بایسته های راهبردی نخبگان در اردوگاه حامی روحانی

سهند ایرانمهر

وکیل ملت: در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، نامزدها و طیف های متمایل به آنان در تلاش اند تا فضای انتخابات را به نفع خویش سامان دهند بنابراین طبیعی است که هریک بر نقاط قوت خود و ضعف رقیب متمرکز شوند. این خاصیت رقابت است و تا جاییکه به افراط نرود و زمینه و فضا برای هردو طرف یکسان باشد، پذیرفته و قابل قبول است.

تاریخ انتشار: 30فروردين1396|12:07

 بایسته های راهبردی نخبگان در اردوگاه حامی روحانی
| کد خبر: 226540

 اگرچه معتقدم از انتخابات 92 به این سو، مرزبندی سیاسی جامعه از اصلاح طلب- اصولگرا به محافظه کار و تحول خواه تغییر یافته است و دیگر نمی توان افراد و گروه ها را با معیارهای قبل از 92 سنجید (مثلا نمی توان علی مطهری یا ناطق نوری و علی لاریجانی را اصولگرا دانست) با این حال دراین یادداشت و برای تقریب ذهن با مسامحه از همان عنوان "اصلاح طلب" استفاده خواهد شد.


 ❇️به عنوان یک شهروند عادی که بیش از التزام به یک حزب یا گروه خاص ، مطالبات ملی و غیرشخصی را در میان آنان جسته ام، در نهایت به این جمع بندی رسیده ام که در شرایط کنونی گزینه مناسب برای ریاست جمهوری آقای حسن روحانی است( هرچند شخص وی کما هو روحانی– نه اهداف و برنامه ها-  فاقد  کشش و جاذبه است). بیان این دیدگاه مثبت در مورد ریاست جمهوری روحانی، جز در موضوع انتخاب رییس جمهور واجد هیچ فضیلتی برای آقای روحانی نیست و نمی توان با عنوان کردن نام یک نامزد به عنوان گزینه مدنظر، این مزیت را به جوانب دیگر تعمیم داد. این وجه تمایز میان انتخاب آگاهانه از آن انتخاب هایی است که مبتنی براحساسات یا انگیزه های شخصی است ومی تواند زمینه ساز کیش شخصیت در نامزد مد نظر یا نوعی سرسپردگی کور در میان هوادارنش باشد.
 ❇️"ابوسعد آبی" ادیب و دانشمند امامی مذهب (ق.4) در کتاب "نثر الدُّرَرِ "می نویسد:


 "خلیفه به مردی که در کوی و برزن، زبان به اعتراض گشوده بود، خشم گرفت. حاضرش کردند. خلیفه گفت: می دانی! مرا از تو خوش نمی آید؟ مرد گفت:زن، از نبود محبت همسرش بی تاب می شود، مردم از تو عدل و انصاف می خواهند".


بر همین اساس ملاک درست در رای به نامزدها نیز "خوش آمدن" یا خوش نیامدن" نیست  در سایه عقلانی و غیرعقلانی بودن برنامه ها یاتحقق و عدم تحقق مطالبات بوجود می آید. احساس قلبی و مقولاتی از این دست مربوط به احساسات و عواطفند نه مسائلی همچون انتخاب رییس قوه اجرایی کشور که تصمیم ها و عملکرد او اثر مستقیم در زندگی روزمره ما دارد .

بنابراین انتخاب یک نامزد باید با بررسی همه جوانب مرتبط با مدیریت و ریاست او باشد. اگر عنصر عقلانیت را در انتخاب افراد در نظر بگیریم لامحاله پذیرفته ایم که تبلیغ یک نامزد یا همراه کردن دیگران نباید مبتنی بر  تهییج احساسات و تقویت شور و شیدایی به نفع نامزد مورد نظر یا تقویت کینه و نفرت نسبت به نامزد رقیب باشد. اگر نامزد رقیب برای ریاست جمهوری مناسب نیست این عدم تناسب بخاطر این نیست که ما ازاو خوشمان نمی آید یا منافع شخصی ما با ریاست او جور در نمی آید او مناسب نیست زیرا هم اکنون در سنجه معیارهایی که خود، تابع متغیرهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی روز جامعه و جهان است، کفه سنگینی ندارد اما این بدان معنا نیست که سیر تحولات در آینده او را به سمت و سویی موافق با معیارهای ما نبرد(چنانکه این اتفاق زمانی در مورد ناطق نوری رقیب انتخاباتی خاتمی روی داد) .


❇️ این مقدمات به این معنا نیست که شور و هیجان را از مبارزات انتخاباتی حذف کنیم. شور و شوق و احساسات بخش لاینفک هر مبارزه سیاسی است و لاجرم ناگزیریم که بخش هایی از جامعه را به دلیل خاستگاهی که معولن استدلال بردار نیست با خود همراه کنیم اما این بدان معنا نیست که طیف نخبه هر اردوگاه بالاخص اردوگاه تحول خواه و اصلاح طلب در این مسیرچنان پیش رود که عملن از وجه خردگرا و اقناعی خویش دست بشوید و تنها راه اثبات نامزد مدنظر خود را در ایجاد هیجان کاذب و ترویج رابطه دو سویه مرید و مرادی یا دوست و دشمن جستجو کند. مردم کوچه وبازار راه خود را می روند و چندان هم نمی شود بر سرزنش شان مداومت کرد اما طیف نخبه ای که روحانی را برای ریاست جمهوری مناسب می بیند در تلاش برای کمک به پیروزی او ملزم به رعایت موارد ذیل اند:


❇️1-  حمایت از روحانی متغییری وابسته و متکی به متغیر مستقل حرکت به سمت اصلاح، توسعه و دموکراسی است.
2-  حمایت از روحانی با هیچ گزاره و دلیلی نمی تواند توجیهی برای توقف یا تعطیلی مطالبات  باشد.
3-  حمایت از روحانی با تقویت نفرت پراکنی یا گزینشی دیدن تاریخ و سوابق او و رقیب منافات دارد.( فی المثل نمی توان گذشته را ملاک و مناط ، حال افراد گرفت و در مقام تببین نقش کنونی علی لاریجانی در جریان تحول خواهی صرفن به سراغ برنامه هویت رفت یا در مقام واکاوی حقایق و رویدادهای گذشته سخن از رئیسی و رویدادهای دهه 60 گفت اما از کنار این مساله گذشت که حسن روحانی نیز زمانی گفته است:

"نکته دیگر اینکه ما از دادگاه انقلاب ارتش می‌خواهیم که در مورد توطئه‌گران عجله نکنند و تحقیقات را در حدود وسیع انجام بدهند و کاملاً‌ ریشه‌یابی بکنند و تقاضای دیگر من این است که همان‌طور که در مسئله زنا قرآن می‌گوید: «ولیَشهَد عَذابَهُما طاِئفَةٌ مِنَ المؤمنین» توطئه‌گرها را هم خوب است که در مراسم نماز جمعه بیاورند و به دار آویزان کنند تا مردم مشاهده کنند و تأثیرش، تأثیر بیشتری داشته باشد".
منبع: مشروح مذاکرات مجلس شورای اسلامی/مجلس اول، ۲۳ تیرماه ۱۳۵۹./روزنامه جمهوری اسلامی/۲۴ تیرماه ۱۳۵۹/صفحه ۱۱).

 اگر قرار بر دریافت کاملی از گذشته است نمی توان آن را گزینشی به سنجه ی قضاوت کشید و اینچنین به تکرار همین روش در آینده مشروعیت داد. گذشته بیش از آنکه بواسطه شناخت مقصرین و تشویق یا مجازات شان اهمیت داشته باشد بواسطه تشخیص افکار درست و غلطی اهمیت می یابد که حیات یا مرگشان مهم تر از حیات و مرگ آدمیان است، همچنانکه "آرتور کوستلر" در کتاب "ظلمت در نیمروز" میگوید:


"ما تاریخ را کامل تر از دیگران آموخته ایم. می دانیم که تاریخ در عمل برای فضیلت ارزشی قائل نیست و جنایت ها مکافات نمی شوند ولی هر خطایی عواقب خود را دارد  که دامن هفت نسل را می گیرد . هر فکر غلطی که دنبال میکنیم جنایتی است که در حق نسل های آینده مرتکب می شویم. در نتیجه افکار غلط را باید همانگونه مجازات کنیم که دیگران جنایت را مجازات می کنند: مرگ"


4-  تجربه انتخابات ها بالاخص انتخابات اخیرآمریکا نشان داده است که علیرغم ضرورت آگاه کردن مردم از خطاهای گذشته، تداوم و تکرار بر بازنمایی آوار و خبط و خطاهای دولت های گذشته ان هم در پایان یک دوره 4 ساله مدیریت، پس از مدتی تفسیر به بی مسئولیتی و فرافکنی می شود بنابراین  بهتر است در برنامه های انتخاباتی، بیشتر بر دستاوردها تاکید شود تا به اصطلاح "آوارهای دولت قبل".(در خبرها خواندم که جهانگیری معاون اول به صراحت گفته است که بنا دارد در جریان مناظرات در مورد وضعیتی که دولت قبل ایجاد کرده بود صحبت کند. این اقدام اشتباهی راهبردی است که در سنجه ی تطبیق آن با تجربه انتخابات های مشابه کاملا بی اثر است بویژه آنکه احتمالن احمدی نژاد، غایب این دوره از رقابت هاست و در افکار عمومی آرای خاکستری مردم ایران که شیب تندی به  سمت مظلومیت یا مظلوم نمایی دارند این سخنان اثر معکوس خواهد داشت).


5-  به جز آرای سنتی اصلاح طلب و اصولگرا و نیز درصدی (معمولن 25- 28 درصد) که در انتخابات مشارکت نمی کنند، بخش قابل توجه -و اتفاقن اثر گذار مربوط به- آرای خاکستری است . بر خلاف خوش بین ها، معتقدم که دولت در اقناع و ایجاد ارتباط با این طیف ضعیف عمل کرده است (این گزاره به معنی ضعف در ارایه خدمات نیست بلکه به معنی عدم اطلاع رسانی و اگاهی بخشی مناسب نسبت به تحولات و اقداماتی است که به نفع آنان صورت گرفته و البته ممکن است از جنس خدمات پوپولیستی و عینی نقدی و ملموس نباشد)  این آراء در چند روز باقی مانده به اخذ رای، نامزد مدنظر خود را انتخاب می کنند در نتیجه؛ رویکرد مضامینی که اردوگاه حامی آقای روحانی برمی گزیند نباید همراهی مطلق مخاطب یا مخالفت لجوجانه او را مفروض خود قرار دهد و به دام هیاهو یا نفرت پراکنی به نفع وی یا علیه رقیب وی بیفتد.


6-  مهم ترین وظیفه اصلاح طلبان، قطع چرخه نفرت و خشونت و نهادینه کردن فرهنگ رقابت و مشارکت است، هر اقدامی که منافی این ثوابت باشد در نهایت ضربه به اصلاحات و جریان تحول خواه است و نادیده گرفتن آن از سوی رقیب توجیه مبادرت بدان نیست.


7-  توقف در اشخاص خوشنام و هزینه کردن اعتبارآنان- ی که می تواند سرمایه تحول خواهی و اصلاحات باشند-  برای افرادی که منافع شخصی را برمنافع جمعی و اصلاحات مقدم می دانند، اشتباهی فاحش است. فرجام و عملکرد بخشی از اعضای فهرست امید در انتخابات گذشته زنگ خطری جدی برای اصلاح طلبان بود . جبهه اصلاحات در جریان انتخابات آتی شورای شهر و ریاست جمهوری باید در عمل و با ارایه فهرستی قابل دفاع، ثابت کند که معیارهای خود را به شکلی وسواس گونه بر توانایی، تخصص، تعهد و  و پاکدستی  تنظیم کرده است.


8-  گذشته به ما نشان داده است که بی توجهی به طبقات فرودست به بهانه ضرورت شتاب در توسعه چه آثار مخربی در پی دارد و القای ناکارآمدی احزاب و جریان های سیاسی چگونه می تواند به تقویت نگاه های ساختار گریز بینجامد. نخبگان اصلاحات و شخص رییس جمهور باید با تفکیک درست و معتدل میان پوپولیسم و خدمت رسانی ، گام های جدی تری در این راستا بردارند .

9-  دریافت شخصی من تا امروز مقوم این نگاه است که نوعی خوش بینی و اطمینان کاذب نسبت به پیروزی قطعی روحانی در انتخابات پیش رو بر فضای کلی جبهه اصلاحات حکمفرما شده است که بیش از آمار مبتنی بر گزاره هایی غیر قطعی  و تخمینی است. این نگاه، رویکرد انتخاباتی این جبهه را به روش هایی تکراری و کلیشه ای محدود کرده است که یادآوری عملکرد منفی دولت گذشته  یا سوابق رقیب، عناصر اصلی آن را تشکیل می دهند. بازنگری در این نگاه، اطمینان و شیوه؛ در مدت زمان اندک باقی مانده از جمله ضروری ترین الزامات حامیان روحانی و حتا شخص اوست.


10-  افراد و جریان هایی در حلقه نزدیک به رییس جمهور وجود دارند که منشاء پیروزی وی در انتخابات گذشته را امری مستقل و بی ارتباط با همراهی اصلاح طلبان می دانند، در نتیجه بارها و بارها ثابت کرده اند که نگاهی جدی به مطالبات این طیف ندارند و طرفه آنکه در هجوم تبلیغاتی رقیب، با سوء رفتار خویش؛ بار ناروا و سنگینی را بر حامیان رییس جمهور تحمیل کرده اند. حامیان روحانی باید میان حمایت از مشی و برنامه های وی با دفاع از عملکرد این دسته قایل به تفکیک باشند و درجلسات مشترک با ریس جمهور بر این مساله و ضرورت رسیدگی به آن تاکید کنند

 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top