درباره کبرای امروز و اعظمِ دیروز!!

حامد محمدی

وکیل ملت: به اعظم طالقانی مثل هر فعال و کُنش‌گر سیاسی انتقاد وارد است، روزنامه جوان بعد از اینکه او برای انتخابات ثبت نام کرد تیتری زد با عنوان «اصلاحات با واکر»

تاریخ انتشار: 1ارديبهشت1396|22:03

درباره کبرای امروز و اعظمِ دیروز!!
| کد خبر: 226765

نویسنده گزارش دختر خانمی شاید بین بیست تا بیست و دو سه ساله به نام کبری آسوپار، است.
تیتر بدی نبود، به حدی کافی گویا بود. اسمش را سرچ کردم دختر فعالیست، کانال تلگرامی دارد در گوگل پلاس عضویت دارد، فارغ از اینکه محتویات نوشته‌هایش چیست از خیلی‌ها از جمله خودم بهتر می‌نویسد.از نوشته‎های غیرسیاسی‌اش پیداست در کار خودش هم وارد است که در آن مجموعه آنقدر به او اعتماد شده تا چنین تند و تیز بنویسد.

اعظم طالقانی به سن و سال این دختر که بود، چهار فرزند داشت، همزمان، هم در مدرسه دبیری می‌کرد، هم در کنار پدرش علیه حکومت وقت مبارزه سیاسی می‌کرد. آخرین حکمش از زندان اعدام بود. از نظر جایگاه خانوادگی نیازی نداشت برای رسیدن به پول و قدرت تکاپو کند، پدرش محمود آنقدر برایشان مال حلال گذاشته که کافی باشد.

همسرش هم با وجود کسالت همچنان شاغل است. شاید اگر این نوشته به دستش برسد از گفتن این بخش ناراحت شود، اما دلیلی است که شاید نشان دهد به پول نیازی ندارد، ارزش ملک منزلش خیابان دولت و دفترش در خیابان هدایت برای خوردن و خوابیدن هفت نسلش کافیست، اما تمام فرزندان او بی‌آنکه ذره‌ای مثل دیگر آقازاده‌ها رانت بگیرند، نه زحمت بلکه جان می‌کنند و اتفاقاً موفق هم هستند.

کبرای قصه‎ی ما هم سن و سال نوه‎ی اوست. اعظم به سن او بود آن وقت‌ها که نصف مردم نمی‌دانستند پارلمان چیست، او در بهارستان نطق می‌کرد. پیگیر بیمه زنان سرپرست خانوار بود، اشتغالزایی می‌کرد، کارگاه‎های تواناسازی زنان را از تهران تا ناکجاآباد راه می‌انداخت؛ در روستاهایی که مسواک زدن بلد نبودند با هر بدبختی حتی از جیبش پول می‌گذاشت خرید لوازم بهداشتی می‌کرد به دورترین مناطق ایران می‌برد و به روستاییان یاد می‌داد مسواک بزنند. تمام حقوق بازنشستگی خود را به اضافه هزینه‌های داخلی منزل روی هم می‌گذارد تا مجله درآورد.

از جیبش می‌گذاشت و به خانواده مستمندان و زندانیان کمک می‌کرد، با وجود فرزندی بیمار، با وجود بیش از پنج عمل قلب و پا در کمتر از دو سال شب‌ها که کبری در خواب ناز است او تا چهار صبح کار می‌کند.

اما مشکل از کبری نیست، که او را نمی‎شناسد، نباید از این دخترک رنجید، سن و سالش ایجاب می‌کند پر هیاهو بنویسد، ایراد از بزرگ‌تر اوست، مدیر کوتاه قامت آن مجموعه.

دختر جوان دنبال تیتر قشنگ است، مدیر مسئول اوست که باید اصالت داشته باشد، نجابت ژنتیک نیست، اکتسابی است، خانواده و اجتماع باید به فرد یاد دهد.

اگر می‌خواهیم ببینیم چه کسی هستیم به دور و بری‌هایمان باید نگاه کنیم.
کبری آسوپارها که زن هستند این چنین به هم‌جنسان خود حمله می‌کنند، جوان و پرنشاط هستند اینگونه مریض احوالی دیگری را تیتر ارتزاقشان می‌کنند، خروجی‌های نسل جوان امروز هستند.

این دختر از اسمش پیداست از خانواده‎ای مذهبی است، اما ببینیم مذهبش از چه جنسی است که چنین نگاهی دارد. اگر او قرآن خوان است، اعظم طالقانی مفسر قرآن است. اگر او سیاسی می‌نویسد، اعظم طالقانی سیاستمدار است. چگونه ذهن نوجوانی را چنین شستشو دادند فراموش کرده از تهران تا دوردست‌ترین روستاها دست‌کم یک خیابان به نام طالقانی است.

از اعظم طالقانی بخواهیم تا حال و روزش برقرار است کتاب خاطراتش را منتشر کند، آن وقت کبرای عزیز ما خواهد فهمید...

 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 1

حسین
|
2ارديبهشت ماه 1396
0
1
عالی بود

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top