیست که همه ی بلاهای زندگی ما از خودکامگی انسانِ دو پا آب می‌خورد؟ کافی است که از شر انسانِ دو پا خلاص شویم...

روزهای سخت تلاش برای آزادی سپری می شود و حیوانات با تلاش بسیار موفق می شوند آقای جونز را از مزرعه بیرون کنند و مزرعه ی حیوانات را بعد از سال ها از بردگی نجات دهند. در این میان، میجرِ پیر موفق نمی شود مدینه فاضله‌ای را که همگان را به آن دعوت کرده بود ببیند و پیش از شکل گیری مزرعه‌ی حیوانات، می‌میرد. بعد از مرگِ میجر، 7 دستور روی دیوار طویله نوشته می شود و عمل کردن بر اساس آنها وظیفه ی همه ی حیوانات می شود. با وجود دنیای ایده آلی که میجر برای حیوانات تصویر کرده بود، همه ی آرزوها برای رسیدن به برابری، با حکومت دیکتاتوری خوک ها نابود می‌شود.

ناپلئون و اسنوبال دو خوک بزرگی هستند که برای نشستن بر مسند قدرت با یکدیگر رقابت تنگاتنگی دارند. ناپلئون از اسنوبال پیشی می گیرد و با دروغ همه را بر علیه اسنوبال به شورش وا می دارد. اسکوییلر بیش از همه ی شخصیت های این داستان چرب زبانی می‌کند و با وجود توانایی شگرفش در زبان آوری حقیقت را از مقابل چشم حیوانات دور می کند. «دیگران در مورد اسکوییلر می‌گفتند، می تواند شب را روز جلوه کند...

اورول امیدوار بود که با نوشتن رمان خود حقیقت سیستم دروغین شوروی را که با شعارهای ساختگی برابری و حکومت کارگری، فاشیسم روسی را بر مردم تحت ستم از جمله مسلمانان تورک این منطقه تحمیل کرده بود بر ملا سازد.
 
هر یک از شخصیت های داستان، نماد اشخاص تاریخی هستند. جونز صاحب مزرعه‌ی اربابی بود نماد تزار روسیه، نیکولای دوم، است. او که از اداره ی ارتش در جنگ جهانی اول عاجز بود پس از انقلاب 1917 کنار گذاشته شد و توسط بلشویک ها کشته شد.


 میجر پیر، اولین حیوانی است که توسط اورول معرفی می‌شود. او فیلسوفی است که سعی در ایجاد تغییر انقلابی جهت رسیدن به مدینه فاضله دارد. و نماد دو اقتصاددان سیاسی بزرگ،کارل مارکس و لنین، بود.

مارکس را پدرِسیستم فکری کمونیسم می‌دانند و لنین به عنوان بنیانگذار اتحاد جماهیر شوروی شناخته می‌شود. نکته ی جالبی که اورول مد نظر داشته است این بوده که میجرِ پیر به هیچ وجه در اثنای سخنان ابتداییش حرفی از ناپلئون و اسنوبال نمی‌زند. لنین هم در وصیت نامه‌ی خودش به همگان هشدار داده بود که نگذارند استالین قدرت را در دست بگیرد.

 اورول امیدوار بود که با نوشتن رمان خود حقیقت سیستم دروغین شوروی را بر ملا سازد.  می دانیم که حکومت فاشیستی روسی ظلم زیادی در مورد ملتهای تحت سیطره روسها و از جمله تورکان آذربایجانی و تورکمن و قزاق روا داشتند؛  

ناپلئون- تنها خوکِ یورکشایری مزرعه- که در آخر، حکومت توتالیتر را حکم فرما می کند نمادی به جا از استالین است. او هم چون استالین با اراده ای پولادین قدرت را در دست می‌گیرد. ناپلئون تعداد زیادی از حیوانات را که گمان می‌کرد در صدد مقابله با او هستند بی‌رحمانه می‌کشد. او برای رسیدن به قدرت از سگ‌های تربیت شده توسط خود بهره می‌جوید. اسکوییلر هم در این میان با زبان‌آوری خود سعی دارد حکومت باطل ناپلئون را حق جلوه دهد. سگ ها، نمادی از ارتش وفادار استالین و پلیس مخفی ک. گ. ب. هستند. اسکوییلر در این میان سمبل تبلیغاتی استالین و نماد روزنامه‌ی دولتیِ شوروی، پراودا، است. این روزنامه در سال های 1930 مشغول به کار بود.

در این میان شخصیت اسنوبال، رقیب ناپلئون، نیز جالب است. اسنوبال شیوه ی حکومتی متفاوت تر از ناپلئون را پیشنهاد می‌کند. «به نظر ناپلئون کاری که حیوانات باید انجام می‌دادند این بود که تسلیحات جنگی جور کنند و راه و چاه استفاده از آن را یاد بگیرند. ولی اسنوبال می‌گفت باید کبوتر پشت کبوتر به مزارع دیگر بفرستیم و حیوانات آنجا را به شورش برانگیزیم. این یکی می‌گفت اگر حیوانات نتوانند از خود دفاع کنند انسان ها پیروز می‌شوند و دیگری می‌گفت  اگر همه ی حیوانات دیگر هم شورش کنند دیگر لازم نیست از خودمان دفاع کنیم، اسنوبال را به حق می توان نمادی از تروتسکی دانست. مخالفت های تروتسکی و استالین در سال های 1927 به اوج خودش می رسد. در همین سال ها بود که تروتسکی وادار به ترک شوروی می‌شود، درست همانند اخراج اسنوبال از مزرعه ی حیوانات.

همسایگانِ مزرعه‌ی حیوانات، حکومت های سرمایه داری مثل فرانسه و انگلیس و آمریکا هستند که ضعیفان را استثمار می‌کنند. انسان ها در آغازِ داستان، نماد افرادی هستند که از حیوانات برای رسیدن به منفعت خود، بهره کشی می‌کنند. یکی از این همسایه ها آقای پیل کلینگتون با سیاست گذاری‌هایش خواننده را به یاد وینستون چرچیل می‌اندازد. همسایه ی دیگر، آقای فردریک است که یاد آور فردریک کبیر، بنیانگذار حکومت پروس آلمان می باشد.  

شعاری که بر اساس آن مزرعه‌ی حیوانات شکل گرفت «چهارپا خوب، دو پا بد بود که با گذشت زمان به «چهارپا خوب، دو پا بهتر تغییر پیدا کرد. علت این تغییر در این بود که بعد از گذشت زمان خانواده ی خوک ها سعی کردند روی دو پای خود راه بروند.
 
اورول با این توضیح، قصد دارد به مخاطب خود نشان دهد  که حکومت ها چه کمونیست باشند چه سرمایه داری در نهایت راه و روش شبیه هم را داشته و دیکتاتورهایی بیش نیستند.
پایان داستان در حقیقت اشاره ی جورج اورول به آغاز جنگ سرد است.

می دانیم که جنگ سرد با کشتار مردم آذربایجان توسط حکومت نژادپرست پهلوی و با قتل عام دهها هزار نفر از آزادیخواهان و تبعید و فراری دادن صدهاهزار نفر از تورکان آذربایجان توسط ارتش فاشیست پهلوی با کمک ژنرالهای امریکایی آغاز شد. (ماخذ : جمیل حسنلی).

خوک ها در خانه ی اشرافی همراه با دو همسایه ی خود جمع شده و از شیوه ی سیاست گذاری‌های یک دیگر تعریف و تمجید می‌کنند. زمانی که ناپلئون و پیل کینگتون همزمان با هم تک خال پیک را رو می کنند، دعوا آغاز می شود. این همان آغاز جنگ سرد است و تلاش متفقین در تقسیم کردن جهان بین خود به ناکامی منتهی می‌شود.
 
این کتاب در واقع نشانگر سیستمی حکومتی و همچنین بیانگر سرنوشت حتمی تمامی حکومتهایی هستند که به ملتهای خود ظلم می کنند.
شاید ذکر شعار آخر کتاب که به اصطلاح مورد تصویب حکومت انقلابی قرار می گیرد گویای همه چیز و در واقع نشاندهنده تبعیض زیرکانه نسبت به مردم می باشد :
همه حیوانات برابرند ،  اما بعضی برابرترند.




 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top