زبان مولانا و مکتب صیقل خورده عشق

سهند ایرانمهر

وکیل ملت: وقتي لهيب يك معني و بارقه يك درد بشري آنچنان درون آدم را مشتعل كند كه نشود سكوت كرد، نطق انساني باز مي شود و انسان، مرادي را كه در ذهن دارد به زبان مي‌آورد.

تاریخ انتشار: 9مهر1396|20:22

زبان مولانا و مکتب صیقل خورده عشق
| کد خبر: 245320

به جز سخن لغو -كه موضوع سخن ما نيست- آنچه به زبان مي‌آيد يا مفهومي است كه بازتاب خطورات ذهني متكلم است و روايت دريافت وي از جهاني كه در آن تنفس مي كند يا شرري از غوغاي آتشين احساسات وي.

آدم حرف مي زند كه يا زبان بادبزن جگر باشد يا كلام، شارح مراد ذهن اما در اين ميان كيست كه در آن سوي اصوات كه حامل كلماتند، معني را دريافت كند و يا اخگري از شعله مشتعل جانِ ناطق را برگيرد؟
 تصور عام اين است كه انعقاد كلام و دريافت آن نيازمند چند عنصر اصلي است:

اول اينكه، كلام و حتا لغات همگي درست و به قاعده باشند، دوم آنكه، مخاطبين هم صنف يا از دايره كساني باشند كه انتظار فهم كلام مان از آنان دور نيست ، (كساني همسطح، همفكر ، هم صحبت و يا هم رتبه با ما ) اما هميشه اين چنين نيست.

مولوی خداوندگار اصالت‌دادن به مضمون و معنا در زمانه‌ای است که آدمیان ظاهرپرستند. اوست که به ما می‌آموزد وقتی مغولان هر دوره، به آبادانی و صلاح و اخلاقیات یورش می‌برند و جز ویرانی نمی‌گذارند ، باید آبادانی و انسانیت را با بنانهادن دوباره عشق، احیا کرد و آنجاست که مضمون و معنا بر ظواهر غلبه می‌یابد.

صلاح الدين زرکوب، صنعتگر است، بي سواد، عامي. مولوي شمس را از دست داده اما او را يافته زيرا اگرچه صلاح‌الدين، از نوع و جنس و رتبه مولانا نيست اما " درد" مولانا را مي فهمد، مراد او را در مي يابد و بر خلاف ياران " آداب دان"، " نحوي" و " اهل مدرسه" كه براي فهم شيدايي مولانا و شمس نيز سر در " اصول" مي جنبانند، اين صلاح الدين است که جان مولانا را مي بيند.

 صلاح الدين آنقدر بي سواد بود كه« قفل » را «قلف» و «مبتلا» را «مفتلا» تلفظ مي كند، مولانا اما درگير لفظ نبود كه درون صلاح الدين را نبيند و لامحاله خود نيز در بيان ، نيازي نمي ديد كه همه هم و غم خود را هزينه لفظ كند و مي‌سرود:

هم فرقی و هم زلفی
 مفتاحی و هم "قلفی"
بی‌رنج چه می‌سلفی
 آواز چه لرزانی؟!

چنانكه گفته اند:"روزی حضرت مولانا فرمود که آن قلف را بیاورید. و در وقت دیگر فرمود که فلانی مفتلا شده است؛ بوالفضولی گفته باشد که قفل بایستی گفتن و درست آن است که مبتلا گویند. فرمود که موضوع آن چنان است که گفتی، اما جهت رعایت خاطر عزیزی چنان گفتم، که روزی خدمت شیخ صلاح‌الدین مفتلا گفته بود و قلف فرمود. درست آن است که او گفت!".

وقتی باطن، بر چشم حق‌بین ظاهر شد و‌صیقل عشق خورد دیگر «رتبه و مقام و شأن» حجاب نمی‌شود و این‌چنین است که فقیه و فیلسوف اهل مدرسه‌ای چون مولانا، بی‌هراس طاعنان، زبان به شیوه پرنده‌بازان می‌گرداند و می‌سراید:

خانه دل باز کبوتر گرفت
مشغله و بقر بقو درگرفت!
غلغل مستان چو به گردون رسید
کرکس زرین فلک پر گرفت

سعدي هم از اين منظر به" كلام"، " لفظ" و " جان كلام" نگاه مي كند. اون نيز از اهل مدرسه و فضلي ناليده كه به رغم مدعاي گزافشان، به رغم لفظ داني و تفلسف شان، " نفس در ايشان در نمي گيرد" و آتش سخن در هيزم تر ايشان اثر نمي كند اما همزمان از" رونده اي"سخن مي گويد كه راه از صورت به معني برده، كسي كه اسير حلقه و لفظ و ظاهر نيست و رونده است يعني در حال گذر بوده كه صداي تو را شنيده و حتا آنقدر پاي كلام تو ننشسته كه به واكاوي موبه موي كلمات‌ات بپردازد اما از همان دور، مرادت را در مي يابد و دور آخر پياله سخن تو او را چنان مست مي كند كه در مي يابي " باخبران" همانان هستند كه دور نشسته اند و بي بصران هماناني كه انتظار فهم معني از آنان مي رفت اما در اين نزديكي نشسته اند و هيچ، در نمي يابند:

"در جامع بعلبك كلمه اي چند به طريق وعظ مي گفتم با جماعتي افسرده دل مرده و راه از صورت به معني نبرده. ديدم كه نفسم در نمي گيرد و آتشم در هيزم تر ايشان اثر نمي كند. دريغ آمدم تربيت ستوران و آينه داري در محله كوران وليكن در معني باز بود و سلسله سخن دراز، در بيان اين آيت كه «نحن اقرب اليه من حبل الوريد». سخن به جايي رسانيده بودم كه گفتم:

دوست نزديكتر از من به من است
وين عجب بين كه من از وي دورم
چه كنم با كه توان گفت كه دوست
در كنار من و من مهجورم

من از شراب اين سخن مست و فضاله قدح در دست، كه رونده اي از كنار مجلس گذر كرد و دور آخر در او اثر. نعره چنان زد كه ديگران به موافقت او در خروش آمدند و خامان مجلس در جوش. گفتم: سبحان الله! دوران باخبر در حضور و نزديكان بي بصر دور".

فهم سخن چون نكند مستمع
قوت طبع از متكلم مجوي
فسحت ميدان ارادت بيار
تا بزند مرد سخنگوي گوي

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top