زنان مستقل

روشنک قاسمی

وکیل ملت: در دوران دبیرستان دوستی داشتم شاداب و پرنشاط که دوست های زیادی داشت . یک روز با پوشش چادر به مدرسه آمد و در جواب نگاه های متعجب ما گفت : که عقد کرده نامزدش این را خواسته ، کم کم دایره ی دوستانش محدود و محدود ترشد تاجایی که به کل باهمه قطع ارتباط کرد ، شیطنت هایش را کنار گذاشت و تبدیل شد به دختر حرافی که تا فرصتی می یافت با آب و تاب از نامزدش تعریف میکرد ...

تاریخ انتشار: 17آذر1396|22:57

زنان مستقل
| کد خبر: 251279

چند سال که گذشت همیشه با به یاد آوردن او با خود میگفتم آن همه تاثیر پذیری به خاطر سن کمش بوده ، وارد محیط دانشگاه شدم  و با  دختران فراوانی که شبیه دوستم بودند مواجه شدم با وابستگی شدید تر . اینبار نه همسر عقدی بلکه هرپسری که با یکی از همکلاسی هایم دوست میشد برای کل زندگی او تصمیم می گرفت . بارها شد موقع بیررون رفتن دسته جمعی ، یک نفر با چهره ای ناراضی وناراحت از ما جدا میشد که چه ؟ فلانی خوشش نمیاد من با دوستام برم بیرون . و این قبیل جمله  ها مدام تکرار میشد : فلانی اجازه نمیده ، فلانی دوست نداره آرایش کنم ، فلانی گفته هرجا میری باید به من بگی.....       
 🔸فضای مجازی که فراگیر شد به جای عکس پروفایلشان از عکس نوشته های اینچنینی استفاده کردند : آقامون گفته حق نداری عکس بذاری ، هرچی آقامون بگه ، ...  و حتی شده که عکس (به قول خودشان ) آقایشان را روی پروفایل خود قرار داده اند        
دوست داشتن و دوست داشته شدن حس بی نظیری است و حتی انسانها گاهی نیاز دارند که حس خوب از رابطه ی عاشقانه و سالمشان را با دیگران به اشتراک بگذارند ، اما اینکه مدام اعلام کنند تمام افکار و رفتارشان زیر نظر مستقیم فرد دیگری است عجیب است . و عجیب تر اینکه این زنان فکر میکنند اگر همه جا جار بزنند چقدر تحت تایر فرد مقابلشان هستند ، همه و مخصوصا هم جنسانشان رای به خوشبختی آنها میدهند . در صورتی که این رفتار فقط و فقط حاکی از یه چيز است : نداشتن استقلال هویتی . در واقع وابسته بودن ، تغییر دادن افکار و ظاهر خود به خاطر خوشایند فرد دیگر به هیچ عنوان افتخار کردن ندارد . فردی که برای شخصیت خود ارزش قائل نیست هرگز نمی تواند خوشبخت باشد .
🔸نکته ی دیگر نقطه ی مقابل ماجراست .
تا به حال دیده اید یک آقا پست  بگذارد هرچی خانمم بگه ؟ یا به دوستانش بگوید : خانمم گفته با شما باشگاه نرم ، ظاهر و رفتارش را تغییر دهد و دیگر خودش نباشد صرف اینکه طرف مقابل آنگونه دوست دارد ؟ نمیگویم هیچ اما همه ی ما کمتر مردی را با این خصوصیات میشناسیم . ندیدن این رفتارهای وابسته از سمت آقایان می تواند دودلیل داشته باشد : اول اینکه آنها هویت مستقلی دارند که برایش احترام قائلند و به هیچکس اجازه نمیدهند تغییرش دهد و یا اینکه اگرهم شخصيت تاثیر پذیزی داشته باشند به خاطر مسائل فرهنگی آن را جار نمیزنند .
باید به این نقطه برسیم که اگر کسی من را دوست دارد باید با تمام خصوصیاتم دوست داشته باشد . البته که در یک رابطه ی سالم دوطرف باید تلاش کنند تا نواقص و رفتارهای بدشان را تصحیح کنند اما هرگز نباید نظر و عقیده ی شخصی خود را به دیگری تحمیل کنند . من اگر افسار تمام حرکات و رفتار زندگی ام را به بهانه ی دوست داشتن به طرف مقابل بدهم دیگر من نیستم . فرد ساختگی ای شده ام باب میل  او ، وتا همیشه درگیر این سوال اساسی می مانم : اگر او آن فرد ساختگی را میپسندد پس چرا از اول به سراغ من آمد ؟
🔸اگر رفتار و خصوصيات من كه مهم ترين موضوع در رابطه است را دوست نداشت پس چه چيزي باعث جذبش به سمت من شده ؟
چهره؟ موقعيت اجتماعي؟ ثروت؟
كه هركدام از اينها باشد بايد فاتحه ي آن رابطه را خواند .

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top