مون‌روی، مرگِ عشق یا بیماریِ عاشق؟

دکتر مسعود میری روزنامه نگار ادبی

وکیل ملت: مون روی کاری‌ست از مِیوِن ، کارگردان نام‌آشنای فرانسوی. سینمای میون گویی در نه‌تویِ روانِ او رخ می‌بندد که اینگونه پریشان احوالی را به نمایش می‌گذارد.

تاریخ انتشار: 25شهريور1396|11:03

مون‌روی، مرگِ عشق یا بیماریِ عاشق؟
| کد خبر: 243864

" مون روی " عشق ، وصل و فراغِ روزگار ماست. شاید مِیوِن در این فیلم حدیث نفسِ تنِ اجتماعیِ خود را پرده‌دری کرده باشد . اگر چنین باشد،  که بعید نیست ، ما در‌بطنِ فیلم عاشقانه‌ای پرتاب می‌شویم، که بیماری و عشق با هم نسبتی پیدا می‌کنند. شاید سرکوب تمایلات نارسی‌سیستی و دفع آنها که در وهله‌ی نخست رخ می‌دهد ، به میل بر دیگری شایق شده باشد .

ما به این شوریدگیِ به غیر، عشق نام می‌دهیم. این "تصرف قلبی" که روانکاوان در باب انتخاب مطلوبی دیگر به جای انرژی دفع شده به کار می‌گیرند ، در شکستِ عشق به مالیخولیا می‌انجامد . مون روی صورتی از این مالیخولیا ست. صورتی‌که  به سوگ می‌انجامد ، چنانکه فروید به درستی از دست دادن مطلوب آرزومندی را موجد آن می‌داند. سوگ حالتی‌ست که فتیله‌ی تمنا پایین می‌آید و برای زندگی و دوام آن شوری بر جای نمی‌ماند.


تونی از بیماریِ عشق به بیماریِ مالیخولیا می‌افتد و چون نمی‌تواند فقدان جورجیو را جبران کند ، به احوالِ ویرانگرِ سوگ گرفتار می‌شود. او را در ابتدای فیلم می‌بینیم که به قصد مرگ در پیست اسکی به پایین می‌سُرَد و بعد در  گفتگویی تلخ با روان‌درمانگر می‌یابیم‌ش که توان پاسخ گفتن را از دست‌داده‌است. تلاش او برای درمان‌ِشکستگیِ پاها ، ممکن است باز هم به باور فروید مسیری برای  سوگواریِ از دست دادنِ‌مطلوب تلقی شود. خصوصاً که در سوگواری نیاز به زمان داریم تا جانِ عاشق به نفسِ مطمئنه‌اش واصل شود. در سوگواری،فردِ سوگوار  برای انکه به تمناهای جدیدش سر و سامانی‌بدهد، باید از تمنایِ فوت شده‌اش‌چشم بپوشد و برای‌یافتنِ‌تمناهایِ جدید آماده شود. انسانِ بی‌آرزو و تمنا جز به مرگ به چیزی دیگر نائل نخواهد شد.


تونی پس از پایان رونددرمان‌ِ پاهایش، به‌جلسه‌ای در خصوصِ پسرش دعوت می‌شود. آیا تونی درمان شده است؟ آیا سلامتیِ جسمانی‌اش مقارنه دارد با تعادل، و پایانِ ایامِ سوگواری؟ آیا زن توانسته‌است از شرِّ از دست رفتنِ تمنایِ پیشین رها شود؟


از سویِ دیگر ،اگر عشقِ بیمارگونِ جورجیو که بر سه پایه‌ی اعتیاد،شورِ جنسیِ کنترل نشده و ترسِ از بی‌حاصلی و مرگ(که برای جبرانِ آن در جستجویِ فرزندی‌ست) شکل گرفته ، هر یک از این پایه‌ها را از دست بدهد ،جه اتفاقی پیش خواهد آمد؟


آخر فیلم ،نخست تونی از راه می‌رسد. گنگ ، مبهوت و منتظر . چشم به آمدنِ اشتیاقی که از در وارد شود. جورجیو با کلاهِ موتورسواری وارد می‌شود.تاخیر در حضور ، گوش فرادادنِ متکبرانه به توضیحاتِ مربیِ پسرش ، سرد مزاجی در پاسخ‌ها،نمایشِ‌بازگشتِ‌نارسی‌سیسمی‌ است که حاصل ترکِ اعتیادِ اوست. این تیرِ خلاصی به همه‌ی انتظاراتی‌ست که جورجیو به تونی می‌دهد‌.او حتی به تونی یک نگاهِ آشنا هم نمی‌اندازد.
 آیا عشق بیماری‌ست؟ بیماری‌ای که در پیِ بیماری‌های دیگر عارض‌ می‌شود؟ آیا مِیوِنِ مون‌روی، در فیلم بعدی در عشقی دیگر تمنایِ تازه‌ای را تجربه می‌کند؟ یا تونی زخم التیام نیافته‌اش را همچون جورجیو طاق خواهد زد با مرگِ تمنا‌هایِ دیگر؟


"مون‌روی"فیلم شلخته و بدساختی‌ست ، اما از یک چیزِ آن نمی‌توان چشم پوشید، فیلم نمایشِ پایان جنسی از احساس در دنیایِ جدید است. پایانِ احساساتِ همه‌گیر و وفامند. احساساتی که ادبیاتِ زندگیِ پرگسست ،حافظه‌ی بلند مدتِ شورمندی را مختل می‌سازد و حافظه‌ی کوتاه‌مدتِ سودمندی در روابط شخصی و اجتماعی را به صحنه‌ی نمایش زندگی وارد می‌کند.


🔻نام‌فیلم:مون‌روی
کارگردان : Maïwenn
نویسندگان : Maïwenn, Etienne Comar
بازیگران : Vincent Cassel, Louis Garrel, Emmanuelle Bercot
محصول کشور: فرانسه
کمپانی توزیع کننده: StudioCanal

خلاصه داستان : تونی، بعد از سانحه‌ی شديد اسکی‌بازی، در يک مرکز بازپروری بستری می‌شود. بسته به کادر پزشکی و مسکن‌های تزريقی، او وقت دارد که به رابطه‌ی پرفرازونشيبش با جورجيو فکر کند، [درباره‌ی اين که] چرا آن دو يک‌ديگر را دوست دارند؟ اين مرد کيست که او تا اين حد عاشقش است؟ چه‌طور به خودش اجازه می‌دهد که در اين عشق خفه‌کننده و مخرب غوطه‌ور بماند؟ پروسه‌ی درمان دشواری پيش روی دارد، کار فيزيکی که ممکن است در نهایت منجر به آزادی‌اش شود .🔸

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top