گفت‌وگو با کولبری که تصویرش در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود

«خضر» در راه درمان

سعیده علیپور

وکیل ملت: کمتر از یک هفته است که تصویرش در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود؛ تصویر پیرمردی با گونه‌ای آویزان از بیماری فک و چشمانی رنج کشیده که قلب هر بیننده‌ای را به درد می‌آورد. خضر پیرمرد هفتاد ساله با وجود بیماری، کولبری می‌کند و حالا تبدیل شده به یکی از سوژه‌های شبکه‌های اجتماعی و نمادی از هزاران مرد و زن و کودکی که برای معاش، باید بارهای سنگین را در مرزهای غرب کشور به دوش بکشند.

تاریخ انتشار: 17بهمن1395|18:29

«خضر» در راه درمان
| کد خبر: 217456

وقتی با موبایل خضر عسکرزاده تماس می‌گیرم در مطب پزشکی در ارومیه نشسته است. فارسی خوب نمی‌داند و بعد از خوش و بش کوتاهی گوشی را به پسرش می‌دهد که از جانبش صحبت کند. احد یکی از پنج فرزند خضر به «فرهیختگان» می‌گوید: «40 سال پیش به دلیل عفونت دندان‌ها، در تهران عمل سختی روی دندان‌های پدرم انجام شد، این عمل نیازمند عمل تکمیلی دیگری هم بود تا گونه‌های آویزان شده خضر ترمیم شود، اما به دلیل جنگ و مشکلات مالی هیچ‌وقت موفق به این عمل نشد.

بعدها گفتند برای ترمیم صورت پدرم باید 100 میلیون بدهید. سکته مغزی هم مزید بر علت شده و صورت پدرم از ریخت افتاد. تا اینکه پس از انتشار تصویرش، پزشکان زیادی از نقاط مختلف کشور برای درمانش اعلام آمادگی کردند. دکتر زاهدی از ارومیه هم محبت کردند تا پدرم را معاینه کنند، که اگر امکان داشت، همین‌جا مداوا شود و نیازی به مراجعه به تهران نباشد. اما اگر اینجا نشد در تهران هم دکتر شاهی گفته است پدرم را عمل خواهد کرد.»


در این میان تنها پزشک‌ها برای کمک به خضر اعلام آمادگی نکرده‌اند، افراد دیگری هم خواهان کمک به او شدند. گرچه پسرش می‌گوید: «این کمک‌ها ممکن است مدت کوتاهی برای پدرم مفید باشد، اما او دوباره مجبور است برای امرار معاش خودش و مادرم و دو برادری که در خانه هستند، کار کند. کاری هم که جز کولبری ندارد. آن هم 100 کیلو و گاهی 140 کیلو، چیزی حدود دو برابر وزن خودش. یک کیلومتر گاهی هم بیشتر باید به دوش بکشد و از مرز رد کند.
خضر سه سالی است که کارت تردد دارد و هر هفته می‌تواند یک بار از مزیت داشتن این کارت استفاده کند و از مرز عبور کند و بار ببرد و برای هر بار هم چیزی حدود 70 تا 80 هزار تومان می‌گیرد و از این پول حدود 10 هزار تومان هزینه موتورسیکلتی که در قسمتی از مسیر بار را حمل می‌کند، می‌دهد. کار آسانی نیست. جاده پر پیچ و خم است و نشیب و فراز زیادی دارد.


احد پسر خضر می‌گوید: «چند سالی است که به‌خاطر داشتن پسر هزینه کمیته امداد پدرم هم قطع شده. اما ما هم به سختی خرج خود و خانواده‌مان را تامین می‌کنیم و نمی‌توانیم کمک زیادی به پدرمان کنیم.»


خضر 17 سال هم در اداره کشاورزی پیرانشهر در بخش بارزنی کار می‌کرده، اما به دلیل نداشتن سواد بدون بیمه و مزایا از شغلش اخراج شده و چندسالی با کمک پسرهایش که به دلیل مشکلات مالی هر کدام در سنی، ترک تحصیل کرده‌اند، آجرزنی می‌کرده، اما با ازدواج پسرها او از این کار هم بازمانده و تنها کاری که می‌توانسته برای تامین معاش انجام دهد همین کولبری بوده است. خضر به سختی با همان لهجه غلیط کردی‌اش می‌گوید: «کار نیست. خیلی‌ها مثل من اینجا کولبری می‌کنند، چون راه دیگری ندارند. کاش شغلی ایجاد می‌شد تا گذران زندگی برای ما اینقدر سخت نباشد.»

 

منبع خبر فرهیختگان
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top