تاریخ انتشار: 1فروردين1396|01:10

| کد خبر: 223636

وابسته عاطفی دوست شوهرم شدم تا اینکه نادر مچم را گرفت

وکیل ملت: بلند‌پروازی‌های شوهرم کار دستمان داد. ورشکسته شد و چند هفته‌ای دنبال کار می‌گشت. اما توقع‌های زیادی این مرد خودخواه او را خانه‌نشین کرد‌. می‌گفت من بروم کارگر‌ی کنم و... .

چند ماه زندگی ما آشفته و از هم پاشیده بود. سعید یکی از دوستان شوهرم دست او را گرفت‌. در‌حالی‌که می‌خواست کار آبرومندانه‌ای برایش پیدا کند، چند‌بار هم به ما کمک کرد‌. او از طریق تلگرام Telegram با من در تماس بود و حال شوهرم را می‌پرسید. همین که فکر می‌کردم تنها نیستم، به من آرامش می‌داد. پیام‌هایش توصیه و تذکر بود که شوهرم را همراهی کنم، حتی قرار شد برای من هم کار مناسبی پیدا کند. اما حال و هوای این پیام‌ها با سلام و احوالپرسی‌های روزانه در کمتر از چند روز حالت عاطفی به خود گرفت. چیزی که اصلا فکرش را نمی‌کردم اتفاق افتاد. درد‌دل‌کردن‌های ما شروع شد‌. بعد هم شعرهای عاشقانه و‌...

اگر‌چه احساس گناه می‌کردم و هر روز تصمیم می‌گرفتم دیگر جواب پیام‌ها را ندهم، اما دوباره...؛ شوهرم که متوجه حرکات و رفتار مشکوکم شده بود، ناگهان مچم  را گرفت، کارمان به دعوا و کتک‌کاری کشیده شد. برای حل مشکل خود به کلانتری رفتیم و از آنجا ما را به مرکز مشاوره پلیس Police معرفی کرده‌اند. نمی‌دانم اعتماد از دست رفته نادر شوهرم را چطور بازسازی کنم. می‌گوید چون وضع مالی‌ام خراب شده تو راه خیانت Cheat پیش گرفتی و‌...

منبع خبر رکنا
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 1

دبل
|
1فروردين ماه 1396
0
0
سرش هوو بیار

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

جدید ترین اخبار

Top