روزخبرنگار، مرگ رنگ ها، نیرنگ‌ها

*بهروز قزلباش

وکیل ملت: روز خبر نگار در ایران با بی قانونی آغاز شده است.روز شلیک به خبرنگار ایرنا در افغانستان،که به شهادت صارمی منجر شد

تاریخ انتشار: 18مرداد1396|00:19

روزخبرنگار، مرگ رنگ ها، نیرنگ‌ها
| کد خبر: 239947

یعنی جان بر سر خبر نهادن و رفتن. محمد علی افغانی که با «شوهر آهو خانم» در فضای ادبیات داستانی ایران مشهور است جایی گفته است:«پدرم همیشه می‌گفت:«یادت باشد این مملکت را قانون اداره نمی‌کند، لذا نباید بگذاری کار به جایی بکشدکه بخواهی از قانون کمک بخواهی(بگیری)»پدرم قاضی بود!»شگفتا که این جمله کوتاه و موجز چه معنای عمیق و گسترده‌ای دارد.

روز خبرنگار روزی است که در آن روز بنا به عرف و عادت و تعریف و تعارف، ظاهرا خبرنگاران تجلیل می‌شوند. اما اولا این کار نوعی تعریف و تمجید نه چندان با محتواست،ثانیا،تعارف است. آنهم به شدت از نوع شاه عبدالعظیمی‌اش، ثالثا ظاهرا این طور است و در باطن و حقیقت، مساله این گونه نیست، و دست آخر هم تجلیل نمی‌شوند بلکه نوعی وانمایی به تجلیل در آن  نهفته است یعنی که ... بعله.

کاوه گلستان، عکاس خبرنگار مستند یا حقیقت بود و به قول خواهرش «لی لی گلستان» در جنگِ بسیار مزخرف عراق، جانش را بر سر حقیقت نگاری نهاد و کشته شد.

پیش از او هم بسیارند کسانی که جان خود را بر حقیقت نگاری جنگ گذاشته‌اند و رفته‌اند.تا مادرانشان از درون آب شوند و گیسو سپید کنند در سیاهی فقدان پسر! حقیقتی که آنها نوشته‌اند به قول احمد شاملو آیینه‌ای در برابر آیینه بشر نهادن است.بشر!! تا بداند که چه اندازه حیوان مزخرفی است.درنده، وحشی، دهشتناک و تهی مغز. حیوانی که جز به تحریک شهوت و غُلُوّ غریزه و کشتار در قلبش انگار چیزی ندارد.

سرهای بریده،دست ها و پاهای قطع شده، نخاع‌های قطع شده،زنان به بردگی جنسی گرفته شده، تجاوز به روح بشر چنان عمیق، دقیق، و گسترده صورت می گیرد که خداوند را از آفریدن بشر پشیمان کند!! که این ظلوم جهول را  باید در وضعیتی تماشا کند که اظلم و اطغی آفرینش است.

تمام زمین گورستان است.گورستانی که استخوان‌های آدمی را در خود پوشانده و پوسانده است. کوتاه شدن دم نسبت به میمون کسی را انسان نمی‌کند.چون انسان بودن یا نبودن  به کوتاهی و بلندی دم ربطی ندارد.آیا این است اشرف مخلوقات که در روی زمین به جز فساد و خونریزی به چیز دیگری نمی‌اندیشد؟!

سید نا الشهید،مرتضی آوینی هم در میدان مین با پای قطع شده، جان بر سر حقیقت نگاری گذاشت و رفت. انگار برای بشر از زندگی و جنگ و دیگر هیچش، همین دیگرهیچ اصالت دارد. زیرا جنگ پیش از آن زندگی را به خاکستر نشانده است و تمام. حالا تو بگو، ویتنام، پاناما،سردشت، حلبچه، هیروشیما،یا ناکازاکی. چه فرقی دارد با ریف دمشق، موصل، حلب، عرسال یا غزه...؟

«زندگی ،جنگ و دیگر هیچ»، تنها گزارشگری اوریانا فالاچی از ویتنام و وحشی‌گری یانکی‌ها در قتل بی‌رحمانه ویت‌کنگ‌ها نیست. زندگی جنگ و دیگر هیچ، بیخ گوش شماست.زیر پلک شما.توی مردمک ما و شما آنچه البته رخ می‌کند جنگ است و دیگر هیچ!

شاعری گفته است:«از شقاوت تا شهادت - فاصله به اندازه یک تفنگ است.- تا تو در کدامین طرفش باشی.» خبرنگارانی که در سوی لوله و گلوله تفنگ‌ها ایستاده یا زندانی شده‌اند ،شکنجه یا تحقیرشده‌اند و یا روی مین رفته و مرده‌اند،شهیدند. اما «شهادت» که به قول معلم علی شریعتی، «مرگ سرخ» است. مکالمه مرگها و رنگها ،گفتمان حقیقت و ضد حقیقت است. یکی طرفدار خدعه و فریب و دیگری دوستدار صداقت و راستی. اما «مرگ سرخ»، همان «دیگر هیچِ» زندگی و جنگ است.یعنی مرگ. فرقی هم نمی‌کند که تو در گوانتانامو باشی یا در کهریزک!

همه ماجرا این البته که این نیست که «نفت» چه شد؟ در «پترو شیمی» چه خبر است؟ یا در صنعت چاپ و کاغذ و غیره چه تحولاتی در راه است...یا نیست؟! یا مثلا این نیست که نمایندگان ملت عشق سلفی گرفتن با فدریکا موگرینی مانتو پوش‌اند یا عشق چال و چیر با ایوانکا ترامپِ تاجر، نویسنده  و مانکن؛ حتی ماجرا این نیست که مثلا بار الاغ‌ها یا قاطرهای سکه و طلای وارداتی یا صادراتی کشور نسبت به سال گذشته در همین ماه چند الاغ بیشتر شده یا چند قاطر کمتر. بلکه عمده حقیقت این است که آنچه فقدان حقیقی دارد «ارزش جان آدمی»‌ست که در فقدان قانون از مزد گورکن کریه‌تر ، فرومایه‌تر و کمتر است.

این واویلایِ خُرد و اندک شدن انسانیت رنج عظیمی است که با قتل هابیل آغاز شده است و پسران ابوالبشر، همچنان کشتگان آن هوسِ ‌مرگ اندودندی هستند که به خفّتِ پشیزی نمی‌ارزد.

خبرنگاری، در ایران هم یعنی«دیگر هیچ.» وگرنه هرکسی می‌تواند بنویسد. از میان آنهمه تنها یکی «جهانگیر خان صور اسرافیل» در می‌آید و یکی میرزاده عشقی. بسیارند کسانی که مجیز گوی این صاحب کلاه و آن صاحب کرسی و طول و عرض فلانِ قدرتند و بهمان شکم.

اینگونه نبودن.یعنی در کنار مظلوم ایستادن، یعنی مطالبه عدالت،مطالبه انسانیت، یعنی تعمیم و انتشار اخلاق حسنه،خصیصه خبرنگاری مستند یا حقیقت است. این عین شرف است.کمک به اعتلای انسانیت ،اخلاق ، علم و ایمان.در اولویت بودن پرداختن به «انسان.»، «چون که صد آمد نود هم پیش ماست.» وقتی انسان مهم شد، انسانیت ارزش یافت، آنگاه خیابان، مغازه، پیاده رو ، خانه،کارگاه، کارخانه و صنعت و غیره و غیره هم، قابل بحث خواهد بود. وگرنه جهان همین سلاخ خانه‌ای که هست، باقی‌ خواهدماند. با تیغ‌های تیزتر و سرهای بریده‌ی بیشتر!

آنها که یاد ما بودند، بدانند که ما به یادشان هستیم و آنها که در این روز هم مثل روزهای پیش و پس؛ هرگز یادی از ما از خاطرشان نمی‌گذرد هم بدانند ما بسیار به یاد آنهاییم. دوست دار جمال و کمال شریفتان می‌مانیم. ما هم این روز را به حقیقت نگاران خبرنگار، خاصه آنها که در حوزه تخصصی چاپ و نشر قلم می زنند و قدم برمی‌دارند، تبریک عرض می‌کنیم. برخی از دوستان دور و نزدیک و همکاران اهل شان و رتبه و خبرنگاران عزیز از مطبوعات، رادیو و تلویزیون گرفته تا اهالی چاپ، لیتو گراف،  صحاف، کاغذ، بانک، انجمن‌ها، اتحادیه ها و مشاغل مرتبط با نشریه چاپ و نشر، روز خبرنگار را به ما و خبرنگاران چاپ و نشر تبریک گفته‌اند. دست مریزاد.

 مجال این که به تک تک آنها یکان به یکان پاسخ بدهیم نبود. لذا در همین مختصر از همه کسانی که با محبت بسیار، و وسواس زیاد کلماتِ مهم ،حساس و گاهی عاطفه برانگیز ِرا درخدمت زبان خویش گرفتند تا با بیان احساسات و افکارشان بهترینِ نیکی‌ها و خوبی‌ها را نثار ما کنند، تشکر می‌کنیم. همین مقدار «زندگی» است.ما که«جنگی» با کسی نداریم؛ می‌ماند «دیگر هیچ...!»

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top