غبار زمان در برابر پالایشگاهِ‌ ستاره‌ی خلیجِ فارس

دکتر مسعود میری

وکیل ملت: یک وقتی آنجلوپولوس کارگردان نام‌آور یونانی در پاسخ به سئوالی در باره‌ی تروئیکای غبارِ زمان گفته بود:کارگردانان توسط منتقدین یا مخاطبین انتخاب نمی‌شوند. آنها توسط زمان برگزیده می‌شوند".

تاریخ انتشار: 10آبان1396|21:48

غبار زمان در برابر پالایشگاهِ‌ ستاره‌ی خلیجِ فارس
| کد خبر: 248482

این تصویری واقعی از دورانِ ماست که در غبارِ زمان حقیقت‌ها را در بازیِ اتفاقات از دست می‌دهیم. گاه رخدادها به نحوی رقم می‌خورد که جایِ دلایلِ‌ متکی بر واقعیت که شمایِ حقیقت را به نمایش می‌گذارند شمایلِ شبهِ حقیقت می‌نشیند و ما تصویری مخدوش از صحنه را به مثابه حقیقت می‌پذیریم.
بگذارید از اصل یک ماجرا پرده‌برداری کنیم:


پس از راه‌اندازیِ پروژه‌ی پارسِ جنوبی متخصصان و مدیرانِ نفت و پالایش و پخش ، به این اندیشه افتادند که از نعمتِ این میدانِ گازیِ عظیم حد اکثر بهره را نصیبِ ملت ایران نمایند. چنین بود که کار مطالعاتِ فنی و اقتصادیِ ایجادِ پالایشگاهِ میعاناتِ گازی برای تامینِ نیازهایِ فزاینده‌ی  سوخت آغاز شد و پس از نتایج  مثبتِ مطالعاتِ طراحیِ پایه‌ی پالایشگاه، آغاز ، ودر سال ۱۳۸۲ شمسی به پایان رسید.  متخصصان در می‌یابند که برای ایجادِ کمربندی امن، در مصرف فراورده‌های نفتی بویژه بنزین ، لازم است پالایشگاهی با مختصات فنیِ پالایشگاهِ ستاره‌ی خلیج فارس تاسیس شود. این تصمیم به منزلتِ عمل در می‌آید و کلیدِ ساختِ پالایشگاهِ ستاره‌ی خلیج فارس زده می‌شود. به موازاتِ این اقدام مسئولِ اجرایِ ذخیره‌سازیِ فراورده‌های نفتی هم موظف است که به قدر نیاز فصولِ پرمصرف، مخازنِ در اختیار را از فراورده‌های مورد مصرف پُر کند تا جامعه در زمان پر مصرف دچار مخاطره‌ی ناامنی نشود.

بدین ترتیب برای  امنیت سوخت‌رسانیِ مردم ایجاد پالایشگاه و ساختِ مخازنِ استراتژیک در برنامه‌های پالابش‌و پخش گنجانده شد.  عدم توجه به گسترش و اداره‌ی مطلوب روند شکل‌گیریِ پالایشگاه در سال‌های بعد که مقارن شد با حضور جناب احمدی‌نژاد بر مسند قدرت ، و حضورِ مدیرانی ناکارآ بر صندلیِ معاونت وزیر در پالابش و پخش و شرکت ملی پخش ،هر دو عرصه(یعنی ادامه کار توسعه پالایشگاه از یک سو و ساختِ مخازن و ذخیره سازیِ فرآورده در پخش از سوی دیگر ) را همزمان به شکست سوق داد.

نتیجه‌ی طبیعیِ آن نوع عملکرد همان شد که مدیرعامل وقت پخش از مقامِ خود منعزل و کسی دیگر جایش نشست و برای اهل رسانه اما دلایلِ واقعیِ این عزل‌ پوشیده ماند و در غبارِ زمان ناگفته ماند . با طلوع ستاره‌ی دولت اعتدال و امید انتظار می‌رفت جاده‌ی ناهموار و فراموش‌شده‌ی پالایشگاهِ ستاره‌ی خلیج فارس به همواریِ شروعِ به کارِ ساخت و توسعه طالعی روشن پیدا کند. انتصابِ معاونی مجرب ، شجاع ، مطلع به زیر و بمِ امورِ کار ، آرزویی بود که به منصه‌ی عمل نرسید.

وزیر محترمِ نفت آقایِ کاظمی را روانه‌ی اتاقِ مدیر عاملیِ شرکت پالایش و پخش کرد که به آرام نگه داشتن وضعیت و رکود در فعالیت‌ها بیشتر از هر چیزی ایمان داشت. در پخش هم همان ماجرا به شکلی مشابه ادامه پیدا کرد. مدیرانی که مورد وثوقِ وزیرِ کهنه‌کارِ نفت بودند ، جرئت کافی برای کارهای تازه ،ساختاری و بنیادی را نداشتند.این بحران ضلعِ دیگری هم داشت.ضلعِ سرمایه‌گذارانِ پروژه‌ی بزرگِ ستاره‌ی خلیجِ فارس! این ضلع از شستا و قطعاتِ سهامِ نفت تشکیل شده بود. شستا با تاپیکو آمده بود با ۴۹ درصد از کیکِ سهام ، و نفت،  با قطعاتِ سهامِ سه‌گانه‌اش ، با ۵۱ درصد باقیمانده‌ی کیک. نفت با این ترکیب ، و با در نظر گرفتنِ وجهِ مرتبطِ فنی‌اش، انتظار می‌رفت که از آغاز دولت تدبیر و امید دست به تغییر می‌زد و از فن‌آگاهان و حرفه‌ای‌های نفت کمک می‌گرفت و پروژه را از چاهِ رکود بیرون می‌کشید.اما آن شد که گفتیم و همان شد که به رکود ، زیان و خسارت هم افزون گشت.


شیخ سیاست اعتدال دورِ دوم ریاستِ جمهوری را که بُرد ، وزیر نفت‌ش هم تصمیم به تغییراتی مهم در پروژه‌ی ستاره‌ی  خلیج فارس گرفت. از قضا این تصمیم ،بهره گرفتن از چهره‌های   باسابقه و صحیح‌العمل و پاکدستِ نفت بود که شجاعت کافی در ایجادِ فرصتِ احیای پروژه را دارا هستند. این قدمِ راسخ و سازنده‌ای بود . اما اتفاقات بعدی همان کرد که رسانه‌ها با آن به گونه‌ای دیگر واکنش نشان دادند.


آنجلوپولوسِ مرحوم راست می‌گفت. زمان کارش را خوب بلد است. غبارش کارها می‌کند که بشر در حکمت‌اش در می‌ماند: همزمانیِ اعلامِ احکامِ انتصابِ هیئت مدیره‌ی ستاره خلیج فارس با اعلامِ انتصابِ معاونِ جوانِ وزیر در شرکت ملیِ پالایش و پخش! دو اتفاقی که ذاتا هیچ ارتباطی با هم ندارند ذیلِ یک موضوع به قضاوت افکار عمومی گذاشته‌شد. وقوعِ این دو اتفاق در عَرضِ هم ، داوریِ درست را از اصحاب رسانه که لازم است به بطن تحولات و تطورات توجه کنند گرفت، مگر اینکه اختلاط این وقایع استتارِ چیز دیگری باشد.


البته انتصابِ یک جوان در مصدر معاونت وزیر خود واجد نوعی نقد تفکر وزیر نفت خواهد بود ،چرا که پرش از محافظه‌کار_سالاری به رادیکال_سالاری از قضا یکی از دلایل ناتوانیِ نفت در بهره‌جویی از توانمندی‌های نیرویِ انسانی است.


من ضرورتِ انجامِ این تفکیک را نشانه‌ای از شمِّ بالای رسانه‌نگاران می‌دانم که باید همچون دیدبانِ منافعِ ملت میان رخدادها مرز بگذارند . اینکه معاونِ جوان وزیر به کمکِ‌گوهرِجوانی،از ثروت‌ خردمندی،صبوری‌ و اعتنای به مطالباتِ ملی در انتخاباتِ ۹۶ سود می‌گیرد یا نه ، به همین ایام پیشِ رو وابسته است. اما درکِ صحیح از توسعه‌ی یک پالایشگاهِ استراتژیک در تامینِ فراورده‌ای اصلی و نسبتِ وثیقِ آن با دانش و عزمِ کافی در ذخیره‌سازیِ فرآورده در شرکتِ ملیِ پخش ، چیزی‌ست که خبرنگارانِ شریف ما باید با آن دانشورانه روبرو شوند.


گرچه این هیجانات برای من که در اردوگاه حامیانِ منطقیِ دولت ایستاده‌ام ، مرا قدری به استتارِ این قاطی‌سازیِ رخدادها مشکوک می‌کند.  با این اوصاف بر خود فرض دانستم میانِ یک کنشِ موافقِ با خواستِ ملی که به حل یک مشکلِ جدی می‌انجامد و رخدادی دیگر فرق بگذارم. می‌دانم که این هیجانِ پیش‌آمده با گفتگویِ وزیر نفت با دوستانِ صاحب نظرِ قدیم‌ش از جمله مهندس ترکان به حاصلی خوش خواهد انجامید،  چرا که نفت باید بتواند از فرصت بدست‌آمده کمال فایده را ببرد و بدور از غبارهای زمان کارگردانیِ توسعه را پیشاهنگی کند. تنها راهی که لازم است برای شناختِ حقیقت از هیاهو بکار بندیم ، دقت در مواضعی است که کلمه‌ای حق را در راهی باطل بکار می‌گیرند. منافع ملی ما راهی دیگر را پیشِ پایِ ما نگذاشته‌است.كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ نَعَمْ إِنَّهُ لَا حُكْمَ إِلَّا لِلَّهِ وَ لَكِنَّ هَؤُلَاءِ يَقُولُونَ لَا إِمْرَةَ إِلَّا لِلَّهِ
 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 1

حسین
|
18آبان ماه 1396
0
1
آقای دکتر یه دور مقاله تون رو بخونید لله ان خوتون متوجه شدین چه گفتین من مخاطب بیچاره هیچی!! این همه زبان پرتکلف برای چی؟!!!

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top