خاورمیانه ، «مرگ» و دیگر هیچ

سهند ایرانمهر

وکیل ملت: فیلم جسد علی عبدالله صالح رییس جمهور سابق یمن و جمجمه متلاشی اش هم منتشر شد. مثل تصاویر اعدام صدام حسین، مثل تصاویر جسد خاک و خون آلوده قذافی . مثل ده ها فیلم و تصویر دیگری که موقع پخشش صدای هلهله شادمانی مردان ایستاده در کنار نعش بلند بود

تاریخ انتشار: 13آذر1396|20:33

خاورمیانه ،  «مرگ» و دیگر هیچ
| کد خبر: 251016

اما این شادمانی ها نه نانی بر سفره خاورمیانه ای ها گذاشته و نه آرامشی به روان پریشان شان بخشیده و نه پایانی بر مصایب شان شده است. مثل ده ها خبر عاجل و مهمی که دوباره بُرش خورد به دوره خونین و نکبت بار دیگر، مثل ده ها نمایش مرگ دیگر که پرونده کشمکش و مصیبت را در این منطقه مختومه نکرد وخود نمکی شد بر زخمی کهنه و عمیق .

ما خاورمیانه ای ها از این فیلم ها کم ندیده ایم. ما خاورمیانه ای ها دولت مستعجل انواع ایسم ها و انواع مذاهب را دیده ایم که امدند و رفتند اما منطق خون همچنان و بی هیچ خدشه ای پابرجاست. ما انواع فیلم ها و شادمانی ها را دیده ایم،فیلم هایی که جلاد تیغ را بر گلو می گذارد و مفتخر است به ذبح شیعه ی به قول او رافضی یا این یکی که اطرافیان گرداگرد جسد یا حسین می گفتند و مرگ بر اسراییل.

دیدن اینکه عده ای مظلومند و به تیغ جفا می میرند. دیدن اینکه شهروندان عادی کشته می شوند، دیدن اینکه کودکی یا سالخورده ای اسیر عفریت مرگ شده است، به نوبه خود دهشتناک است ، دهشتناک تر از این، مساوات در مثله شدن است، مساوات در شرحه شرحه شدن و به مسلخ رفتن و استمرار بی نتیجه "مرگ" برای ظالم و مظلوم، غالب و مغلوب، شهروند عادی و نخبه، حاکم و محکوم و خلاصه ترو خشک است بی انکه این چرخه تمام شود، بی انکه در این صنعت مرگ کسی مصونیت یافته یا استثناء شده باشد. ما خاورمیانه ای ها آنقدر توزیع عادلانه مرگ را دیده ایم که حالا راضی شده ایم به اینکه لااقل یکی از دسته مردم عادی یا سیاستمداران استثنای این بحر بلا باشد. ما گرفتار این چرخه شده ایم، این دنیای نفرین شده که در آن همه می میریم و ضارب و مضروب، هردو خون و زخم و مرگ را تجربه می کنند و پایان هر پروسه آغاز وخیم تر پروسه بعدی است و عجیب آنکه سیاستمداران این منطقه در حالی در طمع بازی دیگرند که با چشم خود می بینند که خاورمیانه تنها از کودکان و زنان و مردان عادی قربانی نمی گیرد و مذهب مختار آن تنها یک چیز است:«مرگ »و دیگر هیچ.

رسم دنیا جمله تکرار است اندر کارها
 تا چه زاید عاقبت زین رسم و این تکرار ها ؟
بس حوادث چشم ما بیند که نو پنداردش
 لیک چشم پیر دنیا دیده آن را بارها
پایه تاریخ را خشت وقایع کرده است
 وین بنای کهنه پی را ، منشیان معمارها
...من ندانم راستی ماهیت تاریخ چیست ؟
چیست حاصل زین همه تکرارها ، تذکارها ؟
ثبت کوششهای مردان است در ارشاد خلق
یا ملاذ خونخوران و محرم جبارها ؟
این نه تاریخ است ، اطلال حیات آدمی است
 و اندر آن مدفون شده از خوب و بد بسیارها...
گر سیاست را هدف آسایش خلق است و بس
 پس چه گوید مذهب و اخلاق و این معیارها...
...گر سیاست بر سر دنیا گُل عزت زند
هم نکند از پای مردم ، دین ، یک از صد خارها ؟
حاصل رنج حیکمان – ای اسف – هرگز نبود
جز به کام اهل استبداد و بی زنهارها
نیک دانم من که اجناس دوپا را زین دو بیت
 تلخ شد اوقات و کیک افتاد در شلوارها !
تا نگویی بی سبب راندم من این تمثیل تلخ
چشم عبرت باز کن در کنه این اقرارها
در کدام اصطبل گوید خر ، که هان ای خر سوار
این زمام من ، بیا ، بستان ، بران ، بردار، ها ؟
وین عجب کاین چرخ اگر بر میل دانایان نگشت
 هم نماند آخر به کام حرص دولتیارها
یک سر سالم نبردند این سیاسیون به گور
نیزه ها سر ، گرچه گرداندند در بازارها
هم سیاست ، این سیاست پیشگان را در گرفت
 کشته شد هم مارگیر آخر به نیش مارها
ایخوش آن روزی که بینم جای میدانهای جنگ
رسته گلهای سمن ، خروارها خروارها !
مردمان دانا شوند و سایه عدل و امان
 گسترد بر کوهها و دشت و دریا بارها...

✔️شعر از استاد باستانی پاریزی است که در مرداد 1332 سروده است .

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top