نظر یک دانشجوی دکتری اقتصاد در زمینه مناظره مرتبط با وکالت درسیما

بردیا نامور زمانی دانشجوی دکتری اقتصاد

وکیل ملت: روز جمعه مناظره وکلا را با یک اقتصاد دان در زمینه حذف ظرفیت از آزمون وکالت مشاهده کردم اینجانب در حین مذاکرات مشاهده کردم که متاسفانه اکثریت وکلا اطلاعات کمی از مسائل اقتصادی و آماری دارند که با نگاهی به واحدهای ارائه شده در کارشناسی رشته حقوق دیدم که این عزیزان جز دو واحد اقتصاد اصلا دروس ساده آماری و ریاضی ندارند

تاریخ انتشار: 11بهمن1395|14:25

نظر یک دانشجوی دکتری اقتصاد در زمینه مناظره مرتبط با وکالت درسیما
| کد خبر: 216396

به همین خاطر بود که موقعی که دکتر پژوهیان به زبان خیلی ساده برای عزیزان وکیل استنادات ثابت شده اقتصادی را مطرح می کرد عزیزان وکیل متوجه این نکات به خصوص در زمینه انحصار و بحث عرضه و تقاضا نمی شدند مثال بارز آن این است که بنا به گفته آقای کشاورز رئیس اسکودا همه وکلا پولدار نمی شوند و اکثر وکلای جدید بی کار یا کم کارند از طرفی برخلاف نظر استاد گرامی و ریاست اسکودا تعداد نسبتا زیادی از وکلا صاحب ثروتهای هنگفتی شده اند که من چند نمونه از آنها را در فامیل یا دوستانم سراغ دارم که در دو سال اخیر نه در سالهای قبل به ناگهان صاحب ثروت انبوهی شد پس نمی توان گفت که همه وکلای پذیرش شده نمی توانند در کار وکالت  خیلی پولدار شوند .


 منطق جناب دکتر پژوهیان نیز همین است افرادی که در این رقابت سخت و با ظرفیت محدود یعنی از هر پنجاه نفر یک نفر در کارآموزی پذیرفته می شوند دلیل بر بی سوادی شرکت کنندگان یا نداشتن هنر وکالت نیست چرا که احتمال دارد کسانی در بین شرکت کنندگان باشند که خیلی بهتر از وکلاء باشند و هنر وکالت را داشته باشند اما هنر تست زنی را نداشته یا به دلیل فقر نتوانند یکسال در منزل بنشینند و درس بخوانند تا جزو یک نفر از پنجاه نفر باشند 

همچنین به قول وکلای کانون بهترینهای داوطلب وکالت در کشور انتخاب می شوند پس چرا بعضیها پولدارند و بعضیها بی کارند لذا اگر سالی بیست هزار نفر هم در کاروکالت پذیرش شوند طبق استدلال وکلا  بعضیهایشان پولدار می شوند و بعضیها بی کار یا کم کار می شنوند چه ظرفیت باشد چه نباشد  پس چرا تمایل ندارید با افزایش ظرفیت این بازار باشد تا تشخیص دهد به چه وکیلی مراجعه نماید تا کسانی که در این امر موفق نیستند از کار وکالت خارج شده و به کار دیگری بپردازند.


 خواهران و برادران وکیل دادگستری رشته اقتصاد یا مدیریت کار عملی کمی مانند حقوقی دارد و بیشتر مبتنی بر تئوریها و نکات اقتصاد خرد و کلان با استناد به آمار و ریاضی در بحث اثبات این تئوریهاست ولی خاصیت مهم این رشته ها این است که فارغ التحصیل آن به صورت کلان به قضایا نگاه می کند و برخورد با این گونه مسائل طرح شده در مناظره با استناد به  نظریات اقتصاد خرد به بی راهه رفتن است لذا اگر از هر اقتصاد دانی  در زمینه بحث  مناظره سوال کنید احتمالا اکثر آنها با نظرات دکتر پژوهیان موافق باشند ولی در میان فارغ التحصیلان رشته حقوق  چه کسانی که وکیل دادگستریند و چه کسانی که فارغ التحصیل بی کارند متاسفانه با دیدگاه تئوریهای بنگاهی و اقتصاد خرد به قضیه نگاه می کنند لذا آمار نشانگر این است که اکثر وکلای دادگستری مخالف افزایش ظرفیت وکیلند و اکثر فارغ التحصیلان بی کار رشته حقوق موافق افزایش وکیل یعنی نگاه همه به موضوع بر اساس منافع شخصی و صنفی است نه منافع جامعه.


نتیجه این بحث این است که مدیران کشور بهتر است نحوه تعیین ظرفیت در این موارد را به کارشناسان اقتصادی و مدیریتی بسپارند چون کسی که کلان نگر است نمی تواند به سیاستهای کلی به صورت خرد نگاه کند و مسئولان ارشد نظام اکثرا این امر را پذیرفته اند مثال بارز آن  ضرورت وجود مجمع تشخیص مصلحت نظام در کشور بر اساس همین دیدگاه است که توسط حضرت امام خمینی (ره)  که فقیهی عادل و کلان نگر بودند بنیاد نهاده شد پس بگذارید کانون وکلا با نهادهای موازی رقیب در پروش وکیل روبرو شود تا در هیچ کاری انحصار نباشد

چون ثابت شده انحصار به ضرر مردم است نگاه کنید در جنگ تحمیلی سپاه و بسیج و ارتش را داشتیم که سه نهاد بودند و چگونه افتخار آفرینی کردند چون جنگ مختص ارتش نبود، یا به عملکرد بسیجیان در جنگ بنگرید که چگونه افتخار آفرینی کردند

لذا خواهید دید در امور رقابتی برنده نهایی مردمند مانند خودرو سازی که چندین شرکت رقیب دارد و با تولیدات ناشی از رقابت برنده نهایی مصرف کننده خودرو خواهد بود پس وظیفه کانون وکلا و رقبایش احتمالیش در تربیت وکیل باید صرفا تربیت وکیل باشد و به تعداد وکیل مورد نیاز کاری نداشته باشد

توجه کنید در دیدگاه اقتصاد کلان هیچ ذینفع در کاریا صنفی نباید متولی تعیین تعداد مورد نیاز در آن کار باشد لذا کمبود وکیل در کشور و یا کمبود پزشک متخصص در کشور فقط ناشی از این است که اقتصاد دانان و فارغ التحصیلان رشته مدیریت در بعضی از تصمیم گیریهای کلان شرکت داده نمی شوند و به خود نهادهای صنفی اجازه داده شده که به اصطلاح عامیانه هم ببرند و هم بدوزند که نتیجه آن این می شود که در مناظره مردم به جای اینکه بیشتر به وکلا که باید حافظ جان و مال و ناموس و امین مردم باشند به دلیل نگاه خرد به مسائل کمتر از یک اقتصاد دانان و یا حقوقدانی که نظری همسو با اقتصاد دان جلسه داشت اعتماد کردند.

 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 7

دبیر ریاضی
|
11بهمن ماه 1395
12
11
آفرین واقعا وکلای کانون از نظر منطق ریاضی در مناظره افتضاح بودند
مهیندوست
|
11بهمن ماه 1395
12
11
اتفاقا من هم که یک معلم ریاضی راهنمایی هستم خیلی ناراحت شدم که چگونه مدافعان کانون به سادگی منطق عرضه و تقاضای اقتصاد دان را قبول نمی کردند اقتصاد دانها کلان نگر باشند
مجید
|
11بهمن ماه 1395
12
11
الان می فهم که چرا اینقدر علم حقوق در مملکتمان مشکل دارند برخی اصلا مفاهیم ساده آماری را نمی دانند زشت است این افراد در مناظره از یک اقتصاد دان شکست بخورند
فرهنگی
|
11بهمن ماه 1395
9
8
برخی مدافعان وکیل کانون چقدر در زمینه گقته های اماری و حد نصاب و درصدها ضعیفند حتی تلفظ درصد و مغنای ان را هم نمی دانستند
دانشجوی آمار
|
11بهمن ماه 1395
10
9
اقا من تعجب کردم برخی وکلای مدافع کانون که اینقدرمیگویند که ما چنین وچنانیم مفاهیم ساده انحصار و عرضه و تقاضا را متوجه نمی شدند اینها باید فعلا اموزش دروس ریاضی و آمار را ببینند و بعد پروانه شان تمدید شود
بهزاد
|
12بهمن ماه 1395
6
5
اينطور كه از مطالب اعضاء كانون وكلا برمي آيد ، خودشان را از نخبگان جامعه مي دانند . سوال اين است كه افرادي با اين همه پتانسيل چرا از ورود سايرين جلوگيري مي كنند ؟ مگر در ساير تخصصها مثل حسابداري ، مهندسي و غيره، فضاي رقابتي عادلانه وجود ندارد؟
هادی
|
23بهمن ماه 1395
0
1
انحصارگران کانون وکلا در حال مقاومت در برابر جوانان بااستعداد ولی بی کار هستند ولی نمیدانند ظلم هیچ وقت پایدار نمی ماند

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top