فیلسوفان کجا و فوتبالیست ها کجا

حسینعلی رحمتی

وکیل ملت: به يادداشتي از آقاي دكتر سيديحيي يثربي، استاد محترم فلسفه، برخوردم كه خطاب به آقاي دكتر بيژن عبدالكريمي نگاشته بودند. بخش هايي از آن را به وضعيت فلسفه ورزي امروز كشورمان مربوط است را در اين جا مي آورم. آقاي عبدالكريمي وضعيت اساتيد فلسفه را با فوتباليست ها مقايسه كرده بودند و گفته بودند اين نشان ميدهد جامعه ما به فوتباليست نياز دارد ولي به فلسفه و استاد فلسفه نه.

تاریخ انتشار: 12شهريور1396|11:14

فیلسوفان کجا و فوتبالیست ها کجا
| کد خبر: 242668

همه می دانند که فوتبالیست های مملکت چه وضعی دارند و اساتید مملکت چه وضعی! شما دو متر خانه ندارید، ولی بنده پس از حدود نیم قرن تحقیق و تدریس، همین سال گذشته آپارتمان سه خوابه ی جنوبی ام را در طبقه ی سوم مجتمع مسکونی با آپارتمان دو خوابه ­ی شمالی طبقه ی دوم همان مجتمع عوض کردم تا مبلغی به کف آرم و برای نیازهای تحقیقاتی خودم هزینه کنم! زیرا، من از آغاز با کاسبی از طریق تدریس مخالف بوده ام و از روزی که بازنشسته شده ام، یک ساعت تدریس نداشته ام و مشاور یا راهنمای هیچ پایان نامه ای نبوده ام. به خاطر از کار افتادن چشم هایم هم نیازمند دستیار تمام وقت و نیمه وقت بوده ام که باید به آنان حقوق بپردازم.

🔹درون کشور هم که فیلسوفان جایگاه کمی ندارند. اگر با گوشه ی چشمی به راست و چپ خود نگاه کنید، می بینید که سالهاست رییس فرهنگستان کشور یک فیلسوف است. رییس مجلس شورای اسلامی یک فیلسوف است. رییس قوه قضاییه یک فیلسوف است. برخی از مراجع تقلید جامعه فیلسوف هستند. بسیاری از بزرگان متنفذ اهل فلسفه بوده و هستند. در شورای عالی انقلاب فرهنگی همیشه تعدادی فیلسوف حضور داشته اند. اکنون نیز، نه به تعداد انگشتان، بلکه به تعداد موی سرمان استاد فلسفه و مراکز آموزشی و پژوهشی فلسفه داریم.از طرف دیگر، مسئولان رده بالای جامعه خواهان آن هستند که در جامعه ی ما نظریه پردازی شده، تولید علم داشته باشیم. اما فیلسوفان ما چه می کنند؟

🔹به نظرم نیازی به گفتن نیست. وضع آموزش فلسفه واقعاً اسفبار است. ما به جای ایجاد فکر در دانشجو به حافظه ی وی فشار می آوریم و برایش مانند نقالان داستان هایی از شرق و غرب نقل می کنیم: کانت می گوید مقولات فاهمه... دکارت می گوید شک دستوری ... ابن سینا می گوید برهان صدیقین ... ملاصدرا می گوید حرکت جوهری ... الی آخر.

🔹فیلسوفان ما درباره ی جامعه تا امروز چه نظری داشته اند و کدام طرح را در شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح کرده اند؟ هرکسی به فکر خویش است، یکی می تواند وزیر و وکیل شود که می رود به دنبال وزارت و وکالت. دیگری می خواهد از طریق تدریس و پایان نامه کاسبی کند و سالیانه چندین پایان نامه ی ناخوانده را نمره ی قبولی می دهد، بی آنکه حتی لحظه ای با دانشجو کار کرده باشد! اگر پرونده ی همین دور و وری ها را نگاه کنید، می بینید که میانگین پایان نامه هایی که پذیرفته اند در ماه و سال چقدر بوده است!

🔹تدریس در مراکز مختلف هم غوغا می کند! استاد تمام وقت دانشگاه تهران که فیلسوف هم هست، در دانشگاه آزاد به صورت نیمه وقت استخدام می شود و علاوه بر آن شغل اجرایی نیز قبول می کند! مدیر گروه یا رییس دانشگاه می شود. در چندین مرکز دیگر تدریس می کند و حتی لحظه ای به مطالعه نمی نشیند! کلاس های درس هم که  فقط شامل کلی گویی های بی محتواست!

🔹انصاف باید داد، وقتی خودمان مقصریم، از چه کسی قرار است گله کنیم؟ از ماست که بر ماست.
 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 1

mahdi
|
12شهريور ماه 1396
0
1
akhare charand bud duste aziz.estedlalet pash chubi bud.harfi nadaram motaasefam barat

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top