تاریخ انتشار: 4شهريور1396|01:31

| کد خبر: 241782

نقشه هولناک برای مرد همسایه که با زن شوهردار ارتباط پنهانی داشت

وکیل ملت: مرد میانسال که با همدستی برادر و پدرزنش 21 سال قبل دست به جنایت زده بود، به قتل اعتراف کرد.

کارآگاهان جنایی در تحقیقات مدارکی را به دست آوردند که راز ناپدید شده مردی را برملا کرد. آنها در حفاری خانه پدرزن متهم موفق به کشف 142 تکه استخوان و دو دندان مرد ناپدید شده، شدند.

درحالی که کارآگاهان جنایی استان اردبیل در حال بررسی پرونده‌های جرایم جنایی سال‌های گذشته بودند، با پرونده ناپدید شدن مردی مواجه شدند که سال 71 به طرز مرموزی ناپدید شده و هیچ رد و سرنخی از او در این مدت به دست نیامده بود.

با مطالعه پرونده مرد ناپدید شده به نام فرید، کارآگاهان به مطالعه پرونده او پرداخته و مطلع شدند در همان روزهای اول که خانواده فرید، ناپدید شدن او را اطلاع داده بودند حامد ـ مرد همسایه ـ به عنوان تنها مظنون پرونده بازداشت می‌شود، اما پس از مدتی به دلیل نبود مدارک، او آزاد می‌شود.

در ادامه تحقیقات، کارآگاهان جنایی دریافتند که مدتی قبل، همسر حامد در جمع خانوادگی مدعی شده بود که او قاتل The Murderer است. با به دست آمدن این سرنخ و از آنجا که 21 سال قبل نیز حامد به عنوان تنها مظنون پرونده بازداشت شده بود، کارآگاهان سراغ زوج میانسال رفتند. فرناز، همسر حامد در بررسی‌ها مدعی شد که هیچ جنایتی رخ نداده است و آن روز چون از دست همسرش ناراحت بوده و با هم دعوای سختی داشته‌اند چنین حرف‌هایی زده است و حرف‌هایش هیچ پایه و اساسی ندارد.

اما اظهارات فرناز برای کارآگاهان جنایی قانع‌کننده نبود و با توجه به این‌که سال‌ها از زمان ناپدید شدن فرید گذشته بود و افراد زیادی از آن محل رفته بودند، کارآگاهان جنایی سراغ ساکنان قدیمی محله رفتند. در تحقیقات آنها دریافتند که حامد به فرید مشکوک شده و مدعی بوده است که او و فرناز به طور پنهانی با هم در رابطه بوده‌اند.

در ادامه تحقیقات مرد جوانی که کر و لال بود و در زمان حادثه Incident پسر نوجوانی بود، اطلاعات خوبی را در اختیار کارآگاهان قرار داد.

او با زبان اشاره مخصوص کر‌و‌لال‌ها گفت: در همان روزهایی که فرید ناپدید شد، یک روز او را دیدم که در حال صحبت با حامد است. بعد از لحظه‌ای هر دو سوار خودروی حامد شده و محل را ترک کردند. این آخرین باری بود که فرید را دیدم و بعد از آن، او ناپدید شد. آن زمان موضوع را با خانواده‌ام در میان گذاشتم چون سن و سالی نداشتم و از طرفی کر و لال بودم، صحبت‌هایم را جدی نگرفتند. برای همین من هرگز نتوانستم این موضوع را به پلیس Police اطلاع دهم که فرید با حامد آخرین بار بیرون رفته است. همزمان با اظهارات مرد کر و لال، کارآگاهان در شاخه دیگری از تحقیقات خود دریافتند که زوج میانسال در همان سال ناپدید شدن فرید به خانه اقوامشان رفته و از جنایتی خاموش صحبت به میان آورده بودند. البته آنها مدتی بعد منکر شده و مدعی بودند که به دلیل اختلاف با هم چنین اظهاراتی را مطرح کرده‌اند.

این درحالی بود که کارآگاهان دریافتند پدر فرناز در یکی از روستاهای اطراف خانه‌ای دارد و از همان سال در یکی از اتاق‌های خانه قفل شده و از ورود به داخل آن خودداری شده است.

در کنار هم قرار دادن مدارک به‌دست آمده حکایت از آن داشت که زوج میانسال در ناپدید شدن فرید نقش دارند و 21 سال نبود مرد میانسال نشان از جنایتی هولناک داشت.

درحالی که مدارک پلیسی از قتل Murder خبر می‌داد، اما زوج میانسال همچنان سکوت کرده و ادعای بی‌گناهی داشتند. کارآگاهان جنایی در نهایت راهی خانه پدر فرناز شده و سراغ اتاقی رفتند که ورود به آن 21 سال و همزمان با ناپدید شدن فرید ممنوع شده بود.

آنها در حفاری کف اتاق، 142 تکه استخوان و دو دندان پیدا کردند. با آن‌که سال‌های زیادی از مرگ صاحب استخوان‌ها می‌گذشت، متخصصان پزشکی قانونی اعلام کردند استخوان‌ها و دندان‌ها متعلق به انسان و مذکر است و در دهه دوم و سوم زندگی‌اش جان خود را از دست داده است.

با توجه به مشابهت استخوان‌ها با فرید، احتمال وقوع جنایت Crime قوت بخشید. جسد به دستور بازپرس جنایی به پزشکی قانونی انتقال داده شد و دستور آزمایشات DNA صادر شد.

از سویی کارآگاهان جنایی به سراغ زوج میانسال رفته و به تحقیق از آنها پرداختند. حامد و فرناز که طبق گذشته منکر جنایت بودند زمانی که از کشف بقایای استخوان‌های قربانی باخبر شدند، بناچار لب به اعتراف گشوده و راز قتل را برملا کردند.

حامد در تحقیقات به کارآگاهان جنایی گفت: فرید همسایه‌مان بود، نمی‌دانم چرا، ولی حس می‌کردم که او با همسرم رابطه پنهانی دارد. با این‌که هیچ مدرکی در این‌باره نداشتم، ولی شک من روز به روز بیشتر می‌شد. بارها همسرم را زیرنظر گرفتم، اما هیچ موردی پیدا نکردم. ولی برایم قانع‌کننده نبود و تصور این‌که او با همسر من رابطه دارد، لحظه‌ای از ذهنم خارج نمی‌شد.

او ادامه داد: این ماجرا ادامه داشت و در نهایت من موضوع را با پدر و برادرزنم در میان گذاشتم. آنها هم اعلام کردند که با من همراه می‌شوند و از فرید انتقام می‌گیرند. روز حادثه به بهانه تفریح، فرید را سوار خودرویم کردم. با هم راهی روستای محل زندگی پدرزنم شدم. او را به یکی از اتاق‌ها بردم و بیهوش کردم. بعد هم فرید را خفه کرده و جسدش را دفن کردم. به بهانه بازسازی خانه، در اتاق را بستیم و اجازه ندادیم کسی داخل آنجا شود تا برای همیشه راز این جنایت خاموش مخفی بماند. بعد از آن همسرم از موضوع باخبر شد و تصمیم گرفتیم برای مدتی خانه‌مان را ترک کنیم و به خانه یکی از اقوام رفتیم. زمانی که از آمدن ناگهانی و ترک خانه از ما سوال شد، آن زمان آن‌قدر عصبانی و مضطرب بودیم که واقعیت را گفتیم. اما بعد از مدتی منکر شده و مدعی شدیم که به دلیل اختلاف با هم چنین حرف‌هایی زده‌ایم.

به دنبال اعتراف متهم میانسال، برادر و پدرزن او نیز بازداشت و تحقیقات در این خصوص ادامه دارد.

منبع خبر رکنا
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top