سندرومِ مدیریتِ بنده‌پرور

دکتر مسعود میری روزنامه نگار

وکیل ملت: وضع مدیریتی و امور انسانی در شرایط کنونی به سرحد بحران رسیده‌است. در اجتماعِ فکر و عمل سیاسی و مدیریتی ایران ، مفهومِ سرپرستی و اداره امور سازمان‌ها از چرخه‌ بوروکراسی به دره‌ هولناک خاندان‌سالاری و گروه گرایی فرو غلطیده‌است. می‌توان گفت آنچه اکنون در خواست ملت تقلا می‌کند ، بازگشتِ به نوعی دیوانسالاریِ قانونمدارانه است تا نیرویِ کار در چارچوبِ تلاش‌های منطبق بر روحِ سازمان ، به موفقیت نائل آید.

تاریخ انتشار: 29آبان1396|12:52

سندرومِ مدیریتِ بنده‌پرور
| کد خبر: 249916

ما با تکیه بر آرمانِ بلندِ برکشیده‌شدنِ شایستگان بر مناصبِ دولتی ، بروکراسیِ اداری را که تفوُّقِ قانون بر روحِ سازمان که بدنه‌ی انسانی ست ، و حرکتِ پلکانیِ کارمندان برای کسبِ منصب را زیر پا گذاشتیم ؛ و آنوقت ، نه آن شد و نه این!


به جای پاتولوژیِ این وضعیت ، بهتر است از لغتِ معاینه استفاده کنیم.  شناختِ "پاتو"، یا رنج و شدتی که فضایِ ناهموار (و بهتر است بگوییم هنجارستیز) بر روحِ جمعی فرو می‌نهد ، در حدودِ معاینه‌ی احوالات ملت نیک‌تر پیچیدگی‌هایش را هویدا می‌کند. معاینه‌ی این واقعه، روشن کرده که این وضع تبدیل به سنتی رایج در همه‌ی گروه‌ها و جناح‌ها شده‌است ، و در کنارِ سازمانِ از هم گسیخته‌ی بوروکراسی یا دیوان‌سالاری، آقازادگی و جا انداختنِ هم‌باندی‌ها را هم به بلایایِ پیشین افزوده‌است. شاید بتوان گفت که حالا همه‌ی ملت بر این مثل همزبانند که: از طلا گشتن پشیمان گشته‌ایم/مرحمت فرموده ما را مس کنید.


اکنون که از آرمان‌ گرایی‌های ایدآلیستی به رئالیسم تلخی نقل مکان کرده‌ایم ، معاینه‌ی این شرایط نمی‌گذارد تنها به بیان مساله اکتفا کنیم. رسانه‌هایِ فست‌فودی بر پیچیدگیِ این امر افزوده. از اتفاق رسانه‌هایِ فست‌فودی میزانِ اثرگذاری‌ِ خبر را دوچندان کرده‌است. از قضا رسانه‌ی پرمصرف ، رسانه‌ای است که مثل انفجارِ هسته‌ای از کانونی که آغاز می‌کند ، بی‌رحمانه، خیر و شر را با هم، در شعاعِ بسیار ،به مغاکی از دست رفته تبدیل می‌کند‌ . اکنون این رسانه‌ی ساندویچی در افشای هر پرده‌ای که موافقِ طبعِ روحِ جمعی نباشد بی‌پروایی می کند. یکی از مهمترینِ این یقه‌گیری‌های درازدامن نحوه‌ی مدیریت در کشور است.
چند نکته در روانکاویِ فردِ مقیم در جزیره‌هایِ رسانه‌ی ساندویچی قابلِ بررسی است.


 اول اینکه نفس فردِ ، در قیاس خود با دیگران ، دریافته که در نظام اداریِ ما تلاش فردی و جمعی برای جلب موقعیت‌ها بی‌اثر است. بارها گفته‌ایم که در قرآن "خَمر" و "مَیسِر" با هم آمده:
" يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ. "


"مَیسِر "، هر کار ممکن‌الحصول و آسان‌یافته‌ای است که برای اخذ منفعت، لزومی به زحمت کشیدن نباشد. چرا این آسان‌یافته‌گان در نظم اداری از جایگاهی بلند برخوردار شده‌اند؟ پاسخ آن هر چه باشد، آثارِ آن اکنون به نوعی هدر رفتنِ نیروی کار و رقابتی فاسد منجر شده. جامعه‌ای که افرادش ترکِ همت کرده‌اند ، به دلیلِ مشاهده‌ی تالی‌فاسدِ پر سودِ کار غیر مولد ، میل به بیکارگی و کارِ باندی ،پیدا کرده‌اند.
دوم اینکه چنین اَعمالی در نظامِ اخلاقِ مدیریتیِ کنونی ، قباحت‌ِ پادرمیانی در کسبِ قدرت را از بین برده‌است . آقای‌شافعی وزیر سابق و رییسِ فعلی اتاق بازرگانی مکرر می‌گوید قباحتِ فساد  از صنعت ، اقتصاد و بازرگانی ریخته‌است. هنجارسازی‌ نشانه‌ی وضعِ سالم و هنجارزدایی سمپتومِ شرایطِ زوالِ یک اقتصاد است. این قباحتِ زشتی‌ها نیست که اصل است ، کنشگرانِ اجتماعی و مدیریتی با از دست دادنِ شناخت و تحلیلِ صحنه‌ی زیستِ مدیریت ، به سببِ ناهمترازیِ تلاشِ صرف شده و نتیجه‌ی بازمانده ، ناگزیرند الگوهایِ سرپرستی را باژگونه ببینند. اینجاست که اداره‌ی یک شرکت یا اداره،  نه در آهنگِ دیوانسالاری تفسیر می‌شود و نه در حرکتِ رقابتِ حرفه‌ایِ شایستگان، بلکه این چسپندگانِ به جدارِ قدرت‌اند که به حَسَبِ دوری ونزدیکی‌ِ شان، از سودِ سمت‌ها منتفع می‌گردند.


نکته‌ی سوم حلقاتِ قدرت ، چرخه‌ها‌ی ثروت و باندهایِ شیرینکاری است که هر کدام بخشی از فساد را تسهیل می‌کنند. این حلقه‌ها فساد را همچون امری عرفی و گشاینده‌ی مشکلات جا می‌اندازند و در نهایت با تغییر سلوکِ اجتماعی ، مردم را به دستگاهی مطیع و فرمانبر تربیت می‌کنند.

نکته‌ی بعدی ، آقازادگان ، نورچشمی‌ها و ژنِ خوب‌هایِ بی‌آزرمی هستند که بی هیچ تجربه‌ای رزومه‌ای پروار و فربه در کیف‌های چرمی ِ گرانقیمتِ خود نهان کرده‌اند. پدرانِ این ابناء ، یقه سفید نبودند.اما فرزندان با لباس‌های گران و یقه‌یِ سفید،خود را میراث‌بَرِ رنجِ آباء می‌خوانند. اگر چنگِ این نورچشمی‌ها از منبعِ ثروت و قدرت بریده نشود ، احساسِ غارت‌دیدگی ، تبدیل به عصیانی اجتماعی خواهد شد..


طغیانِ ژنِ خوب‌ها ، شورشی‌ست بر آرمان‌هایی که نظام بر آن قرار و آرام پیدا کرده.
عارضه‌ی مهمِ دیگرِ این ساختارِ مدیریتی و سرپرستی،  کسانی‌اند که به سنینِ شیخوخیت و پیری رسیده‌اند اما هنوز به هیچ نیرویِ جوانی اعتماد نمی‌کنند . این بزرگان که در خدمت به مردم بسا کم هم نگذاشته باشند، در عینِ مُعمَّری ، مناصب را رها نکرده‌اند و هر از چند یکبار قانونی از راه می‌رسد ، چند تنی را که پس از بازنشستگی کرسیِ صدارت را رها نکرده‌اند به سمت منزل هدایت می‌کند و آنوقت باز همه‌چیز از نو همان است که بود! بازنشستگانِ مدیریت ، به جایِ آنکه تراث و تجربه‌ی سرپرستی و ریاستِ شان را به نو‌آمدگان اعطاء کنند،  حق می‌دانند از سفره‌ی انقلاب هنوز هم سهم گیرند و مازهایِ اداری را همان نحو که خود یاد گرفته‌اند بپیمایند.قطعا هر مدیرِ نوآمده‌ای در راز‌هایِ این مازها گم می‌شود . اما این قانون‌ها هم تکافویِ رفعِ فاجعه نمی‌کند، آنها که لازم است می‌مانند و آنان که بی مصرف‌اند می روند.


بهر‌روی ، برای حل مشکلی چنین بزرگ ، به عزمی راستین محتاجیم. نیاز به یک ایمانِ اجتماعی وجود دارد که حاکی از اجماع بزرگان و ملت در زدودنِ پلشتیِ فساد از رخسارِ کشور باشد. این مفسده‌ها بیش از هر چیز در وزارت‌خانه‌ها و سازمان‌هایِ اقتصادی و فرهنگی ضرورتِ شناسایی و اصلاح پیدا کرده‌است. وزارت‌خانه‌هایی همچون نفت ، اقتصاد و دارایی ، صنعت و معدن ، ارشاد وو در صدر لیست قرار دارند. چرخه‌ی معیوبِ مدیریتِ بسته در این وزارت‌خانه‌ها ، که از جذبِ مدیرانی خارج از حلقاتِ کنونیِ قدرت بر‌می‌آشوبند ، و گاه در پاره‌ای از اوقات جز عکس رییس‌جمهور که در این دو دوره عوض شده ، آدم‌ها از حلقه‌های شکل گرفته از دولت احمدی تا همینک از یک بستر برخاسته‌اند.  این فاجعه را باید  سندرومِ مدیریتِ  فرمانبران نام داد،  نشانگانِ ماشینِ مطیع‌سازی و فرماندهی ، در نظامِ رسانه‌ی نو قابلِ تحمل نیست و ضربات چکشی‌ِ فورانِ قضاوت و داوریِ مردم ناشی از ناتوانیِ شان در اِعمالِ خواسته‌هایِ شان بر بدنه‌ی دولت‌هاست. بزرگان و مصلحت اندیشان نظام باید این مخاطره را جدی بگیرند.
 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top