تاریخ انتشار: 14آذر1395|21:30

| کد خبر: 206673

بررسی آماری بودجه آموزش و پرورش در جهان

مهدی بهلولی

وکیل ملت: در ایران افراد بسیاری هستند که با شنیدن واژه «آموزش» پیش از هر چیز به یاد حقوق کم آموزگاران و کم‌و‌کسری‌های همیشگی بودجه‌ای آموزش‌وپرورش می‌افتند.

هنگامی که بزرگ‌ترین دغدغه بیشتر مدیران مدرسه‌های ما مشکلات مالی مدرسه‌هاست و پربسامدترین گفت‌و‌گوی میان آموزگاران در دفتر مدرسه‌ها، دشواری‌های مادی زندگی و تبعیض‌های میان آنان و بسیاری از دیگر کارکنان دولت است پیوند «آموزش‌وپرورش» و بحران و نابسامانی‌های مالی، چندان جای شگفتی ندارد. پیوند «فقر» و «فرق» با آموزش‌وپرورش ایران، آشکارتر از آن است که فرادستان کشور بتوانند آن را انکار کنند- یا بهتر است بگویم آشکارا و سراسر، انکار کنند. انکار نمی‌کنند اما «توجیه» چرا.

«افسانه»‌ای دیرینه بنیاد توجیه «فقر» مادی و معنوی آموزش‌و‌پرورش ماست: بودجه کشور، کفاف هزینه بیشتر برای آموزش‌وپرورش را نمی‌دهد و ایران هم به اندازه کشورهای دیگر خرج آموزش‌وپرورش خود می‌کند. ما در زیر، با استناد به برخی شاخص‌های آموزشی جهانی، نشان خواهیم دید که این سخن- همان‌گونه که گفته شد- افسانه‌ای بیش نیست و دل‌بستن به آن و بازگفتنش، شاید بتواند مایه رضایت خاطر گویندگانش گردد اما به بهسازی آموزش کمکی نخواهد کرد و حتی راه را بر آن خواهد بست. در این بررسی به کوتاهی به چند شاخص خواهیم پرداخت:


1- سهم آموزش‌وپرورش از تولید ناخالص داخلی 2- سهم آموزش‌وپرورش از بودجه سالانه کشور 3- میزان حقوق آموزگاران و 4- بودجه سرانه هر دانش‌آموز.
1- سهم آموزش‌وپرورش از تولید ناخالص داخلی


یکی از شاخص‌های مهم جهانی در بررسی بودجه آموزش‌وپرورش، سهم آموزش‌وپرورش از تولید ناخالص داخلی(GDP) است. البته تولید ناخالص داخلی به سه روش متفاوت محاسبه می‌شود اما در این بررسی، ملاک کار، تولید ناخالص داخلی کشورها بر اساس اعلام بانک جهانی است. در اینجا ما به دو دسته از کشورهای جهان اشاره می‌کنیم؛ یک دسته کشورهای توسعه یابنده (در حال توسعه) و یک دسته هم کشورهای توسعه یافته. یکی از مهم‌ترین ائتلاف‌های جهانی در زمینه آموزش‌وپرورش که از بیش از 60 کشور توسعه یابنده جهان تشکیل شده است کشورهای GPE «همکاری جهانی برای آموزش‌وپرورش» است.


برخی از کشورهای این ائتلاف ویتنام، زیمباوه، یمن، افغانستان و ... است- ایران، هم‌اکنون جزو این کشورها نیست. بنا به آمار سایت رسمی این ائتلاف، سهم آموزش‌وپرورش این کشورها از تولید ناخالص داخلی کشورشان به طور میانگین 7/4 ( چهار و هفت دهم) در سال است- این سهم چند سال پیش 3/4 (چهار و سه دهم) بوده که11 درصد افزایش داشته است. اما در میان کشورهای توسعه یافته، معروف‌ترین ائتلاف به 34 کشور عضو «سازمان همکاری اقتصادی و توسعه» (OECD) برمی‌گردد. میانگین سهم آموزش‌وپرورش از GDP این کشورها پنج است. در جهان البته کشورهای دیگری هم وجود دارند که سهم آموزش‌وپرورش آنان از GDP به دو تا سه برابر این اعداد می‌رسد.

برای نمونه کوبا، که سال‌ها بیش از 10 درصد از تولید ناخالص داخلی خود را به آموزش‌وپرورش اختصاص داده است اما در ایران در بهترین ارزیابی‌ها می‌توان گفت که سهم آموزش‌وپرورش از تولید ناخالص داخلی کشور حدود 5/1 است- حدود هشت میلیارد دلار از 450 میلیارد دلار. این در حالی است که در سند چشم‌انداز توسعه کشور سهم هزینه‌های آموزش، هفت درصد از تولید ناخالص داخلی ذکر شده است. با نگاهی به آمارهای جهانی روشن می‌شود که این عدد، ایران را در ردیف فقیرترین کشورهای جهان قرار می‌دهد که بین یک تا دو درصد از GDP خود را به آموزش‌وپرورش اختصاص می‌دهند.


2- سهم آموزش‌وپرورش از بودجه سالانه کشور
یکی دیگر از شاخص‌های بررسی بودجه آموزش‌وپرورش، سهمی است که این نهاد از بودجه سالانه کشور به خود اختصاص می‌دهد. در مجموعه کشورهای GPE سهم آموزش‌وپرورش از مخارج دولت از 7/16 در سال 2008 به 3/17 در سال 2012 رسیده است. در برخی کشورها همچون کره‌جنوبی 16 درصد و در کشورهای سنگاپور و مالزی و هنگ‌کنگ سهم آموزش‌وپرورش از هزینه‌های دولت در چند سال گذشته بیش از 20 درصد بوده است اما در ایران بنا به سخنان چندی پیش معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزیر آموزش‌وپرورش این سهم در دهه گذشته با نوسان‌های زیادی همراه بوده است: «آموزش‌وپرورش سهمی که از دولت در سال‌های گذشته گرفته دارای نوسان بوده و از سال 82 به بعد طی بررسی که انجام شده بیشترین سهمی که دولت به آموزش‌وپرورش داده مربوط به سال 85 و برابر 2/15 درصد بوده است. این میزان در سال 82 میزان 13 درصد و در سال 84 به میزان 15 درصد بوده است.

از سال 85 متاسفانه سال به سال این میزان کاهش یافته و در سال 87 به 4/12 درصد رسیده است در سال 88 به 9/12 درصد و در سال 92 به کمترین میزان یعنی 9 درصد رسیده است. از سال 92 این درصد سیر صعودی داشته و در سال 94 به حدود 5/11 درصد رسیده است. «بنا به گزارش‌های سالانه مرکز پژوهش‌های مجلس در چند سال گذشته سهم اعتبارات عمومی آموزش‌وپرورش حدود 10 درصد از کل اعتبارات عمومی بودجه و سهم اعتبارات هزینه‌ای آموزش‌وپرورش پیرامون 14 درصد از کل اعتبارات هزینه‌ای دولت بوده است.

متاسفانه در آموزش‌وپرورش ایران، حدود 98 درصد از بودجه آموزش‌وپرورش هزینه‌ای است و بودجه چندانی برای کیفیت بخشی آموزش باقی نمی‌ماند. در مورد درآمدهای دولت یک نکته بسیار مهم و تاثیرگذار در بودجه آموزش‌وپرورش این است که درصد بالایی از تولید ناخالص داخلی کشور به روش‌های گوناگون از پرداخت مالیات معاف هستند یا از دادن مالیات سر باز می‌زنند و این یکی از دلایلی است که نشان می‌دهد با وجود تولید ناخالص داخلی نسبتا بالای کشور، درآمدهای دولت به همان نسبت بالا نیست.

در خلاصه گزارش تفریغ بودجه در سال 93 در همین رابطه می‌خوانیم: «گرچه با توجه به بند الف ماده 117 قانون برنامه پنجم توسعه مبنی بر افزایش سهم درآمدهای مالیاتی به تولید ناخالص داخلی به 10 درصد، این نسبت بدون احتساب درآمدهای گمرکی طی سال‌های 84 لغایت 91 به طور متوسط معادل پنج درصد و با احتساب درآمدهای گمرکی معادل هفت درصد است، اما نسبت مذکور در اقتصادهای توسعه یافته معادل 30 تا 40 درصد و در اقتصادهای در حال توسعه 20 تا 30 درصد از تولید ناخالص داخلی است.

بنابراین نسبت به اهداف مقرر در قانون برنامه و سطح استاندارد بین‌المللی بسیار فاصله وجود دارد. » در همین جا بد نیست به ماده «78» قانون مالیاتی هم اشاره کنیم. در ماده «78» آمده است: «به‌ منظور برقراری عدالت آموزشی و اجرای اصل سی‌ام (30) قانون اساسی و تجهیز تمام آموزشگاه‌های آموزش‌وپرورش با اولویت مناطق محروم و روستاها، آستان قدس رضوی و آن دسته از موسسات و بنگاه‌های اقتصادی زیرمجموعه نیروهای مسلح و ستاد اجرایی فرمان امام و سایر دستگاه‌های اجرایی که تا زمان تصویب این قانون مالیات پرداخت نکرده‌اند به استثنای مواردی که اذن ولی‌فقیه وجود دارد، موظف به پرداخت مالیات مستقیم و مالیات بر ارزش افزوده هستند، منابع حاصله صرفا ‌جهت توسعه عدالت آموزشی در اختیار وزارت آموزش‌وپرورش قرار می‌گیرد تا براساس آیین‌نامه‌ای که به این منظور تهیه و به تصویب هیات وزیران می‌رسد، هزینه نماید.»

شاید مهم‌ترین نکته این ماده قانونی- که متاسفانه بیش از یک سال و نیم از تصویب آن می‌گذرد و هنوز هم اجرایی نشده است- تاکید آن بر پرداخت این مالیات به آموزش‌وپرورش و صرف آن در راستای توسعه عدالت آموزشی باشد. قرار است که این هزینه‌ها صرف تامین هزینه‌های غذایی مدارس شبانه‌روزی، تامین سرویس رفت‌وآمد مناطق محروم و روستایی، توسعه و تقویت فعالیت‌های آموزشی و پرورشی، تعمیر و تجهیز مدارس و بهسازی فضای آموزشی، آموزش ضمن خدمت فرهنگیان و ... شود.


3- بودجه سرانه دانش‌آموزی
اگر کل بودجه آموزش‌وپرورش یک کشور را بر شمار دانش‌آموزان آن تقسیم کنیم شاخصی به دست می‌آید که به آن سرانه دانش‌آموزی می‌گویند. این عدد هم‌اکنون در ایران دو میلیون و 300 هزار تومان یعنی حدود 650 دلار است. یعنی دولت در ایران به طور میانگین برای آموزش هر دانش‌آموز در سال چیزی حدود 650 دلار هزینه می‌کند اما متوسط سرانه دانش‌آموزی در کشورهای OECD در سال 2012 حدود 9 هزار دلار و در آمریکا 11700 دلار بوده است. در سطح منطقه و در کشور ترکیه نیز حدود سه هزار دلار بوده است.


باری این روزها که دولت، بودجه پیشنهادی سال 96 کشور را به مجلس شورای اسلامی تقدیم می‌کند فرهنگیان سراسر کشور امیدوارند که با در نظر گرفتن بودجه کمتر آموزش‌وپرورش ایران از آن چیزی که با توجه به آمارهای جهانی باید باشد با هماهنگی دولت و نمایندگان مجلس، افزایشی چشمگیر در بودجه این نهاد انجام پذیرد. در پایان بد نیست اشاره کنیم که در سایت بانک جهانی و در بخش آموزش‌وپرورش آن آمده است که «آموزش‌وپرورش یکی از نیرومندترین ابزار بازتولید فقر و نابرابری است. همچنین بنیادی است برای رشد اقتصادی پایدار. » به نظر می‌رسد با بودجه‌ای که ما به آموزش‌وپرورش اختصاص می‌دهیم این سیستم بیشتر به بازتولید فقر و نابرابری کمک می‌کند تا رشد اقتصادی پایدار!


* عضو کانون صنفی معلمان تهران

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 1

لبو
|
15آذر ماه 1395
0
0
کانون صنفی فقط انشا می نویسد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top