خطاهای ما راه‌های فردایند

دکتر مسعود میری روزنامه نگار

وکیل ملت: هر نسل از پیشینیان می‌خواهد نسبت به خطاهایش اعتراف کند و به خداوند در باب اشتباهاتش زینهار بَرَد. آثارِ قدماء مشحونِ‌از این‌خطاهاو زینهار بردن‌هاست. اما نسل نوآمده نیز همان می‌کند که نسل از پس رفته کرده‌است :آزمون و خطا.

تاریخ انتشار: 18شهريور1396|00:12

 خطاهای ما راه‌های فردایند
| کد خبر: 243201

گویی به خاطر نمی‌آورند که به جهان ناشناخته‌ای که از روبرو فرا می‌رسد، جز به آزمودنِ آن در زندگی‌،طریقی دیگر ممکن نیست.و خطا گاه میوه‌ی این آزمون‌هاست.خطا را از حیث مفهومی و مصداقی از هم اوراق می‌کنند تا بشود خطاهای نسل پیشین را داوری کرد و خطاهای نسل در راه را پسندیده و ضروری شمرد.

اما از جانب دیگر بطور عموم دیده می‌شود که در پاره‌ای از دوران‌ها نسل‌های در راه از مرتبه‌ی داوری به اِعمالِ  مجازاتِ حاملانِ میراث‌های پیشین مبادرت می‌کنند.در انقلاب خودمان شاهد این ماجراها به طرزِ عجیبی بودیم. هنوز هم در ادارات با رسمیت‌بخشیدن به نهادِ گزینش ، وجودِچنین میزِ داوری‌یی را توجیه می‌کنند.


با این وصف، "زندگی" فارغ از هر نحوه از نگرشی که بدان داشته‌باشیم ، "خطا"یی‌ست که بالضروره در حینِ گذران و سپری شدن‌ش خود را توجیه می‌کند و چون از "خود"ش می‌گذرد ، ناگهان این "خود" ،خود را در اقلیمی درمی‌یابد که "دیگری"ست .

دیدن از منظر دیگری هماره مستلزم بروز نقار و شقاق است و از با تماشای از این شکاف، "غیر" ،ستودنی نیست. هنوز به خاطر داریم که یهوه انتخابِ خدایِ غیر را که از قوم نبود، مستوجبِ سنگسار و مرگ می‌‌دید.در باب ۱۳ تثنیه داستانِ داوری در این نمط دو بار در اول و آخر باب به سنگسار منجر شد.

در زمره‌ی ده فرمان نیز فرمانِ اول ناظر بدین نظر است. در داستان‌های ایرانی اسلامی نیز بسیار نُکَت‌ها و ظرائف می‌توان یافت که بر این مضمون نظر دارد . "نظر کرد دید" غالباً در قصص به داوری‌یی می‌انجامد که در نهایت درست و محکم بودن‌ش اثبات می‌شود. اما با نظر کرد و دیدِ تنزّه طلبانه نمی‌توان زندگی را به پیش راند. بیشتر اوقات این خطاهای گذشته است که سرآغاز طریقی نو در حیاتِ یک تمدن و اندیشه می‌شود. صیرورت یکی از بنیادهایش بر خطاهاست.  تمثیل و استعاره‌ی دست فرا کردن به میوه‌ی ممنوعه متضمن حضور ما در زمین بوده،  هرچند در سویه‌های تئولوژیک‌اش به مناظر و مرایایِ دیگری سوق‌مان می‌دهد.


من به خطاهایِ پیشینیان در یک انتزاعِ از زمینه خیره می‌شوم و با بی‌تاریخ کردن ، وجهِ ناتاریخ‌اش را نشانه‌ای از کنش‌ها و فکرت‌های ممکنِ دیگری می‌بینم که در بروز و ظهورِخود عقیم مانده‌است. راست‌کیشی یک مظهرش انطباقِ با سیر و خطِ معین در ایمانِ مقرر شده‌است. ردِّ خطا در راست‌کیشی هم علامتِ سلب است، و هم نشانه‌ی فقدانِ تکافویِ ادلّه، و همچنین رام نشدن بشر در تاریخِ"عهد" ها. "تجدید نظر‌"ها  که در نهادهایِ اندیشیدنِ مطلق و نهایی‌شده ، قبیح و قادح شمرده شده ، در نهانِ خود خاستگاهی جز خطاهای پیشینیان ندارد.

از همین موضع است که می‌توان مُذعنِ به وجهِ تراژیکِ نو-فکری‌ونو-کنشی هم بود. خطاها گاه از تونل‌های تاریکِ زمان می‌گذرند و در خشم‌و‌جنایت غوطه می‌خورند.اما کیست که نداند دنیاهایِ پس از فجایع، کثرتِ نحوه‌ی زیست و فسحتِ نحو‌هایِ تفکر را در دامنه‌های دور و نزدیک به نمایش می‌گذارند. مسئله این است که برایِ انسانِ درگیر با آشویتس یا انهدامِ برج‌هایِ دوگانه ، نسبت به انسانِ پس از آن فجایع که قرار است در پرتوِ آن موقف زندگی کند موضوع یکی نیست. این تفاوت از کجا بر‌می‌خیزد؟

حتی برای انسان‌هایی که باهم یک زمانه یک فاجعه را از سر می‌گذرانند هم داوری یگانه نیست. جایی از کریستوآ نقل کردم که تئودور آدورنو می‌گوید شعر پس از آشویتس ممکن نیست ، بربریّت است ، اما هانا آرنت براین باور است که پس از آشویتس هیچ شعری نمی‌توان سرود جز در باره‌ی آشویتس. این یادآوریِ فاجعه و در نتیجه داوری درباره‌اَش نیست، همان تکرارِ کی‌یر‌که‌گاردیست. آرنت خوب می‌فهمد که نثر به یادآوری تن می‌دهد و شعر یک "تمامیّت"را تکرار می‌کند ، آغازی از نو. آغازی از و در فردا و پس‌فردا.


خطا در فرایندِ شعریتِ یک "وجود" می‌جهد ، روند‌ها را عبث می‌کند و در لایه‌برداری از تلائمِ تجربه‌ها به بُنِ زخم می‌رسد.وبعد،از نو آغاز می‌کندشدن‌ش‌را. به همین دلیل گاه برای بیمار یادآوریِ زخمِ روانی تُنُک‌شدنِ زخم تا همه‌ی پیکره‌ی روان-جسم است.


کوتاه کنم. در خطاها حقیقتی رخ نهان کرده که بخشی از راهِ فردا در آن می‌لولد و می‌جوشد.خطاهایِ ما از جایی سربرخواهد‌کرد که منتظرش نبوده‌ایم.

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top