ديپلماسي رسانه اي انقلاب اسلامي در آستانه چهل سالگي

حميد حامدي

وکیل ملت: مجموع تجربه هاي زيست ملي-جهاني و سبك زندگي سياسي شهروندان هر كشوري نمايانگر برند_ملي و هويتي آن است. شخصيت زنده اي كه جايگزين پرستيژ و اعتبار_ملي است و بازنمايي آن را مي توان در رسانه هاي يك كشور بويژه رسانه_هاي_خارجي آن جستجو كرد.

تاریخ انتشار: 24بهمن1395|21:27

ديپلماسي رسانه اي انقلاب اسلامي در آستانه چهل سالگي
| کد خبر: 218581

پرستيژ ملی و چهره سياسي كشور هاي جهان، امروز بیش از تشريفات_ديپلماتيك و رفت و آمد هاي سياسي، در آئينه بغل ماشين رسانه ها قابل رويت است. آئينه اي كه روي آن نوشته است: "تصوير اشياء از آنچه در آئينه مي بينيد به شما نزديك تر است." اين يعني پيشي گرفتن #ديپلماسي_رسانه اي از ديپلماسي_عمومي در عرصه سیاست و قدرت.


وقتي ارسال توئيت هاي رنگارنگ رييس جمهور امريكا از اتاق کار تا اتاق خوابش مي تواند قبل از انتشار ویروسی آن ها در #شبكه_هاي_اجتماعی و خبري، واكنش هاي جهاني و تظاهرات خياباني راه بيندازد، يا رويدادهاي مذاكرات هسته اي با رد و بدل شدن پيام ها و خنده هاي وزير خارجه ايران  و خبرنگاران از تراس اتاقي در هتل #كوبريك  #وبن رقم بخورد: يا وقتي كمي دورتر ميدان #التحرير_مصر بهانه جنبش ميليون ها کاربر برای يك قيام مردمي ضد مبارك در مصر مي شود و زماني كه بازارهاي سهام جهان با جنبش يك درصدي هاي #وال_استريت شوك زده و هراسان مي شود و وقتي آزمايش موشكي ايران، رقيبانش را دور يك ميز جمع مي كند و ... اين ها يعني ديپلماسي رسمي #سفارتخانه اي و تشریفات دیپلماتیک جاي خود را به ديپلماسي غير رسمي رسانه  اي داده است: ديپلماسي اي كه ميدان نفوذ و #عمق_استراتژيك دولت ها و ملت ها را براي حيات سياسي و بقاي بين المللي آن ها تعيين مي كند. در اين جابجايي مفهومی دیپلماسی، رسانه هاي سنتی ايران چه نقش و جایگاهی می توانند در برند سازي ملي و عمق استراتژيك اين كشور داشته باشند؟ بطور روشن تر رسانه هایی با ماموریت تاثیرگذاری بر دیپلماسی ایران بویژه رسانه های برونمرزي، کجای عرصه سیاست خارجی کشور هستند و چه نقشی در بازی قدرت نرم ایران بازي مي كنند؟


‏یافته ها و نیافته های من نشان می دهد استراتژي رسانه اي و هدف گذاری های موجود در حوزه هاي مكتوب، ديداري و شنيداري ايران امروز، هم سن و سال #انقلاب_اسلامي و مبتني بر اصول "تبليغ" سیاسی و #ایدئولوژیک برای پاسخگویی به مقتضيات آن دوران بوده است. #راهبردها یی که در سطح كلان و خرد از #کارایی و #مد افتاده است و دیگر نمی تواند تنها منبع الهام، تصميم سازي و تصميم گيری براي يك #رسانه_مسئول باشد. جهان ما در چهار دهه ي گذشته، بيش از چهار بار از نظر تفكر زيستي، رسانه اي و زبان ارتباطي دگرگون شده و شخم خورده است. به همین علت است که می بینیم رقبای ما در این چهار دهه، چهار بار مانیفست و نقشه راه خود را بازنگری و باز نویسی کرده اند تا بتوانند پاسخگوی دگرگونی ها باشند. وقتی سیر تحولات آنقدر زیاد است، زمان مصرف  و اعتبار دستورالعملهای کلان در رسانه های قدرتمند جهان از سی سال به ده سال و اکنون در ابلاغ هایی نا نوشته، به کمتر از پنج سال و سه سال رسیده است.
 
اين ها همه زاییده روزگاریست که بشر در حال  بحث و جدل های جهانی  برای ترسیم سرنوشت جمعی خود بطور #آنلاین و زنده در جهان است تا تاریخی را بدون خدم و حشم و ارتش بسازد. موضوعی که به زیبایی در نقل قول داو_سیدمن، سرمقاله نویس نیویورک_تایمز مطرح شده است: ''بشر هرگز چنين دورانی را به خود ندیده است که مردم در آن همزمان بتوانند #تاریخ را بسازند، تاریخ را تبلیغ و ثبت کنند و بر شتاب آن بیفزایند... در اعصار پیشین اینطور نبود که هر کس با فشردن  #دکمه ای بتواند، تاریخی را رقم بزند.'' با این توصیفات گفته شده و صدها موضوع ناگفته ولی قابل درک برای اهل نظر، بازنگري براي تامين اهداف بلند مدت نظام رسانه اي ايران كه خود را رسانه اي "مرجع" براي "حقيقت" تعريف مي كند، نه تنها ضروری، بلکه حياتيست.


در جهان امروز که برنده های قدیمی در بازار و صنعت از جمله صنعت_رسانه با سرعت زیاد در حال سقوط و سپردن جای خود به رقبا و قویتر ها هستند، توانایی برای #تطبیق و پاسخگویی به شرایط، لازمه ی بقاست. مسئله این است که اگر رسانه ای بدليل نداشتن  استراتژي و سرمايه، درك مقتضیات رسانه داري، #خود_شيفتگي، ناتواني در نيروي انساني و بي توجهي به تحليل هاي واقعي از روندهاي اجتماعي و سياسي در جهان و بازار رقابت و نيز ضعف تكنولوژيك و فقدان اراده براي تغيير، پاسخ مناسبی به نیازهای نو به نو در بازارهدف ندهد، با داشتن صدها كانال باز هم دیده نمی شود. رسانه ای هم که ديده نشود، با يك #رسانه_خاموش و بدون پیام فرقی نمی کند.

با این یاداوری که رسانه های خاموش در بعضی از #اکوسیستم_هاي_رسانه_ای می توانند بجای #پیام، نقش #ضد_پیام و ضد سیستم داشته باشند. در باره رسانه های برونمرزی و به تعبیری #رسانه هاي_انحصاری و دولتی ایران با ارزیابی سازماندهی رسانه ای، مقدورات مالی، لجیستیکی، تکنولوژیکی و بویژه کیفیت #نیروی_انسانی برای #تولید_محتوا، صادقانه باید گفت نمی توان از یک دو جین کانال بي بضاعت ، دیپلماسی رسانه ای کارآمدی را برای #برند_سازی_ملی و توسعه #عمق_استراتژیک_انقلاب_اسلامی انتظار داشت. عمق استراتژيكي كه امروزه به عنوان #ذخيره_زيستي و #قلب_دوم كشورها  ارزيابي مي شود.  


شاید بی دلیل نیست که با اين فاصله شناختي و عملكردي، رسانه های برونمرزی در بازی های دستگاه دیپلماسی ایران، مجال بازیگری موثری پیدا نمی کنند و کانال های متعدد زبانی این حوزه، جز نقش یار دوازدهم سیاست در ایران، جایگاهی ندارند. این ها همه در حالیست که ایران در آستانه ی #چهل_سالگی و سپری کردن دوران تثبیت، برای بازتعریف چهره جهانی و برند سازی ملی خود با هدف افزایش ضریب نفوذ امنیتی و اقتدار بین المللی، بیشتراز توان تبلیغات سیاسی و ایدئولوژیک سال های ابتدایی تاسیس، محتاج رسانه ای توانمند برای حضور در معادلات قدرت های نرم، سخت و نیمه سخت در سطح ملی و جهانيست. حضوری که اگر توازن #قدرت_نرم رسانه ای در آن برقرار باشد- به میزان افزایش #قدرت_سخت نظامی و #قدرت_نیمه_سخت دستگاه دیپلماسی، #رسانه های_برونمرزی را به عنوان يك فرصت، به رسانه ای استراتژیک و تعیین کننده در سرنوشت بازی های قدرت و #منافع_ملي در سیاست خارجی این کشور تبدیل خواهد کرد. نظیر رفتار رسانه اي ايران در افغانستان در پايان كار طالبان  كه چراغ سبزي براي حضور امريكا   در اين كشور تفسير شد. يا مانور رسانه اي ايران در جنگ ٣٣ روزه نيروهاي اسراييل با حزب الله كه تحليلگران از آن به عنوان جنگ نيابتي ايران در منطقه  ياد كردند. شبيه آنچه كه از یک دهه تجربه اخير رسانه داری روس ها با کانال های متعدد درقاب رسانه اي شبکه تلویزیونی RT يا راشاتودی در منطقه و جهان شاهد هستيم.


و اما در صورتيكه  قدرت نرم رسانه ای  كشور نتواند پا به پای قدرت های های سخت و نیمه سخت ایران و جهان پوست بیندازد و پیش رود، به آسیبی جدي برای انقلاب اسلامی و #تهدیدی برای ديپلماسي رسانه اي ایران تبدیل خواهد شد. موضوع #بالانس مولفه هاي سه گانه قدرت سياسي آنقدر اهميت دارد كه #ژوزف_ناي متخصص  قدرت نرم در سياست، وجود توازن در اين چرخه را به عنوان مولفه ديگري تحت عنوان " #قدرت_هوشمند" ياد مي كند.


با اين تعبير، ضعف در ديپلماسي رسانه اي ايران و مشخصا ناتواني در برند سازي ملي و تامين مزيت هاي مطلق و رقابتي رسانه اي #ژئو_مديا براي جلب "احترام" و "اقناع" بيگانگان، مي تواند بطور جدي پاشنه آشيل قدرت عمومي و"قدرت هوشمند" آن باشد؛ موضوعي كه براي اركان قدرت در ايران قابل توجه است؛ و تامل و بازنگري درآن، يك امر استراتژيك و حياتي.  
 
ذات نایافته از هستی بخش
...کی تواند که شود هستی بخش
 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top