گزارشی از وضعیت و موقعیت معاون اول رییس جمهور در دولت/ اسحاق جهانگیری شایستگی ریاست جمهوری را دارد؟

وکیل ملت: «مردم یادتان می آید...» بارها از زبان کسی شنیده شد که آمده بود سپر بلای روحانی در برابر موج حملات سازماندهی شده جناح رقیب باشد؛ آن هم در انتخاباتی که خیلی ها از ماه ها قبل، ساز تک دوره ای بودن رئیس جمهوری را برایش کوک کرده بودند...

تاریخ انتشار: 20آذر1396|14:53

گزارشی از وضعیت و موقعیت معاون اول رییس جمهور در دولت/ اسحاق جهانگیری شایستگی ریاست جمهوری را دارد؟
| کد خبر: 251569

«مردم یادتان می آید...» بارها از زبان کسی شنیده شد که آمده بود سپر بلای روحانی در برابر موج حملات سازماندهی شده جناح رقیب باشد؛ آن هم در انتخاباتی که خیلی ها از ماه ها قبل، ساز تک دوره ای بودن رئیس جمهوری را برایش کوک کرده بودند. با همان کوک هم ساز های شان را علیه دولت و دستاوردهایش نواختند؛ کار که به انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم کشید، برخی از نامزدهای شان شمشیر را از رو بستند و از هیچ اتهامی هم ابایی نداشتند؛ اما مناظره های تلویزیونی که برگزار شد، اسحاق جهانگیری تمام قد به دفاع از روحانی پرداخت و برنامه های اردوگاه اصولگرایی را نقش بر آب کرد. او قاطع تر از آنچه دیگران انتظارش را داشتند، تمام مشکلات و افول های کشور را در دوران زمام داری اصولگرایان به یاد مردم آورد؛ اما جهانگیری در تمام چهار سال دولت اول روحانی، با همین صراحت و قاطعیت حرف می زد؛ مناظره ها فرصتی بود که همه این صراحت لهجه او را ببینند.    کدام اختلاف؟
معاون اول دولت یازدهم و مبارزه با فساد

اسحاق جهانگیری با روی کار آمدن دولت حسن روحانی، دست راست رئیس جمهور شد. او به عنوان یک اصلاح طلب کنار دولتی قرار گرفت که نتیجه ائتلاف اصلاح طلبان و اعتدالیون بود؛ هر چند هیچ گاه از خاستگاه سیاسی اش برای رسیدن به هدف جناحی در دولت استفاده نکرد و خودش را در مسیری قرار داد که باید برنامه های دولت را پیش ببرد تا نتیجه ویرانی های هشت سال گذشته در اقتصاد جبران شود؛ ویرانی هایی که یک پای آن در فساد اقتصادی بود و جهانگیری به عنوان رئیس ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی تاکید داشت که مبارزه با فساد هیچ خط قرمزی ندارد.

این جمله درست نقطه مقابل رئیس دولت های نهم و دهم بود که کابینه اش را خط قرمز خود عنوان کرده بود تا پای پرونده های اقتصادی آنها به دستگاه قضا باز نشود. او در تمام طول معاون اولی رئیس جمهوری، بیشترین انتقادات را به فساد اقتصادی گذشته داشت؛ از درآمد نجومی نفتی کشور که بر باد رفت سخن گفت و به فسادهای اقتصادی نظیر پرونده بابک زنجانی و دانشگاه ایرانیان و 80 هزار میلیارد مطالبات معوق بانکی و واگذاری های غیرقانونی شرکت ها اعتراض کرد.

البته این مسئله برایش ارزان هم تمام نشد؛ اصولگرایانی مثل انبارلویی در روزنامه رسالت او را متهم به فساد در دوران وزارتش کردند. هر چند هیچ پرونده قضایی در دادگاه این ادعا را ثابت نکرد. بقایی و احمدی نژادی های دیگر هم راه شکایت از او را در پیش گرفتند. البته او اینگونه پاسخ پرونده سازان را داد و گفت: «ما هیچ خط قرمزی نداریم و می گویم در بحث مفاسد به هر کسی که رسیدید، رسیدگی کنید و قوه قضاییه هم تمام موارد را رسیدگی کند. این که با شعار و حرف افراد را بدنام کنیم درست نیست. هر کس در این مفاسد در هر رده مدیریتی درگیر بوده باید مورد رسیدگی قرار بگیرد و مثال های شان هم بسیار زیاد است.»

 خط قرمز نداشتن در مبارزه با فساد در دولت دوازدهم مشخص شد، بازداشت برادرش تغییری در مواضعش نسبت به مبارزه با فساد ایجاد نکرد. فیلم خصوصی هم در مجلس پخش نکرد و یکشنبه سیاهی را رقم نزد. تنها در اینستاگرامش نوشت: «اطلاع دقیقی از دلیل، چگونگی دستگیری، اتهام، ضابط و شاکی برادرم ندارم. البته وی هیچگونه مسئولیت و فعالیت دولتی ندارد. مسئله قابل پیش بینی بود و باید صبر کرد. امیدوارم سوءاستفاده سیاسی نباشد و عدالت، مبارزه با فساد و حاکمیت قانون برای همه یکسان اجرا شود.»

جهانگیری؛ رابط اصلاح طلبان با رهبری

حضور جهانگیری در دولت اگرچه تا اندازه ای می توانست ردپای اصلاح طلبی را در پاستور پررنگ کند اما او نقش دیگری را همزمان بر عهده گرفت؛ نقشی که می توانست راهگشای بسیاری از چالش های سیاست داخلی باشد: رابط اصلاح طلبان با رهبری. حوادث ناگوار پس از انتخابات سال 88 بدون شک هزینه های سنگینی برای سیاست داخلی کشور داشت؛ بخشی از آن هزینه ها بر دوش اصلاح طلبان تحمیل شد تا راهی به ارکان قدرت نداشته باشند. بخشی از جریان های دلواپس هم نان شان در همین شکاف ها و فاصله گرفتن ها میان نیروهای سیاسی داخل کشور بود و هر روز بر آتش اختلاف می دمیدند. با این حال زمستان 95 خبری از دیدار اسحاق جهانگیری با رهبری در رسانه ها منتشر شد. 

این خبر از آن جهت اهمیت داشت که پس از درگذشت هاشمی رفسنجانی، احساس می شد جریان اصلاحات عملا ارتباطش را با بیت رهبری از دست داده است. پیش از این هاشمی به عنوان یکی از چهره هایی که مورد اعتماد رهبری بود، می توانست دغدغه های اصلاح طلبان را در دیدارهایش با رهبری منتقل کند. بعد از هاشمی نگرانی از قطع شدن این ارتباط یکی از مباحثی بود که در برخی محافل مطرح می شد؛ تا زمانی که خبر از دیدار جهانگیری با رهبری آمد. 

بعد از انتشار این خبر، جهانگیری خودش این دیدار را تایید کرد و گفت: «اصل ملاقات که انجام شده است. ما با دوستان و بزرگان اصلاح طلب مذاکره ای داشتیم، آنها تاکید کردند که این کار انجام شود. من هم با آقای رئیس جمهور مشورت کردم و نهایتا به این نتیجه رسیدم که این ملاقات انجام شود که انجام هم شد. هم درباره شرایطی که مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی داشت، صحبت شد و هم شرایط اصلاح طلبان. درباره موقعیت، جایگاه و نقش آنها در انقلاب و نظام و نیز درباره سران اصلاح طلب هم صحبت شد. جلسه بسیار خوبی بود و من گزارش کامل را به سران اصلاح طلب دادم.»    کدام اختلاف؟
البته این مسئله تنها در حد یک دیدار ساده نبود و قرار شد تا در مقام یک کانال ارتباطی باشد: «من به سهم خودم سعی می کنم تا آنجا که امکان دارد، در ایجاد و برقراری این کانال ارتباطی تلاش کنم.»

مهم تر از آن مطلبی بود که جهانگیری از رهبری نقل کرد که نشان از آن داشت او به عنوان رابط مورد تایید است. جهانگیری بعد از آن دیدار گفت: «ایشان گفتند از نظر من مشکلی برای اصلاح طلبان وجود نداشته و الان هم دوست دارند رابطه مستقیمی با ما داشته باشند. از من خواستند که این نقش را ایفا کنم.» 

البته این نخستین بار نبود که جهانگیری دیداری با رهبری به نمایندگی از اصلاح طلبان داشت. بعد از انتخابات 88 و دیدار نمایندگان کاندیداها در 26 خرداد همان سال با رهبری، عملا اصلاح طلبان دیگر دیداری با رهبری نداشتند تا حدود 4 سال بعد یعنی اواخر 91 که خبر ملاقات سه اصلاح طلب با رهبری مطرح شد. آنجا هم اسم جهانگیری همراه با مجید انصاری و موسوی لاری به گوش رسید.

پله پله تا پاستور

اسحاق جهانگیری تا رسیدن به معاون اولی رئیس جمهوری و کاندیداتوری راهی را طی کرده است که به گفته خودش در مناظره ها، راه منطقی و طی کردن پله های مدیریتی از پایین ترین سطوح تا سطح عالی است. او مسئولیت های محلی را در جهاد سازندگی تجربه کرده بود. هشت سال نمایندگی مجلس را در کارنامه خود داشت که در دولت هاشمی، به مقام استانداری رسید؛ دولت خاتمی برایش هشت سال مسئولیت وزارت معادن و صنایع را به همراه داشت. در دولت روحانی هم نفر دوم پاستور شد تا با عنوان معاون اولی رئیس جمهوری برای انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کند.

از همان ابتدا عده ای او را کاندیدای پوششی می دانستند. این حرف به مناظره های انتخاباتی هم کشیده شد تا قالیباف و رئیسی کاندیدا شدن او را زیر سوال ببرند، اما پاسخ او قاطع تر از چیزی بود که نامزدهای اصولگرا انتظارش را داشتند. جهانگیری اگرچه بهترین مدافع دولت در مناظره بود اما در پاسخ به قالیباف گفت که آمده است نماینده جریان اصلاحات باشد. جریانی که هشت سال از تمام مسئولیت ها و کرسی های مدیریتی محروم شده و تریبونی نداشته است؛ «آمده ام تا به عنوان نماینده اصلاح طلبان صحبت کنم.» و وظیفه نمایندگی اش را هم به خوبی ایفا کرد تا رسانه ها و افکار عمومی خیلی زود او را به عنوان کاندیدای بالقوه اصلاح طلبان برای انتخابات ریاست جمهوری 1400مطرح کنند.

پس از دفاعیات جانانه او از دولت یازدهم مقابل کاندیداهای اصولگرا و یادآوری تمام سوء مدیریت ها و بحران های هشت سال تصدی اصولگرایان در پاستور، سرانجام از عرصه رقابت انتخاباتی کنار رفت تا حسن روحانی برای بار دوم به پاستور برود و رویای تک دوره ای شدن او از سوی اصولگرایان هیچ گاه تعبیر نشود.    کدام اختلاف؟
جهانگیری و روحانی در روزهای پساانتخاباتی

انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم که تمام شد، زمزمه هایی از اختلاف میان روحانی و جهانگیری در برخی رسانه ها مطرح شد؛ زمزمه هایی که دست بر قضا بازندگان انتخابات بیشتر از همه بر آتش آن می دمیدند. گرچه روحانی دوباره اسحاق جهانگیری را به عنوان معاون اول منصوب کرد اما میانه همان زمزمه ها، صحبت از استعفای او مطرح شد. خبری که البته رنگ واقعیت نگرفت. ریشه اختلاف هم در رسانه ها، اختلاف نظر در ترکیب کابینه، مخصوصا تیم اقتصادی دولت عنوان شد.

رفتن نهاوندیان و آمدن واعظی هم مزید بر علت شد تا عده ای از افتراق میان روحانی و جهانگیری صحبت به میان آورند چه آن که ترکیب تیم اقتصادی دولت دوازدهم تا اندازه زیادی متاثر از رویکرد واعظی چیده شده بود. با این حال چندی پیش محمود واعظی رئیس دفتر رئیس جمهوری به این شایعات پایان داد و تاکید کرد که «هیچ اختلافی بین آقای جهانگیری با دولت و اعضای دولت وجود ندارد و در این چند ماه ارتباط اعضای دولت با یکدیگر بسیار صمیمی و نزدیک بوده است و به نظر من این حرف ها را نباید جدی گرفت زیرا فردی در سایتی چیزی به ذهنش رسیده و نوشته، شما آن را در جمع مطرح می کنید.»

واعظی در پایان هم اضافه کرد: «به نظرم بین آقای جهانگیری و دولت صمیمیت وجود دارد.» از سوی دیگر فارغ از اظهارنظرها و صد البته برخی اختلاف دیدگاه ها بین اعضای دولت، اسحاق جهانگیری نشان داده است یکی از بازوهای وفادار حسن روحانی در دولت دوازدهم است؛ این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که مخالفان دولت از هیچ تلاشی برای زمین گیر کردن آن دریغ نمی کنند و هر روز با هزار و یک ترفند و اتهام و فرافکنی، نه تنها دستاوردهای دولت را نادیده می گیرند بلکه بحران های تازه برایش به وجود می آورند؛ همان مخالفان در رسانه های شان نظیر کیهان، دست به خبرسازی هایی زدند و مدعی شدند که اصلاح طلبان از جهانگیری خواسته اند از دولت کناره گیری کند.

در این میان جهانگیری در سکانداری مسئولیتی که بر عهده دارد، همان راهی را می رود که می توان از او به عنوان یکی از اصلی ترین پشتیبانان حسن روحانی یاد کرد. او سال گذشته گفته بود حسن روحانی مظلوم ترین رئیس جمهور تاریخ ایران است و حالا خودش کنار او ایستاده است. ایستادن او کنار روحانی، ایستادن بر عهدی است که با او بسته است؛ وگرنه اگر سودای 1400 او را به مناظره های انتخاباتی کشانده بود، شاید بهتر بود که بعد از انتخابات از دولت کناره گیری کند و با همان محبوبیت کسب شده از مناظره ها 4 سال پیش رو را در بهشت بگذراند؛ چه آن که اصلاح طلبان تمام کرسی های شورای شهر تهران را در اختیار گرفته بودند و انتخاب او به عنوان شهردار تهران، کار دشواری نبود؛ آن هم در شرایطی که مسئولیت شهرداری کلانشهر تهران خودش یکی از سکوهای اصلی پرش از بهشت به پاستور بوده است.

روحانی و جهانگیری حالا نزدیک ترین افراد و حتی امروز از برخی وجوه شبیه ترین افراد به هم هستند. هر دو با چالش بازداشت نزدیکان شان (برادر) مواجه شده اند و از این منظر تحت فشار رسانه ای و سیاسی قرار دارند؛ اما مانند دولتمردان قبل از خودشان راه بست نشینی را در پیش نگرفته اند. آنها روزهای سختی در پیش دارند؛ روزهایی که حسن روحانی همچنان در معرض حملات و فشارهای تندروها قرار می گیرد تا دستاوردهای اقتصادی و سیاسی و بین المللی او زیر سوال برود.

روحانی خودش هم می داند که پیروزی اش در هر دو انتخابات سال 92 و 96 مدیون جریان اصلاح طلبی است؛ از این جهت در مواجهه با دلواپسی های جریان های مخالف، نیازمند اتکا به بدنه اجتماعی و پشتوانه هایی همچون اسحاق جهانگیری است. همان روزهایی که صحبت از اختلاف میان جهانگیری و روحانی سر کابینه از سوی برخی محافل مطرح بود، اسحاق جهانگیری خودش تمام قد از کابینه و وزرای پیشنهادی حسن روحانی دفاع کرد و گفت: «کابینه خوبی با حضور مدیران باتجربه و افراد جوان معرفی شده است. این ترکیب نمایانگر دولت کارآمدی برای تحقق وعده های رئیس جمهور خواهد بود که می تواند با چالش های پیش روی دولت مقابله کند.»

حضور او کنار حسن روحانی در انتخابات نیز نه تنها رقابت نبود بلکه مهم ترین نقش حمایتی را ایفا کرد؛ نقشی که مرحوم هاشمی رفسنجانی هم بر آن تاکید کرده بود؛ به طوری که حسینی مرعشی همان موسم انتخابات در مورد دلیل معرفی کاندیدای پوششی گفته بود: «تاکید ما برای آماده بودن در شرایط احتمالی است تا قدرت مانور داشته باشیم. این تحلیل آیت الله هاشمی هم بود. الن هم خوشحالیم که یکی از سیاست های راهبردی ایشان اجرا شده است.»

به هر روی جهانگیری و روحانی مانند دولت یازدهم، در نقش معاون و رئیس، کنار هم سیاست هایی را پیش می برند که در 4 سال گذشته توانست کشور را از بحران های متعدد نجات دهد و به نظر می رسد این مسیر همچنان ادامه دارد.   محمد عطریانفر: جهانگیری عصای دست روحانی است

اسحاق جهانگیری چهره جنجالی انتخابات ریاست جمهوری سال 96 شاید این روزها کمتر موضوع اخبار گروه های سیاسی باشد اما از جمله افرادی است که بسیاری از گروه های سیاسی به فعالیت های او چشم دوخته اند. طی ماه های بعد از انتخابات اخیر اخبار مختلف مربوط به اسحاق جهانگیری به سرعت در صدر خروجی رسانه ها قرار گرفته است. 

درخشش او در انتخابات باعث شد که بسیاری از کارشناسان سیاسی، جهانگیری را به عنوان یکی از کاندیداهای مهم انتخابات بعدی ارزیابی کنند. در همین باره محمد عطریانفر عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی می گوید که آقای جهانگیری به لحاظ شخصیتی و فردی قابلیت های کافی و لازم برای مطرح شدن در موقعیت رئیس جمهوری را دارد. عطریانفر در گفتگوی خود با صدا تاکید می کند که جهانگیری تکیه گاه اصلاح طلبان است و او بوده که به عنوان حلقه وصل اعتدالی ها و اصلاح طلبان در دولت به حسن روحانی کمک کرده است.    کدام اختلاف؟
موقعیت اسحاق جهانگیری را در عرصه سیاست کشور چگونه ارزیابی می کنید؟ بر اساس شرایط موجود پیش بینی شما از آینده سیاسی معاون اول دولت روحانی چیست؟

- ظرفیت شخصی آقای جهانگیری در حد مطرح شدن او برای مسئولیت و موقعیت ریاست جمهوری است. دلایل روشنی هم برای طرح این موضوع در دست هست. برای این می توان اول به اعتبار تجارب ایشان نگاه کرد. تجارب سیاسی مختلفی که ایشان هم به عنوان نماینده مجلس در پارلمان کسب کرده و هم مسئولیتی که در دولت اصلاحات بر عهده داشته است. بخصوص در مقطع اخیر که توانست قابلیت و استعداد خود را در جامعه مطرح کند. از طرف دیگر باید به ویژگی های شخصی ایشان اشاره کرد؛ چرا که آقای جهانگیری به لحاظ شخصیتی و فردی قابلیت های کافی و لازم برای مطرح شدن در موقعیت رئیس جمهوری را دارند.

اما برای این که فردی در انتخابات به موفقیت برسد، به زمینه های دیگری نیز نیاز است؛ آقای جهانگیری در انتخابات گذشته یعنی در سال 96 وقتی خود را در معرض نظر و افکار عمومی قرار داد، شاهد این بودیم که توانایی های شان بازتاب و انعکاس بسیار مناسبی داشت و ایشان مورد تایید قرار گرفت. 

در واقع جامعه، به ایشان پاسخ مثبت داد. در نتیجه می توان گفت که این بستر و آمادگی مورد نیاز برای ایشان فراهم شده است اما به هر حال باید توجه کرد که ما باید برای انتخابات 1400، ظرفیت اصلاح طلبی خودمان را در حوزه رقابتی که جریان رقیب برای ما ترسیم می کند؛ مورد سنجش قرار دهیم و بر این اساس از الان نمی توانیم افق 1400 را مطرح کنیم. از این رو نمی توان گفت که وضعیت برای آقای جهانگیری در آن مقطع به چه شکل خواهد بود.

البته انتظار و توقع از آقای روحانی این بود که بتواند از ظرفیت های آقای جهانگیری برای مدیریت درون تشکیلاتی استفاده کند و همچنین اداره دولت و کابینه را به ایشان واگذار کند و در همین حال خود ایشان به مباحث بیرونی، تقویت اعتماد ملی و تقویت اعتماد بین المللی مشغول باشد.

متاسفانه بر اساس شواهد موجود می توان تشخیص داد که این ماموریت و همچنین ظرفیت برای آقای جهانگیری تعریف نشده است. باید بر اساس این شرایط برای آینده پیش بینی کرد و گفت که اگر آقای جهانگیری قرار است تا سال 1400 در دولت بماند، باید بتواند به عنوان معاون اول رئیس جمهوری و فرمانده اقتصاد مقاومتی عملکرد خود را صریح تر، دقیق تر و مدون تر ارائه کند به گونه ای که برای جامعه قابل درک باشد. هر چند که این وضعیت را خیلی باور نداریم، چون تیم اقتصادی دولت آن طور که مورد انتظار آقای جهانگیری بوده، بسته نشده است و جناب آقای روحانی در محذورات دیگری قرار داشتند.

طبیعی است که اگر این موقعیت برای آقای جهانگیری شکل نگیرد شاید شرایط برای ایشان در سال 1400 سخت تر هم بشود. همچنین باید گفت که تصور ما بر این است که اگر در سال آینده ارزیابی و بررسی روشن تری از وضعیت کابینه نداشته باشیم، شرایط مان در سال 1400 سخت تر هم خواهد شد. از این جهت توصیه می شود که اصلاح طلبان برای 1400 حداقل از سال آینده در فکر و اندیشه این باشند که گزینه قابل قبول شان را مطرح کنند. گزینه ای که بتواند هم وجاهت ملی داشته باشد و هم از ظرفیت شخصی برخوردار باشد. 

ضمن این که این فرد هم نقش و هم قدرت کافی برای ایجاد تعامل با حوزه های دیگر قدرت کشور را داشته باشد. اصلاح طلبان باید این گزینه را پیدا کنند و برای آینده روی آن سرمایه گذاری کنند. در چنین وضعیتی آقای جهانگیری یکی از مهم ترین ظرفیت ها است و باید روی آن تاکید کرد.

خبرهایی منتشر می شود مبنی بر این که نقش اسحاق جهانگیری در دولت کمرنگ شده است. آیا می توان گفت صرفا این اخبار برای ضربه زدن به دولت آقای روحانی و اصلاح طلبان است؟

- شما نباید برای انتخابات یک شخصیت و چهره موثر خود را اسیر اظهارنظرهای مختلف کنید. البته ما نباید رفتارمان ناخواسته باشد و به این که رقیب و مخالفان جریان اصلاحات، تصویرسازی منفی علیه معاون اول رئیس جمهوری انجام می دهند واکنش نشان دهیم. نباید وقت خودمان را صرف این مباحث کنیم. باید تلاش کنیم که از این اظهارات بیهوده پرهیز کنیم. باید فارغ از این باشیم که رقیب مان چه می کند و چه کسانی در مقام تخریب هستند و چه خواهند کرد.

منطق حضور فعال سیاسی، سامان یافته و شرافتمندانه این است که جریان اصلاحات بتواند گزینه مطلوب خود را دنبال کند؛ گزینه ای که برای تامین مصالح ملی و مردم نقش آفرین باشد و بتواند زندگی آرام، معیشت سالم و همچنین اقتصاد رو به رشدی را برای کشور به دست آورد. گزینه ای باشد که قوام و استقامت ایران را در حوزه مباحث منطقه ای و جهانی دنبال کند. به صرف این که فلان گروه و فلان شخص اظهار نظر کرده است، نباید رفتار کنیم. این گفتگوها یک رفتار انعکاسی است که طبعا در حوزه تدابیر سیاسی ما نباید تاثیرگذار باشد.    کدام اختلاف؟
برخی رسانه ها بخصوص مخالفان دولت مدعی شده اند که اصلاح طلبان برای ماندن جهانگیری در عرصه سیاست خواستار کناره گیری او از دولت هستند؛ هدف از این اخبار چیست؟

- تصاویری که امثال روزنامه کیهان به دست می دهند نباید ما را دچار دست انداز کنند. ما از روزنامه کیهان انتظاری جز تخریب نداریم. نباید خیلی تحت تاثیر فضاسازی ها و رفتارهای شکننده روزنامه کیهان باشیم. جهت گیری هایی که روزنامه کیهان دارد، بیشتر به این سمت است که تعادل حوزه اصلاحات را به هم بریزد اما اصل موضوع تداوم حضور آقای جهانگیری در دولت است، موضوعی است که به هر حال دور از ذهن نیست و باید درباره آن مطالعه شود.

من فکر می کنم که موقعیت آقای جهانگیری در دولت تثبیت شده است و ایشان مورد احترام اکثر قریب به اتفاق وزرا است. همچنین آقای رئیس جمهوری ایشان را در این موقعیت به رسمیت می شناسد و برای آقای جهانگیری اعتبار قائل است. آقای جهانگیری هم تمام تلاش خود را در راستای اهداف دولت به کار می گیرد.

اما فراتر از اینها، اعتمادی است که مقام معظم رهبری به آقای جهانگیری دارند و مشخصا به عنوان فرمانده اقتصاد مقاومتی، ماموریت هایی را مستقیما برای آقای جهانگیری تعریف کرده اند و ایشان تمام توانش را به کار خواهد بست که در موقعیت معاون اولی در دولت بتواند چشم انداز موفقی را از عملکرد خودش عرضه کند. این که توصیه شود که ایشان دولت را ترک کند یا نه، موضوعی نیست که امروز روی آن تاکید کنیم.

فکر می کنید که آقای جهانگیری چقدر برای دولت کارکرد داشته است؟

- آقای جهانگیری عصای دست آقای روحانی است. می توان گفت که او رکن بسیار موثر دولت است. در واقع مایه دوام و بقای توفیقاتی که دولت تا به امروز داشته است با نقش آفرینی آقای جهانگیری بوده است. اگر شما بخواهید در دولت چندین نفر را به عنوان شاخص های توسعه و موفقیت نام ببرید، باید توجه کنید به نام آقای جهانگیری، دکتر هاشمی، آقای زنگنه و یا آقای ظریف و برخی وزرای دیگر تحت تاثیر تدابیر، سیاست ها و تدابیر مدیریت اقتصادی که آقای جهانگیری ترسیم کرده اند در دولت نقش آفرینی داشته اند.

نقش مهم موفقیت های اقتصادی دولت بر عهده آقای جهانگیری است. موفقیت های دولت و ثبات موجود بی شک محصول تلاش آقای جهانگیری در مقاوم معاون اول رئیس جمهور بوده است. فراموش کردن این نقش ممکن نیست. علاوه بر این باید بر صلاحیت ذاتی ایشان تاکید کنیم. فراتر از موقعیتی که ایشان در بخش اقتصادی دولت دارد و با آن شناخته می شود، در حوزه مسائل مدیریت منطقه ای و ملی هم صاحب سبک و نظر هستند. ما دولت آقای روحانی را فقط با آقای روحانی نمی شناسیم بلکه این دولت با حضور آقای جهانگیری شناخته شده است.

به نظر شما آقای جهانگیری چقدر کمک حال اصلاح طلبان بوده است؟

- آقای جهانگیری تکیه گاه اصلاح طلبان است. ظرفیتی که آقای روحانی به آن تکیه کرده به جریان اصلاحاتی وابسته است که خودش در حال حاضر تکیه گاهی به نام آقای جهانگیری دارد. ایشان به عنوان حلقه اتصال حوزه اعتدال با اصلاح طلبان در ثبات و همکاری سیاسی این دو جریان نقش مهمی داشته است. 

آقای جهانگیری شخصیتی است که از ابتدای تعریف ماموریت اش در دولت اعتدال روز به روز توانسته بیشتر توانمندی و محبوبیت خود را درون جریان اصلاحات و نزد نحله های فکری مختلف تقویت کند و امروز همه گروه های سیاسی که ذیل اصلاح طلب و دوم خرداد تعریف می شوند، روی آقای جهانگیری اجماع نظر دارند؛ این سرمایه بزرگی است که خود ایشان نقش مهمی در شکل گیری اش داشته است.

به نظر شما در آینده چقدر هجمه ها علیه آقای جهانگیری شدت پیدا می کند؟

- نباید انتظار داشته باشیم که جریان رقیب از تخریب و دست انداز سازی برای چهره های موثر درون قدرت اصلاح طلبان همچون آقای جهانگیری دست بردارند. ذهن ما نباید تحت تاثیر جنگ روانی رقیب قرار بگیرد. باید جنبه های اثباتی خود را تقویت کنیم. اگر جهانگیری به عنوان شاخص ترین چهره و کاندیدا برای انتخابات ریاست جمهوری آینده ایران مطرح باشد، حتما رقبا و مخالفان به خصوص بخش های تندرو، جهت گیری تخریبی خود را علیه او تقویت خواهند کرد و نباید جز این انتظار داشته باشیم.   حسین مرعشی: هماهنگی روحانی و جهانگیری برقرار است

اختلاف اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهوری، با دولت به دغدغه این روزهای نه اصلاح طلبان که اصولگرایان تبدیل شده است. داستان جدیدی که موجب شده مخالفان بر طبل اختلاف اصلاح طلبان و حامیان دولت بکوبند. حسین مرعشی، عضو شورای مرکزی کارگزاران، این موضوع را ابزاری عنوان می کند که مخالفان و شکست خوردگان تلاش می کنند به وسیله آن به مردم ثابت کنند که انتخاب شان اشتباه بوده است. مرعشی تاکید دارد که فعلا وقت همکاری و استفاده از امکانات موجود ایران برای خدمت به مردم است و وقتی زمان رقابت شد، آنگاه به رقابت خواهیم پرداخت.    کدام اختلاف؟
موقعیت معاونان اول در دولت های مختلف بعد از انقلاب به چه صورت بوده است؟ نقش جهانگیری در دولت های یازدهم و دوازدهم چطور بوده است؟ آیا نقش ایشان در دولت دوم روحانی تغییر کرده است؟

- بعد از تغییر قانون اساسی در سال 67 نظام ما از پارلمانی به ریاستی تغییر کرد؛ یعنی قبل از آن در دهه اول انقلاب اولین تجربه جمهوری اسلامی سیستم پارلمانی بود که نخست وزیر، گرچه با معرفی رئیس جمهور، از درون پارلمان بیرون می آمد و رئیس جمهور نقش تشریفاتی داشت و نخست وزیر ریاست دولت را بر عهده داشت.

بعد از تغییری که در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی بعد از 10 سال تجربه به وجود آمد، نظام به نظام ریاستی تبدیل شد؛ یعنی رئیس جمهور، رئیس کابینه شد. ولی از آنجایی که در برخی کشورها نخست وزیر وجود دارد و ما همسطح آن را در کشور نیاز داشتیم، پست معاون اولی شکل گرفت.

یکسری کارها هم هست که رئیس جمهور باید آنها را به یک معاون کل و معاون هماهنگ کننده ارجاع دهد. در نتیجه در قانون اساسی معاون اول پیش بینی شد. اولین تجربه معاون اول مربوط به دولت اول مرحوم آیت الله هاشمی است که در آن رئیس جمهور شخصا اداره کشور را در اختیار گرفته بود. و نقش معاون اول در واقع نقش اداره دبیرخانه ای دولت بود که بر عهده آقای حبیبی گذاشته شده بود.

دولت را به معنی کمیسیون های دولت و دبیرخانه دولت، تصویب مصوبات دولت و اینها را معاون اول بر عهده داشت اما عملا سکانداری کشور با خود رئیس جمهور بود. تمام شوراهای عالی از جمله شورای اقتصاد و شورای عالی امنیت ملی، شورای انقلاب فرهنگی، شورای عالی ورزش و شورای عالی مناطق آزاد و توسعه صادرات به ریاست رئیس جمهوری تشکیل می شد و دوره بعد از آقای هاشمی و در دوره اول آقای خاتمی همین سبک و سیاق ادامه پیدا کرد و در پست معاون اولی هم آقای دکتر حبیبی مسئولیت خود را ادامه دادند و آقای خاتمی باز خودشان دولت را کنترل می کردند و تمام شوراهای عالی به ریاست آقای خاتمی تشکیل می شد و معاون اول همان نقش دبیری دولت را بر عهده داشت.

در دولت دوم آقای خاتمی دکتر عارف مشغول شدند. آقای عارف تا حدودی توانستند نقشی فراتر از آقای حبیبی داشته باشند. بخشی از جلسات هیات دولت را آقای عارف اداره می کردند اما همچنان شورای عالی در حوزه رئیس جمهوری بود و به ریاست آقای خاتمی تشکیل می شد.

در دوره آقای احمدی نژاد دولت چندان از نظم و انضباط خاصی برخوردار نبود و من هم در دولت نبودم و بنابراین نمی توانم نقش معاون اول در این دولت را تشریح کنم. در دوره اول آقای روحانی، آقای روحانی چون تجربه شان بیشتر در شورای عالی امنیت ملی و مجلس بود، ترجیح شان این بود که معاون اول نقشی فراتر را بر عهده گیرد؛ لذا آقای جهانگیری در دولت اول آقای روحانی یعنی دولت یازدهم نقشی فراتر از معاون اول در دولت های قبلی بر عهده داشت. مثلا تمام شوراهای عالی به جز شورای عالی انقلاب فرهنگی و امنیت ملی از شورای عالی اقتصاد، شورای اشتغال، شورای توسعه صادرات همه با ریاست معاون اول تشکیل شد و ایشان در اداره دولت نقش برتری نسبت به معاونان اول دولت های قبل ایفا کردند.

در دولت دوم آقای روحانی، آقای جهانگیری در انتخابات ریاست جمهوری به عنوان کاندیدا حضور پررنگ تر و جدی تری پیدا کرد. این حضور پر رنگ انتظاراتی ایجاد کرد که آقای جهانگیری نقش وسیع تری در دولت دوازدهم داشته باشد. این مواجه شد با این که آقای روحانی با 4 سال تجربه ای که داشتند خودشان در پاره ای مسائل که علاقه مند بودند ورود کنند. طبیعی است که معاون اول در حوزه هایی که رئیس جمهور صلاح می داند ورود می کند و در واقع نقش کمک کننده دارد.

امروز نقش آقای روحانی در اداره دولت افزایش پیدا کرده است ولی همچنان آقای جهانگیری نقش پررنگی دارد و هنوز اکثر جلسات شوراهای عالی به همین سیاق قبلی به ریاست آقای جهانگیری تشکیل می شود و ایشان در دولت نقش دارند. روابط آقای جهانگیری  با آقای روحانی مثل دوره قبل همچنان صمیمانه است و هماهنگی ها همچنان برقرار است. 

آنچه در فضای مجازی به آن دامن زده شده، بزرگنمایی یک امر کاملا طبیعی است. چون رئیس جمهور در دوره دوم به لحاظ تجربه ای که از دور اول به دست می آورد خودش نقش پررنگ تری ایفا می کند، بنابراین این که این مسئله در فضای مجازی به عنوان جدایی آقای جهانگیری از دولت تلقی شده، درست نیست. آقای جهانگیری روابط صمیمانه ای با آقای روحانی دارند. همچنین این روابط صمیمانه با سایر اعضای دولت و کابینه هم وجود دارد و این مجموعه ای که مکمل هم هستند، برای اداره کشور با یکدیگر همکاری می کنند.    کدام اختلاف؟
خبر کم شدن نقش جهانگیری در دولت در فضای مجازی از سوی چه جریانی دنبال می شود؟

- هم دوستان اصلاح طلبی که از شرایط عمومی کشور نارضایتی دارند و هم اصولگرایان به این موضوع پرداختند ولی ما باید یاد بگیریم که همکاری های خود را افزایش دهیم. اینکه همیشه از هم جدا بشویم و از هم فاصله بگیریم راه اداره صحیح کشور نیست. راه صحیح کشور همکاری و هم افزایی نیروهاست. ما باید این ار تمرین کنیم. قرار نیست آقای جهانگیری استقلال خود را نداشته باشد. قرار نیست وزرا و دیگر اعضای دولت شخصیت های مستقل خود را نداشته باشند. قرار است یکسری شخصیت کاملا مستقل و مفید و قوی در قالب یک نظام اداری پیشرفته با هم همکاری داشته باشند. امروز این محقق شده است. به نظر من دولت آقای روحانی دولت منسجمی است و بر امور کشور تسلط دارد و معاون اول کمک کار ایشان هستند و بقیه نهادهای دولت هم کار خود را می کنند و بهتر است ما اینها را به همکاری و هم افزایی با هم تشویق کنیم.

جدایی جهانگیری از دولت و فاصله گرفتن ایشان از روحانی به نفع کدام گروه است؟

- نمی شود گفت به نفع کدام گروه تمام می شود. ما به عنوان حزب کارگزاران به عنوان بخشی از اصلاح طلبان به سایر دوستان اصلاح طلب بر چند نکته تاکید می کنیم؛ اول این که باید همچنان حامی رئیس جمهور و حامی دولت منبعث از رأی مردم باشیم و حتما بر حضور آقای جهانگیری و سایر دوستان مان در دولت به عنوان یاران صدیق آقای دکتر روحانی تاکید داریم و می گوییم همه باید به آقای روحانی کمک کنیم. 

ما فکر می کنیم مجموعه قوای سه گانه کشور هم همانطور که در ماه های اخیر جلساتی را برای هماهنگی بیشتر برگزار می کنند، باید همکاری داشته باشند. همه اینها باید در یک فرآیند کلی ذیل سیاست های کلی نظام که توسط رهبر معظم انقلاب ابلاغ می شود به امور کشور بپردازند.

واقعیت این است که امروز کشور نیازمند تصمیمات مهم است. این تصمیمات مهم جز با یک دولت منسجم و هماهنگی در مجموعه قوای سه گانه و در قالب همکاری قوای سه گانه با نهاد بسیار ارزشمند رهبری محقق نمی شود. اگر کسی امروز دلسوز کشور، مردم و نظام باشد باید همه دوستانی را که در مجموعه نهادهای مختلف هستند دعوت به همکاری و هم افزایی کند. پرداختن به هر مسئله اختلافی و ارائه تحلیل های مختلفی که به واگرایی در درون دولت می انجامد به نفع کشور نیست. هر چیزی که منجر به واگرایی دولت و مجلس شود به نفع مردم و شکور نیست. این که در انتخابات 1400 چه باید بکنیم تا آن سال راه زیادی در پیش داریم. ما فعلا انتخابات مجلس را در پیش داریم و فضای سیاسی ممکن است تغییرات مختلفی داشته باشد. هر نوع ائتلافی می تواند به وجود بیاید و می تواند بشکند و دلیلی ندارد از الان درگیر مسائلی از این دست شویم. به موقع باید رقابت و به موقع همکاری کرد؛ الان وقت همکاری است.

جناح رقیب از این موضوع استقبال زیادی کرده و در رسانه های خود آن را به شدت پیگیری می کند و جدی تر نشان می دهد، به نظر شما هدف شان از این رفتار چیست؟

- آنها که دل شان می خواهد شکست های خود را با ناکارآمدی ما موجه کنند، می خواهند به مردم بگویند که این افرادی که شما انتخاب کرده اید کارآمدی لازم را ندارند. در مقابل می گوییم که اتفاقا ما کارآمدی داریم، با هم خواهیم بود، با هم همکاری خواهیم کرد، به مردم خدمت خواهیم کرد و دوستان و رقبای ما، شما هم اگر می خواهید مردم به شما رأی دهند به فاز خدمت به مردم بروید.

روزنامه کیهان هم چند روز پیش نقدی نوشته بود که اصلاح طلبان با توجه به کارنامه روحانی و برای بقای خود در سیاست قصد دارند تا در انتخابات 1400 از جهانگیری حمایت کنند و بر همین اساس از ایشان خواسته اند تا از معاون اولی دولت استعفا دهد و جدا شود. شما به عنوان عضوی از کارگزاران از این موضوع مطلع هستید؟

- بحث های مربوط به 1400 بحث های زودهنگام است، هیچ تصمیمی برای 1400 نمی توانیم بگیریم. فعلا همه همت خود را باید در شورای شهر، شهرداری و در دولت صرف کنیم و همه امکاناتی که امروز در اختیار ما هست را برای پیشبرد و پیشرفت اهداف کشور به کار ببریم. این که هنوز رقابتی به اتمام نرسیده به رقابت جدیدی فکر کنیم که کار کشور درست نمی شود. امروز سیاست روشن اصلاح طلبان خدمت کردن به مردم با استفاده از ابزارهای دولت، شوراها و شهرداری ها است. فکر می کنیم الان زمان، زمان همکاری است و به موقع هم رقابت خواهیم کرد.

به نظر شما اصلاح طلبانی که خارج از دولت هستند با چه مکانیسم هایی می توانند به جهانگیری که در داخل دولت است کمک کنند تا اهدافی را که برای دولت و اصلاح طلب ها وجود دارد پیگیری کنند؟

- اصلاح طلبان بیرون از دولت در بخش های مدنی، فرهنگی، اقتصادی می توانند به اداره موسسات، تاسیس موسسات جدید، ایجاد اشتغال و تحرک در فضای اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی کشور به دولت کمک کنند.   مرتضی مبلغ: استعفای جهانگیری از دولت تله تندروهاست

مرتضی مبلغ معاون سیاسی دولت اصلاحات در تحلیل خود از اسحاق جهانگیری می گوید که او در این انتخابات دو ویژگی روحیه ایثار و روحیه حضور شجاعانه و پیروزمندانه در مقابل مخالفان را از خود به جای گذاشت. مبلغ همچنین درباره نقش جهانگیری در دولت معتقد است که آقای جهانگیری به لحاظ شخصیت و نوع تعاملاتی که در سپهر سیاسی کشور و دولت به خصوص دارد؛ می توانست و می تواند در برقراری تعاملات سازنده بین دولت با بدنه اجتماعی و گروه های سیاسی و فعالان مختلف سیاسی خیلی موفق باشد، کما این که قبلا هم در این امر موفق بوده است. در ادامه مشروح گفتگوی ما با مرتضی مبلغ را درباره اسحاق جهانگیری می خوانید.    کدام اختلاف؟
تحلیل شما از موقعیت سیاسی اسحاق جهانگیری چیست؟

- آقای جهانگیری در درجه اول معاون اول رئیس جمهور است، اما معاون اولی که پشتوانه های موفق، ارزشمند و خوبی را پشت سر خود دارد. آقای جهانگیری ا زهمان ابتدا که در عرصه سیاست کشور ما وارد شد، مدیریت موفقی را از خود به نمایش گذاشت. او هم در کارش موفق بوده و هم توانسته بسیار اهل تعامل باشد. آقای جهانگیری با اخلاق و با شخصیت بودن را طی دوره های مختلف از خود نشان داده و همینطور اهل جوانمردی بوده است.

در واقع آقای جهانگیری با این پشتوانه به پست معاون اولی رئیس جمهور رسیده است، در حالی که ممکن است فردی تا مقام دوم اجرایی کشور هم بالا بیاید ولی این پشتوانه ها را نداشته باشد. به هر حال اینها یک مزیت مهم برای فردی مثل آقای جهانگیری محسوب می شود؛ آقای جهانگیری در مبارزه های انتخاباتی دو نماد مهم از خودش به جا گذاشت و توانست که بسیار موفق ظاهر شود.

اول اینکه آقای جهانگیری توانست روحیه و جنبه ای از شخصیت خود را در معرض عموم قرار دهد که به اعتقاد من تا الان مکتوم مانده بود. من تا حالا جنبه های دیگری را از ایشان می شناختم  که در این انتخابات این جنبه هم به آن اضافه شد. در واقع ایشان توانست خیلی شجاعانه، خیلی فنی و تخصصی وارد رقابت ها شود. ایشان توانست حقایق را بگوید. کسانی که مخالف دولت بودند و تهاجم گسترده ای را علیه دولت و آقای روحانی تدارک دیده بودند با آقای جهانگیری مواجه شدند و ایشان توانست خیلی موفق و شجاعانه با آنان مقابله کند.

نکته دوم درباره ایشان این است که ایثار کرد. در حالی که از همان ابتدای کار مشخص بود که ایشان کاندیدای اصلی نیست، هم خود ایشان و هم دیگران این موضوع را می دانستند. در واقع او آمد که راه آقای روحانی را هموار کند. آقای جهانگیری آمد که راه انتخاب اصلاح طلبان را هموار کند و به عنوان یک اصلاح طلب در عرصه حاضر شد. ایشان ایثار خوبی از خودش به نمایش گذاشت. کمتر کسی در آن مقطع حاضر می شد که به این شکل وارد عرصه بشود. با این ایثار روحیه ای دیگر که از ایشان مکتوم مانده بود برای دوستان و حتی اطرافیان ایشان و همچنین برای جامعه شناخته شد و این سرمایه ای به سرمایه های آقای جهانگیری افزود.

برخی موضوع اختلاف بین رئیس جمهور و جهانگیری را مطرح می کنند؟ به نظر شما این موضوع چقدر صحت دارد؟

- من چنین چیزی را صحیح نمی دانم. چون نه بین ایشان و اصلاح طلبان زاویه پیدا شده است و نه بین ایشان و آقای روحانی. فکر می کنم موضوعی که منبع این شایعات شده به تغییر نقش آقای جهانگیری در دولت بر می گردد. آقای جهانگیری در دولت اول آقای روحانی در سیاست های دولت و همچنین در بخش انتصابات از جمله تعیین استانداران نقش موثرتری داشت و می توان گفت که نقش بیشتری داشته است ولی در دوره اخیر از این جهت نقش آقای جهانگیری کمرنگ تر شده است.

این که علتش چه بود، دلایل متعددی دارد ولی به طور عمده درباره تعیین استانداران در این دوره نقش محوری و یگانه ای را علاوه بر وزارت کشور، آقای واعظی به عنوان رئیس دفتر رئیس جمهوری به عهده گرفته است. در مورد انتصابات که این اتفاق افتاد، به دنبالش این شایعات هم شکل گرفت. البته به نظرم کار درستی هم نبود. شایسته بود که شخصیتی مثل آقای جهانگیری نه تنها نقشش را ادامه بدهد، که نقش او موثرتر و جدی تر هم بشود چون ایشان می توانست فرد خیلی باتجربه تر و موفق تر و موثرتری در سپهر سیاسی برای دولت باشد. به نظر من این خطایی بود که اتفاق افتاد و آن شایعاتی که مطرح شده است به خاطر این مسئله بود، ولی به نظر من زاویه ای بین ایشان با اصلاح طلبان پیدا نشده است.    کدام اختلاف؟
بر اساس این موضوع هم برخی می گویند که بین آقای جهانگیری و واعظی اختلافاتی پیدا شده است.

- من نمی دانم که پشت صحنه چنین اختلافی وجود دارد یا نه، باید قضاوت درباره این موضوع را بر عهده واقعیت گذاشت. اما حداقل می توان گفت که آقای واعظی وجود چنین اختلافاتی را تکذیب کرده است. به هر حال اینکه بین شان اختلافی به وجود آمده است یا نه، من اطلاعی ندارم.

به نظر شما مهم ترین کار ویژه آقای جهانگیری برای دولت چه بوده است؟

- معاون اولی رئیس جمهور جایگاه خیلی مهمی است، به خصوص در تنظیم مناسبات دولت، تنظیم مناسبات بین وزرا و همچنین وظایف قانونی که بر عهده این مقام مهم است. بالاخره این مقام نفر دوم اجرایی دولت است ولی جدای از این مسئولیت ها، آقای جهانگیری به لحاظ شخصیت و نوع تعاملاتی که در سپر سیاسی کشور و دولت به خصوص دارد؛ می توانست و می تواند در برقراری تعاملات سازنده بین دولت با بدنه اجتماعی و گروه های سیاسی و فعالان مختلف سیاسی خیلی موفق باشد، کما این که قبلا هم در این امر موفق بوده است و در ادامه می تواند چنین موفقیتی را نیز به دست بیاورد. البته به شرط این که فضای بیشتر و مناسب تری در اختیارش قرار بگیرد.

فکر می کنید که او توانسته به اصلاح طلبان کمک کند؟

- هر کسی به سهم خودش فعالیت می کند؛ آقای جهانگیری هم در حد وسع و توانش تلاش کرده و تا جایی که از دستش بر آمده کار انجام داده است. ولی خب می دانید که شرایط کشور شرایط سختی است و مشکلات بسیار زیاد است. تعارض ها در کشور ما زیاد است. باید توجه کرد که فشارهایی به دولت وارد نمی شود و کارشکنی های تندروها در کشور موانعی را ایجاد می کند و چندان اجازه نمی دهد که کارهای آنچنانی انجام شود، ولی همه در حد وسع شان تلاش می کنند، از جمله آقای جهانگیری.

اینکه گفته می شود آقای جهانگیری برای بقا در عرصه سیاست باید از دولت جدا شود به نظر شما توضیح صحیحی است؟

- من فکر کنم اولین بار این موضوع را آقای ابطحی مطرح کرد که صرفا نظر شخصی ایشان بود. شاید رسانه های اصولگرا هم به استناد حرف ایشان آن را مطرح کرده باشند. ولی مطلقا طرح این موضوع ربطی به موضع اصلاح طلبان ندارد و اگر نظری در این باره بوده صرفا نظر شخصی ایشان بوده است و چنین بحثی به هیچ وجه میان اصلاح طلبان مطرح نشده است که آقای جهانگیری بخواهد کناره گیری کندت و از دولت بیرون بیاید.

اگر هم رسانه های اصولگرا روی این موضوع مانور می دهند در واقع در ادامه عملیات روانی خود این کار را انجام می دهند و تله آنهاست. آنان می خواهند اختلاف بین اصلاح طلبان را به جامعه القا کنند اما این دو موضوع ربطی به هم ندارند. 

این که گفته می شود آقای جهانگیری باید کناره گیری کند ربطی به موضوع دیگری ندارد. هر کسی وظیفه ای دارد که الان ایشان هم معاون اول رئیس جمهور است و دارد کار خودش را انجام می دهد. ایشان باید وظیفه خود را به خوبی انجام دهد و هر کسی که وظیفه خود را به خوبی انجام دهد، مردم قدرش را می دانند و زحماتی را که کشیده فراموش نمی کنند.

در واقع مسیر صحیح این است که هر کسی فرصتی برایش به وجود آمد باید گرهی از گره های مردم باز کند و سنگی روی سنگ سازندگی کشور بگذارد و صادقانه و با همت تمام تلاش کند.

بعد از انتخابات اخیر ریاست جمهوری آقای جهانگیری جایگاه ویژه ای در افکار عمومی پیدا کرد. فکر می کنید او با این عقبه با چه چالش هایی روبرو باشد؟
  - زود است که بخواهیم درباره آینده سیاسی افراد در افق 1400 قضاوت کنیم، یا این که بگوییم اصلاح طلبان می خواهند برای 1400 چه کاری انجام دهند. سپهر سیاسی ایران خیلی رنگارنگ است و تنوع زیادی دارد. فضای سیاسی در جامعه ایران هم به شدت سیال است. در واقع شرایط نرمال بسامانی وجود ندارد که در آن فضای سیاسی شکل بگیرد که احزاب فراگیر و با استاندارد باشند که بتوان پیش بینی انجام داد درباره این که چه کسی چگونه عمل و رفتار کند. ورود به این مسائل خیلی امر سازنده ای نیست و در هر شرایطی متناسب با مقتضیات و ضرورت هایی که وجود دارد باید صحبت کرد.  روح الله سپندآرند، مهدی روزبهانی و زینب نورانیان: «مردم یادتان می آید...» بارها از زبان کسی شنیده شد که آمده بود سپر بلای روحانی در برابر موج حملات سازماندهی شده جناح رقیب باشد؛ آن هم در انتخاباتی که خیلی ها از ماه ها قبل، ساز تک دوره ای بودن رئیس جمهوری را برایش کوک کرده بودند. با همان کوک هم ساز های شان را علیه دولت و دستاوردهایش نواختند؛ کار که به انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم کشید، برخی از نامزدهای شان شمشیر را از رو بستند و از هیچ اتهامی هم ابایی نداشتند؛ اما مناظره های تلویزیونی که برگزار شد، اسحاق جهانگیری تمام قد به دفاع از روحانی پرداخت و برنامه های اردوگاه اصولگرایی را نقش بر آب کرد. او قاطع تر از آنچه دیگران انتظارش را داشتند، تمام مشکلات و افول های کشور را در دوران زمام داری اصولگرایان به یاد مردم آورد؛ اما جهانگیری در تمام چهار سال دولت اول روحانی، با همین صراحت و قاطعیت حرف می زد؛ مناظره ها فرصتی بود که همه این صراحت لهجه او را ببینند.    کدام اختلاف؟
معاون اول دولت یازدهم و مبارزه با فساد

اسحاق جهانگیری با روی کار آمدن دولت حسن روحانی، دست راست رئیس جمهور شد. او به عنوان یک اصلاح طلب کنار دولتی قرار گرفت که نتیجه ائتلاف اصلاح طلبان و اعتدالیون بود؛ هر چند هیچ گاه از خاستگاه سیاسی اش برای رسیدن به هدف جناحی در دولت استفاده نکرد و خودش را در مسیری قرار داد که باید برنامه های دولت را پیش ببرد تا نتیجه ویرانی های هشت سال گذشته در اقتصاد جبران شود؛ ویرانی هایی که یک پای آن در فساد اقتصادی بود و جهانگیری به عنوان رئیس ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی تاکید داشت که مبارزه با فساد هیچ خط قرمزی ندارد.

این جمله درست نقطه مقابل رئیس دولت های نهم و دهم بود که کابینه اش را خط قرمز خود عنوان کرده بود تا پای پرونده های اقتصادی آنها به دستگاه قضا باز نشود. او در تمام طول معاون اولی رئیس جمهوری، بیشترین انتقادات را به فساد اقتصادی گذشته داشت؛ از درآمد نجومی نفتی کشور که بر باد رفت سخن گفت و به فسادهای اقتصادی نظیر پرونده بابک زنجانی و دانشگاه ایرانیان و 80 هزار میلیارد مطالبات معوق بانکی و واگذاری های غیرقانونی شرکت ها اعتراض کرد.

البته این مسئله برایش ارزان هم تمام نشد؛ اصولگرایانی مثل انبارلویی در روزنامه رسالت او را متهم به فساد در دوران وزارتش کردند. هر چند هیچ پرونده قضایی در دادگاه این ادعا را ثابت نکرد. بقایی و احمدی نژادی های دیگر هم راه شکایت از او را در پیش گرفتند. البته او اینگونه پاسخ پرونده سازان را داد و گفت: «ما هیچ خط قرمزی نداریم و می گویم در بحث مفاسد به هر کسی که رسیدید، رسیدگی کنید و قوه قضاییه هم تمام موارد را رسیدگی کند. این که با شعار و حرف افراد را بدنام کنیم درست نیست. هر کس در این مفاسد در هر رده مدیریتی درگیر بوده باید مورد رسیدگی قرار بگیرد و مثال های شان هم بسیار زیاد است.»

 خط قرمز نداشتن در مبارزه با فساد در دولت دوازدهم مشخص شد، بازداشت برادرش تغییری در مواضعش نسبت به مبارزه با فساد ایجاد نکرد. فیلم خصوصی هم در مجلس پخش نکرد و یکشنبه سیاهی را رقم نزد. تنها در اینستاگرامش نوشت: «اطلاع دقیقی از دلیل، چگونگی دستگیری، اتهام، ضابط و شاکی برادرم ندارم. البته وی هیچگونه مسئولیت و فعالیت دولتی ندارد. مسئله قابل پیش بینی بود و باید صبر کرد. امیدوارم سوءاستفاده سیاسی نباشد و عدالت، مبارزه با فساد و حاکمیت قانون برای همه یکسان اجرا شود.»

جهانگیری؛ رابط اصلاح طلبان با رهبری

حضور جهانگیری در دولت اگرچه تا اندازه ای می توانست ردپای اصلاح طلبی را در پاستور پررنگ کند اما او نقش دیگری را همزمان بر عهده گرفت؛ نقشی که می توانست راهگشای بسیاری از چالش های سیاست داخلی باشد: رابط اصلاح طلبان با رهبری. حوادث ناگوار پس از انتخابات سال 88 بدون شک هزینه های سنگینی برای سیاست داخلی کشور داشت؛ بخشی از آن هزینه ها بر دوش اصلاح طلبان تحمیل شد تا راهی به ارکان قدرت نداشته باشند. بخشی از جریان های دلواپس هم نان شان در همین شکاف ها و فاصله گرفتن ها میان نیروهای سیاسی داخل کشور بود و هر روز بر آتش اختلاف می دمیدند. با این حال زمستان 95 خبری از دیدار اسحاق جهانگیری با رهبری در رسانه ها منتشر شد. 

این خبر از آن جهت اهمیت داشت که پس از درگذشت هاشمی رفسنجانی، احساس می شد جریان اصلاحات عملا ارتباطش را با بیت رهبری از دست داده است. پیش از این هاشمی به عنوان یکی از چهره هایی که مورد اعتماد رهبری بود، می توانست دغدغه های اصلاح طلبان را در دیدارهایش با رهبری منتقل کند. بعد از هاشمی نگرانی از قطع شدن این ارتباط یکی از مباحثی بود که در برخی محافل مطرح می شد؛ تا زمانی که خبر از دیدار جهانگیری با رهبری آمد. 

بعد از انتشار این خبر، جهانگیری خودش این دیدار را تایید کرد و گفت: «اصل ملاقات که انجام شده است. ما با دوستان و بزرگان اصلاح طلب مذاکره ای داشتیم، آنها تاکید کردند که این کار انجام شود. من هم با آقای رئیس جمهور مشورت کردم و نهایتا به این نتیجه رسیدم که این ملاقات انجام شود که انجام هم شد. هم درباره شرایطی که مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی داشت، صحبت شد و هم شرایط اصلاح طلبان. درباره موقعیت، جایگاه و نقش آنها در انقلاب و نظام و نیز درباره سران اصلاح طلب هم صحبت شد. جلسه بسیار خوبی بود و من گزارش کامل را به سران اصلاح طلب دادم.»    کدام اختلاف؟
البته این مسئله تنها در حد یک دیدار ساده نبود و قرار شد تا در مقام یک کانال ارتباطی باشد: «من به سهم خودم سعی می کنم تا آنجا که امکان دارد، در ایجاد و برقراری این کانال ارتباطی تلاش کنم.»

مهم تر از آن مطلبی بود که جهانگیری از رهبری نقل کرد که نشان از آن داشت او به عنوان رابط مورد تایید است. جهانگیری بعد از آن دیدار گفت: «ایشان گفتند از نظر من مشکلی برای اصلاح طلبان وجود نداشته و الان هم دوست دارند رابطه مستقیمی با ما داشته باشند. از من خواستند که این نقش را ایفا کنم.» 

البته این نخستین بار نبود که جهانگیری دیداری با رهبری به نمایندگی از اصلاح طلبان داشت. بعد از انتخابات 88 و دیدار نمایندگان کاندیداها در 26 خرداد همان سال با رهبری، عملا اصلاح طلبان دیگر دیداری با رهبری نداشتند تا حدود 4 سال بعد یعنی اواخر 91 که خبر ملاقات سه اصلاح طلب با رهبری مطرح شد. آنجا هم اسم جهانگیری همراه با مجید انصاری و موسوی لاری به گوش رسید.

پله پله تا پاستور

اسحاق جهانگیری تا رسیدن به معاون اولی رئیس جمهوری و کاندیداتوری راهی را طی کرده است که به گفته خودش در مناظره ها، راه منطقی و طی کردن پله های مدیریتی از پایین ترین سطوح تا سطح عالی است. او مسئولیت های محلی را در جهاد سازندگی تجربه کرده بود. هشت سال نمایندگی مجلس را در کارنامه خود داشت که در دولت هاشمی، به مقام استانداری رسید؛ دولت خاتمی برایش هشت سال مسئولیت وزارت معادن و صنایع را به همراه داشت. در دولت روحانی هم نفر دوم پاستور شد تا با عنوان معاون اولی رئیس جمهوری برای انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کند.

از همان ابتدا عده ای او را کاندیدای پوششی می دانستند. این حرف به مناظره های انتخاباتی هم کشیده شد تا قالیباف و رئیسی کاندیدا شدن او را زیر سوال ببرند، اما پاسخ او قاطع تر از چیزی بود که نامزدهای اصولگرا انتظارش را داشتند. جهانگیری اگرچه بهترین مدافع دولت در مناظره بود اما در پاسخ به قالیباف گفت که آمده است نماینده جریان اصلاحات باشد. جریانی که هشت سال از تمام مسئولیت ها و کرسی های مدیریتی محروم شده و تریبونی نداشته است؛ «آمده ام تا به عنوان نماینده اصلاح طلبان صحبت کنم.» و وظیفه نمایندگی اش را هم به خوبی ایفا کرد تا رسانه ها و افکار عمومی خیلی زود او را به عنوان کاندیدای بالقوه اصلاح طلبان برای انتخابات ریاست جمهوری 1400مطرح کنند.

پس از دفاعیات جانانه او از دولت یازدهم مقابل کاندیداهای اصولگرا و یادآوری تمام سوء مدیریت ها و بحران های هشت سال تصدی اصولگرایان در پاستور، سرانجام از عرصه رقابت انتخاباتی کنار رفت تا حسن روحانی برای بار دوم به پاستور برود و رویای تک دوره ای شدن او از سوی اصولگرایان هیچ گاه تعبیر نشود.    کدام اختلاف؟
جهانگیری و روحانی در روزهای پساانتخاباتی

انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم که تمام شد، زمزمه هایی از اختلاف میان روحانی و جهانگیری در برخی رسانه ها مطرح شد؛ زمزمه هایی که دست بر قضا بازندگان انتخابات بیشتر از همه بر آتش آن می دمیدند. گرچه روحانی دوباره اسحاق جهانگیری را به عنوان معاون اول منصوب کرد اما میانه همان زمزمه ها، صحبت از استعفای او مطرح شد. خبری که البته رنگ واقعیت نگرفت. ریشه اختلاف هم در رسانه ها، اختلاف نظر در ترکیب کابینه، مخصوصا تیم اقتصادی دولت عنوان شد.

رفتن نهاوندیان و آمدن واعظی هم مزید بر علت شد تا عده ای از افتراق میان روحانی و جهانگیری صحبت به میان آورند چه آن که ترکیب تیم اقتصادی دولت دوازدهم تا اندازه زیادی متاثر از رویکرد واعظی چیده شده بود. با این حال چندی پیش محمود واعظی رئیس دفتر رئیس جمهوری به این شایعات پایان داد و تاکید کرد که «هیچ اختلافی بین آقای جهانگیری با دولت و اعضای دولت وجود ندارد و در این چند ماه ارتباط اعضای دولت با یکدیگر بسیار صمیمی و نزدیک بوده است و به نظر من این حرف ها را نباید جدی گرفت زیرا فردی در سایتی چیزی به ذهنش رسیده و نوشته، شما آن را در جمع مطرح می کنید.»

واعظی در پایان هم اضافه کرد: «به نظرم بین آقای جهانگیری و دولت صمیمیت وجود دارد.» از سوی دیگر فارغ از اظهارنظرها و صد البته برخی اختلاف دیدگاه ها بین اعضای دولت، اسحاق جهانگیری نشان داده است یکی از بازوهای وفادار حسن روحانی در دولت دوازدهم است؛ این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که مخالفان دولت از هیچ تلاشی برای زمین گیر کردن آن دریغ نمی کنند و هر روز با هزار و یک ترفند و اتهام و فرافکنی، نه تنها دستاوردهای دولت را نادیده می گیرند بلکه بحران های تازه برایش به وجود می آورند؛ همان مخالفان در رسانه های شان نظیر کیهان، دست به خبرسازی هایی زدند و مدعی شدند که اصلاح طلبان از جهانگیری خواسته اند از دولت کناره گیری کند.

در این میان جهانگیری در سکانداری مسئولیتی که بر عهده دارد، همان راهی را می رود که می توان از او به عنوان یکی از اصلی ترین پشتیبانان حسن روحانی یاد کرد. او سال گذشته گفته بود حسن روحانی مظلوم ترین رئیس جمهور تاریخ ایران است و حالا خودش کنار او ایستاده است. ایستادن او کنار روحانی، ایستادن بر عهدی است که با او بسته است؛ وگرنه اگر سودای 1400 او را به مناظره های انتخاباتی کشانده بود، شاید بهتر بود که بعد از انتخابات از دولت کناره گیری کند و با همان محبوبیت کسب شده از مناظره ها 4 سال پیش رو را در بهشت بگذراند؛ چه آن که اصلاح طلبان تمام کرسی های شورای شهر تهران را در اختیار گرفته بودند و انتخاب او به عنوان شهردار تهران، کار دشواری نبود؛ آن هم در شرایطی که مسئولیت شهرداری کلانشهر تهران خودش یکی از سکوهای اصلی پرش از بهشت به پاستور بوده است.

روحانی و جهانگیری حالا نزدیک ترین افراد و حتی امروز از برخی وجوه شبیه ترین افراد به هم هستند. هر دو با چالش بازداشت نزدیکان شان (برادر) مواجه شده اند و از این منظر تحت فشار رسانه ای و سیاسی قرار دارند؛ اما مانند دولتمردان قبل از خودشان راه بست نشینی را در پیش نگرفته اند. آنها روزهای سختی در پیش دارند؛ روزهایی که حسن روحانی همچنان در معرض حملات و فشارهای تندروها قرار می گیرد تا دستاوردهای اقتصادی و سیاسی و بین المللی او زیر سوال برود.

روحانی خودش هم می داند که پیروزی اش در هر دو انتخابات سال 92 و 96 مدیون جریان اصلاح طلبی است؛ از این جهت در مواجهه با دلواپسی های جریان های مخالف، نیازمند اتکا به بدنه اجتماعی و پشتوانه هایی همچون اسحاق جهانگیری است. همان روزهایی که صحبت از اختلاف میان جهانگیری و روحانی سر کابینه از سوی برخی محافل مطرح بود، اسحاق جهانگیری خودش تمام قد از کابینه و وزرای پیشنهادی حسن روحانی دفاع کرد و گفت: «کابینه خوبی با حضور مدیران باتجربه و افراد جوان معرفی شده است. این ترکیب نمایانگر دولت کارآمدی برای تحقق وعده های رئیس جمهور خواهد بود که می تواند با چالش های پیش روی دولت مقابله کند.»

حضور او کنار حسن روحانی در انتخابات نیز نه تنها رقابت نبود بلکه مهم ترین نقش حمایتی را ایفا کرد؛ نقشی که مرحوم هاشمی رفسنجانی هم بر آن تاکید کرده بود؛ به طوری که حسینی مرعشی همان موسم انتخابات در مورد دلیل معرفی کاندیدای پوششی گفته بود: «تاکید ما برای آماده بودن در شرایط احتمالی است تا قدرت مانور داشته باشیم. این تحلیل آیت الله هاشمی هم بود. الن هم خوشحالیم که یکی از سیاست های راهبردی ایشان اجرا شده است.»

به هر روی جهانگیری و روحانی مانند دولت یازدهم، در نقش معاون و رئیس، کنار هم سیاست هایی را پیش می برند که در 4 سال گذشته توانست کشور را از بحران های متعدد نجات دهد و به نظر می رسد این مسیر همچنان ادامه دارد.   محمد عطریانفر: جهانگیری عصای دست روحانی است

اسحاق جهانگیری چهره جنجالی انتخابات ریاست جمهوری سال 96 شاید این روزها کمتر موضوع اخبار گروه های سیاسی باشد اما از جمله افرادی است که بسیاری از گروه های سیاسی به فعالیت های او چشم دوخته اند. طی ماه های بعد از انتخابات اخیر اخبار مختلف مربوط به اسحاق جهانگیری به سرعت در صدر خروجی رسانه ها قرار گرفته است. 

درخشش او در انتخابات باعث شد که بسیاری از کارشناسان سیاسی، جهانگیری را به عنوان یکی از کاندیداهای مهم انتخابات بعدی ارزیابی کنند. در همین باره محمد عطریانفر عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی می گوید که آقای جهانگیری به لحاظ شخصیتی و فردی قابلیت های کافی و لازم برای مطرح شدن در موقعیت رئیس جمهوری را دارد. عطریانفر در گفتگوی خود با صدا تاکید می کند که جهانگیری تکیه گاه اصلاح طلبان است و او بوده که به عنوان حلقه وصل اعتدالی ها و اصلاح طلبان در دولت به حسن روحانی کمک کرده است.    کدام اختلاف؟
موقعیت اسحاق جهانگیری را در عرصه سیاست کشور چگونه ارزیابی می کنید؟ بر اساس شرایط موجود پیش بینی شما از آینده سیاسی معاون اول دولت روحانی چیست؟

- ظرفیت شخصی آقای جهانگیری در حد مطرح شدن او برای مسئولیت و موقعیت ریاست جمهوری است. دلایل روشنی هم برای طرح این موضوع در دست هست. برای این می توان اول به اعتبار تجارب ایشان نگاه کرد. تجارب سیاسی مختلفی که ایشان هم به عنوان نماینده مجلس در پارلمان کسب کرده و هم مسئولیتی که در دولت اصلاحات بر عهده داشته است. بخصوص در مقطع اخیر که توانست قابلیت و استعداد خود را در جامعه مطرح کند. از طرف دیگر باید به ویژگی های شخصی ایشان اشاره کرد؛ چرا که آقای جهانگیری به لحاظ شخصیتی و فردی قابلیت های کافی و لازم برای مطرح شدن در موقعیت رئیس جمهوری را دارند.

اما برای این که فردی در انتخابات به موفقیت برسد، به زمینه های دیگری نیز نیاز است؛ آقای جهانگیری در انتخابات گذشته یعنی در سال 96 وقتی خود را در معرض نظر و افکار عمومی قرار داد، شاهد این بودیم که توانایی های شان بازتاب و انعکاس بسیار مناسبی داشت و ایشان مورد تایید قرار گرفت. 

در واقع جامعه، به ایشان پاسخ مثبت داد. در نتیجه می توان گفت که این بستر و آمادگی مورد نیاز برای ایشان فراهم شده است اما به هر حال باید توجه کرد که ما باید برای انتخابات 1400، ظرفیت اصلاح طلبی خودمان را در حوزه رقابتی که جریان رقیب برای ما ترسیم می کند؛ مورد سنجش قرار دهیم و بر این اساس از الان نمی توانیم افق 1400 را مطرح کنیم. از این رو نمی توان گفت که وضعیت برای آقای جهانگیری در آن مقطع به چه شکل خواهد بود.

البته انتظار و توقع از آقای روحانی این بود که بتواند از ظرفیت های آقای جهانگیری برای مدیریت درون تشکیلاتی استفاده کند و همچنین اداره دولت و کابینه را به ایشان واگذار کند و در همین حال خود ایشان به مباحث بیرونی، تقویت اعتماد ملی و تقویت اعتماد بین المللی مشغول باشد.

متاسفانه بر اساس شواهد موجود می توان تشخیص داد که این ماموریت و همچنین ظرفیت برای آقای جهانگیری تعریف نشده است. باید بر اساس این شرایط برای آینده پیش بینی کرد و گفت که اگر آقای جهانگیری قرار است تا سال 1400 در دولت بماند، باید بتواند به عنوان معاون اول رئیس جمهوری و فرمانده اقتصاد مقاومتی عملکرد خود را صریح تر، دقیق تر و مدون تر ارائه کند به گونه ای که برای جامعه قابل درک باشد. هر چند که این وضعیت را خیلی باور نداریم، چون تیم اقتصادی دولت آن طور که مورد انتظار آقای جهانگیری بوده، بسته نشده است و جناب آقای روحانی در محذورات دیگری قرار داشتند.

طبیعی است که اگر این موقعیت برای آقای جهانگیری شکل نگیرد شاید شرایط برای ایشان در سال 1400 سخت تر هم بشود. همچنین باید گفت که تصور ما بر این است که اگر در سال آینده ارزیابی و بررسی روشن تری از وضعیت کابینه نداشته باشیم، شرایط مان در سال 1400 سخت تر هم خواهد شد. از این جهت توصیه می شود که اصلاح طلبان برای 1400 حداقل از سال آینده در فکر و اندیشه این باشند که گزینه قابل قبول شان را مطرح کنند. گزینه ای که بتواند هم وجاهت ملی داشته باشد و هم از ظرفیت شخصی برخوردار باشد. 

ضمن این که این فرد هم نقش و هم قدرت کافی برای ایجاد تعامل با حوزه های دیگر قدرت کشور را داشته باشد. اصلاح طلبان باید این گزینه را پیدا کنند و برای آینده روی آن سرمایه گذاری کنند. در چنین وضعیتی آقای جهانگیری یکی از مهم ترین ظرفیت ها است و باید روی آن تاکید کرد.

خبرهایی منتشر می شود مبنی بر این که نقش اسحاق جهانگیری در دولت کمرنگ شده است. آیا می توان گفت صرفا این اخبار برای ضربه زدن به دولت آقای روحانی و اصلاح طلبان است؟

- شما نباید برای انتخابات یک شخصیت و چهره موثر خود را اسیر اظهارنظرهای مختلف کنید. البته ما نباید رفتارمان ناخواسته باشد و به این که رقیب و مخالفان جریان اصلاحات، تصویرسازی منفی علیه معاون اول رئیس جمهوری انجام می دهند واکنش نشان دهیم. نباید وقت خودمان را صرف این مباحث کنیم. باید تلاش کنیم که از این اظهارات بیهوده پرهیز کنیم. باید فارغ از این باشیم که رقیب مان چه می کند و چه کسانی در مقام تخریب هستند و چه خواهند کرد.

منطق حضور فعال سیاسی، سامان یافته و شرافتمندانه این است که جریان اصلاحات بتواند گزینه مطلوب خود را دنبال کند؛ گزینه ای که برای تامین مصالح ملی و مردم نقش آفرین باشد و بتواند زندگی آرام، معیشت سالم و همچنین اقتصاد رو به رشدی را برای کشور به دست آورد. گزینه ای باشد که قوام و استقامت ایران را در حوزه مباحث منطقه ای و جهانی دنبال کند. به صرف این که فلان گروه و فلان شخص اظهار نظر کرده است، نباید رفتار کنیم. این گفتگوها یک رفتار انعکاسی است که طبعا در حوزه تدابیر سیاسی ما نباید تاثیرگذار باشد.    کدام اختلاف؟
برخی رسانه ها بخصوص مخالفان دولت مدعی شده اند که اصلاح طلبان برای ماندن جهانگیری در عرصه سیاست خواستار کناره گیری او از دولت هستند؛ هدف از این اخبار چیست؟

- تصاویری که امثال روزنامه کیهان به دست می دهند نباید ما را دچار دست انداز کنند. ما از روزنامه کیهان انتظاری جز تخریب نداریم. نباید خیلی تحت تاثیر فضاسازی ها و رفتارهای شکننده روزنامه کیهان باشیم. جهت گیری هایی که روزنامه کیهان دارد، بیشتر به این سمت است که تعادل حوزه اصلاحات را به هم بریزد اما اصل موضوع تداوم حضور آقای جهانگیری در دولت است، موضوعی است که به هر حال دور از ذهن نیست و باید درباره آن مطالعه شود.

من فکر می کنم که موقعیت آقای جهانگیری در دولت تثبیت شده است و ایشان مورد احترام اکثر قریب به اتفاق وزرا است. همچنین آقای رئیس جمهوری ایشان را در این موقعیت به رسمیت می شناسد و برای آقای جهانگیری اعتبار قائل است. آقای جهانگیری هم تمام تلاش خود را در راستای اهداف دولت به کار می گیرد.

اما فراتر از اینها، اعتمادی است که مقام معظم رهبری به آقای جهانگیری دارند و مشخصا به عنوان فرمانده اقتصاد مقاومتی، ماموریت هایی را مستقیما برای آقای جهانگیری تعریف کرده اند و ایشان تمام توانش را به کار خواهد بست که در موقعیت معاون اولی در دولت بتواند چشم انداز موفقی را از عملکرد خودش عرضه کند. این که توصیه شود که ایشان دولت را ترک کند یا نه، موضوعی نیست که امروز روی آن تاکید کنیم.

فکر می کنید که آقای جهانگیری چقدر برای دولت کارکرد داشته است؟

- آقای جهانگیری عصای دست آقای روحانی است. می توان گفت که او رکن بسیار موثر دولت است. در واقع مایه دوام و بقای توفیقاتی که دولت تا به امروز داشته است با نقش آفرینی آقای جهانگیری بوده است. اگر شما بخواهید در دولت چندین نفر را به عنوان شاخص های توسعه و موفقیت نام ببرید، باید توجه کنید به نام آقای جهانگیری، دکتر هاشمی، آقای زنگنه و یا آقای ظریف و برخی وزرای دیگر تحت تاثیر تدابیر، سیاست ها و تدابیر مدیریت اقتصادی که آقای جهانگیری ترسیم کرده اند در دولت نقش آفرینی داشته اند.

نقش مهم موفقیت های اقتصادی دولت بر عهده آقای جهانگیری است. موفقیت های دولت و ثبات موجود بی شک محصول تلاش آقای جهانگیری در مقاوم معاون اول رئیس جمهور بوده است. فراموش کردن این نقش ممکن نیست. علاوه بر این باید بر صلاحیت ذاتی ایشان تاکید کنیم. فراتر از موقعیتی که ایشان در بخش اقتصادی دولت دارد و با آن شناخته می شود، در حوزه مسائل مدیریت منطقه ای و ملی هم صاحب سبک و نظر هستند. ما دولت آقای روحانی را فقط با آقای روحانی نمی شناسیم بلکه این دولت با حضور آقای جهانگیری شناخته شده است.

به نظر شما آقای جهانگیری چقدر کمک حال اصلاح طلبان بوده است؟

- آقای جهانگیری تکیه گاه اصلاح طلبان است. ظرفیتی که آقای روحانی به آن تکیه کرده به جریان اصلاحاتی وابسته است که خودش در حال حاضر تکیه گاهی به نام آقای جهانگیری دارد. ایشان به عنوان حلقه اتصال حوزه اعتدال با اصلاح طلبان در ثبات و همکاری سیاسی این دو جریان نقش مهمی داشته است. 

آقای جهانگیری شخصیتی است که از ابتدای تعریف ماموریت اش در دولت اعتدال روز به روز توانسته بیشتر توانمندی و محبوبیت خود را درون جریان اصلاحات و نزد نحله های فکری مختلف تقویت کند و امروز همه گروه های سیاسی که ذیل اصلاح طلب و دوم خرداد تعریف می شوند، روی آقای جهانگیری اجماع نظر دارند؛ این سرمایه بزرگی است که خود ایشان نقش مهمی در شکل گیری اش داشته است.

به نظر شما در آینده چقدر هجمه ها علیه آقای جهانگیری شدت پیدا می کند؟

- نباید انتظار داشته باشیم که جریان رقیب از تخریب و دست انداز سازی برای چهره های موثر درون قدرت اصلاح طلبان همچون آقای جهانگیری دست بردارند. ذهن ما نباید تحت تاثیر جنگ روانی رقیب قرار بگیرد. باید جنبه های اثباتی خود را تقویت کنیم. اگر جهانگیری به عنوان شاخص ترین چهره و کاندیدا برای انتخابات ریاست جمهوری آینده ایران مطرح باشد، حتما رقبا و مخالفان به خصوص بخش های تندرو، جهت گیری تخریبی خود را علیه او تقویت خواهند کرد و نباید جز این انتظار داشته باشیم.   حسین مرعشی: هماهنگی روحانی و جهانگیری برقرار است

اختلاف اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهوری، با دولت به دغدغه این روزهای نه اصلاح طلبان که اصولگرایان تبدیل شده است. داستان جدیدی که موجب شده مخالفان بر طبل اختلاف اصلاح طلبان و حامیان دولت بکوبند. حسین مرعشی، عضو شورای مرکزی کارگزاران، این موضوع را ابزاری عنوان می کند که مخالفان و شکست خوردگان تلاش می کنند به وسیله آن به مردم ثابت کنند که انتخاب شان اشتباه بوده است. مرعشی تاکید دارد که فعلا وقت همکاری و استفاده از امکانات موجود ایران برای خدمت به مردم است و وقتی زمان رقابت شد، آنگاه به رقابت خواهیم پرداخت.    کدام اختلاف؟
موقعیت معاونان اول در دولت های مختلف بعد از انقلاب به چه صورت بوده است؟ نقش جهانگیری در دولت های یازدهم و دوازدهم چطور بوده است؟ آیا نقش ایشان در دولت دوم روحانی تغییر کرده است؟

- بعد از تغییر قانون اساسی در سال 67 نظام ما از پارلمانی به ریاستی تغییر کرد؛ یعنی قبل از آن در دهه اول انقلاب اولین تجربه جمهوری اسلامی سیستم پارلمانی بود که نخست وزیر، گرچه با معرفی رئیس جمهور، از درون پارلمان بیرون می آمد و رئیس جمهور نقش تشریفاتی داشت و نخست وزیر ریاست دولت را بر عهده داشت.

بعد از تغییری که در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی بعد از 10 سال تجربه به وجود آمد، نظام به نظام ریاستی تبدیل شد؛ یعنی رئیس جمهور، رئیس کابینه شد. ولی از آنجایی که در برخی کشورها نخست وزیر وجود دارد و ما همسطح آن را در کشور نیاز داشتیم، پست معاون اولی شکل گرفت.

یکسری کارها هم هست که رئیس جمهور باید آنها را به یک معاون کل و معاون هماهنگ کننده ارجاع دهد. در نتیجه در قانون اساسی معاون اول پیش بینی شد. اولین تجربه معاون اول مربوط به دولت اول مرحوم آیت الله هاشمی است که در آن رئیس جمهور شخصا اداره کشور را در اختیار گرفته بود. و نقش معاون اول در واقع نقش اداره دبیرخانه ای دولت بود که بر عهده آقای حبیبی گذاشته شده بود.

دولت را به معنی کمیسیون های دولت و دبیرخانه دولت، تصویب مصوبات دولت و اینها را معاون اول بر عهده داشت اما عملا سکانداری کشور با خود رئیس جمهور بود. تمام شوراهای عالی از جمله شورای اقتصاد و شورای عالی امنیت ملی، شورای انقلاب فرهنگی، شورای عالی ورزش و شورای عالی مناطق آزاد و توسعه صادرات به ریاست رئیس جمهوری تشکیل می شد و دوره بعد از آقای هاشمی و در دوره اول آقای خاتمی همین سبک و سیاق ادامه پیدا کرد و در پست معاون اولی هم آقای دکتر حبیبی مسئولیت خود را ادامه دادند و آقای خاتمی باز خودشان دولت را کنترل می کردند و تمام شوراهای عالی به ریاست آقای خاتمی تشکیل می شد و معاون اول همان نقش دبیری دولت را بر عهده داشت.

در دولت دوم آقای خاتمی دکتر عارف مشغول شدند. آقای عارف تا حدودی توانستند نقشی فراتر از آقای حبیبی داشته باشند. بخشی از جلسات هیات دولت را آقای عارف اداره می کردند اما همچنان شورای عالی در حوزه رئیس جمهوری بود و به ریاست آقای خاتمی تشکیل می شد.

در دوره آقای احمدی نژاد دولت چندان از نظم و انضباط خاصی برخوردار نبود و من هم در دولت نبودم و بنابراین نمی توانم نقش معاون اول در این دولت را تشریح کنم. در دوره اول آقای روحانی، آقای روحانی چون تجربه شان بیشتر در شورای عالی امنیت ملی و مجلس بود، ترجیح شان این بود که معاون اول نقشی فراتر را بر عهده گیرد؛ لذا آقای جهانگیری در دولت اول آقای روحانی یعنی دولت یازدهم نقشی فراتر از معاون اول در دولت های قبلی بر عهده داشت. مثلا تمام شوراهای عالی به جز شورای عالی انقلاب فرهنگی و امنیت ملی از شورای عالی اقتصاد، شورای اشتغال، شورای توسعه صادرات همه با ریاست معاون اول تشکیل شد و ایشان در اداره دولت نقش برتری نسبت به معاونان اول دولت های قبل ایفا کردند.

در دولت دوم آقای روحانی، آقای جهانگیری در انتخابات ریاست جمهوری به عنوان کاندیدا حضور پررنگ تر و جدی تری پیدا کرد. این حضور پر رنگ انتظاراتی ایجاد کرد که آقای جهانگیری نقش وسیع تری در دولت دوازدهم داشته باشد. این مواجه شد با این که آقای روحانی با 4 سال تجربه ای که داشتند خودشان در پاره ای مسائل که علاقه مند بودند ورود کنند. طبیعی است که معاون اول در حوزه هایی که رئیس جمهور صلاح می داند ورود می کند و در واقع نقش کمک کننده دارد.

امروز نقش آقای روحانی در اداره دولت افزایش پیدا کرده است ولی همچنان آقای جهانگیری نقش پررنگی دارد و هنوز اکثر جلسات شوراهای عالی به همین سیاق قبلی به ریاست آقای جهانگیری تشکیل می شود و ایشان در دولت نقش دارند. روابط آقای جهانگیری  با آقای روحانی مثل دوره قبل همچنان صمیمانه است و هماهنگی ها همچنان برقرار است. 

آنچه در فضای مجازی به آن دامن زده شده، بزرگنمایی یک امر کاملا طبیعی است. چون رئیس جمهور در دوره دوم به لحاظ تجربه ای که از دور اول به دست می آورد خودش نقش پررنگ تری ایفا می کند، بنابراین این که این مسئله در فضای مجازی به عنوان جدایی آقای جهانگیری از دولت تلقی شده، درست نیست. آقای جهانگیری روابط صمیمانه ای با آقای روحانی دارند. همچنین این روابط صمیمانه با سایر اعضای دولت و کابینه هم وجود دارد و این مجموعه ای که مکمل هم هستند، برای اداره کشور با یکدیگر همکاری می کنند.    کدام اختلاف؟
خبر کم شدن نقش جهانگیری در دولت در فضای مجازی از سوی چه جریانی دنبال می شود؟

- هم دوستان اصلاح طلبی که از شرایط عمومی کشور نارضایتی دارند و هم اصولگرایان به این موضوع پرداختند ولی ما باید یاد بگیریم که همکاری های خود را افزایش دهیم. اینکه همیشه از هم جدا بشویم و از هم فاصله بگیریم راه اداره صحیح کشور نیست. راه صحیح کشور همکاری و هم افزایی نیروهاست. ما باید این ار تمرین کنیم. قرار نیست آقای جهانگیری استقلال خود را نداشته باشد. قرار نیست وزرا و دیگر اعضای دولت شخصیت های مستقل خود را نداشته باشند. قرار است یکسری شخصیت کاملا مستقل و مفید و قوی در قالب یک نظام اداری پیشرفته با هم همکاری داشته باشند. امروز این محقق شده است. به نظر من دولت آقای روحانی دولت منسجمی است و بر امور کشور تسلط دارد و معاون اول کمک کار ایشان هستند و بقیه نهادهای دولت هم کار خود را می کنند و بهتر است ما اینها را به همکاری و هم افزایی با هم تشویق کنیم.

جدایی جهانگیری از دولت و فاصله گرفتن ایشان از روحانی به نفع کدام گروه است؟

- نمی شود گفت به نفع کدام گروه تمام می شود. ما به عنوان حزب کارگزاران به عنوان بخشی از اصلاح طلبان به سایر دوستان اصلاح طلب بر چند نکته تاکید می کنیم؛ اول این که باید همچنان حامی رئیس جمهور و حامی دولت منبعث از رأی مردم باشیم و حتما بر حضور آقای جهانگیری و سایر دوستان مان در دولت به عنوان یاران صدیق آقای دکتر روحانی تاکید داریم و می گوییم همه باید به آقای روحانی کمک کنیم. 

ما فکر می کنیم مجموعه قوای سه گانه کشور هم همانطور که در ماه های اخیر جلساتی را برای هماهنگی بیشتر برگزار می کنند، باید همکاری داشته باشند. همه اینها باید در یک فرآیند کلی ذیل سیاست های کلی نظام که توسط رهبر معظم انقلاب ابلاغ می شود به امور کشور بپردازند.

واقعیت این است که امروز کشور نیازمند تصمیمات مهم است. این تصمیمات مهم جز با یک دولت منسجم و هماهنگی در مجموعه قوای سه گانه و در قالب همکاری قوای سه گانه با نهاد بسیار ارزشمند رهبری محقق نمی شود. اگر کسی امروز دلسوز کشور، مردم و نظام باشد باید همه دوستانی را که در مجموعه نهادهای مختلف هستند دعوت به همکاری و هم افزایی کند. پرداختن به هر مسئله اختلافی و ارائه تحلیل های مختلفی که به واگرایی در درون دولت می انجامد به نفع کشور نیست. هر چیزی که منجر به واگرایی دولت و مجلس شود به نفع مردم و شکور نیست. این که در انتخابات 1400 چه باید بکنیم تا آن سال راه زیادی در پیش داریم. ما فعلا انتخابات مجلس را در پیش داریم و فضای سیاسی ممکن است تغییرات مختلفی داشته باشد. هر نوع ائتلافی می تواند به وجود بیاید و می تواند بشکند و دلیلی ندارد از الان درگیر مسائلی از این دست شویم. به موقع باید رقابت و به موقع همکاری کرد؛ الان وقت همکاری است.

جناح رقیب از این موضوع استقبال زیادی کرده و در رسانه های خود آن را به شدت پیگیری می کند و جدی تر نشان می دهد، به نظر شما هدف شان از این رفتار چیست؟

- آنها که دل شان می خواهد شکست های خود را با ناکارآمدی ما موجه کنند، می خواهند به مردم بگویند که این افرادی که شما انتخاب کرده اید کارآمدی لازم را ندارند. در مقابل می گوییم که اتفاقا ما کارآمدی داریم، با هم خواهیم بود، با هم همکاری خواهیم کرد، به مردم خدمت خواهیم کرد و دوستان و رقبای ما، شما هم اگر می خواهید مردم به شما رأی دهند به فاز خدمت به مردم بروید.

روزنامه کیهان هم چند روز پیش نقدی نوشته بود که اصلاح طلبان با توجه به کارنامه روحانی و برای بقای خود در سیاست قصد دارند تا در انتخابات 1400 از جهانگیری حمایت کنند و بر همین اساس از ایشان خواسته اند تا از معاون اولی دولت استعفا دهد و جدا شود. شما به عنوان عضوی از کارگزاران از این موضوع مطلع هستید؟

- بحث های مربوط به 1400 بحث های زودهنگام است، هیچ تصمیمی برای 1400 نمی توانیم بگیریم. فعلا همه همت خود را باید در شورای شهر، شهرداری و در دولت صرف کنیم و همه امکاناتی که امروز در اختیار ما هست را برای پیشبرد و پیشرفت اهداف کشور به کار ببریم. این که هنوز رقابتی به اتمام نرسیده به رقابت جدیدی فکر کنیم که کار کشور درست نمی شود. امروز سیاست روشن اصلاح طلبان خدمت کردن به مردم با استفاده از ابزارهای دولت، شوراها و شهرداری ها است. فکر می کنیم الان زمان، زمان همکاری است و به موقع هم رقابت خواهیم کرد.

به نظر شما اصلاح طلبانی که خارج از دولت هستند با چه مکانیسم هایی می توانند به جهانگیری که در داخل دولت است کمک کنند تا اهدافی را که برای دولت و اصلاح طلب ها وجود دارد پیگیری کنند؟

- اصلاح طلبان بیرون از دولت در بخش های مدنی، فرهنگی، اقتصادی می توانند به اداره موسسات، تاسیس موسسات جدید، ایجاد اشتغال و تحرک در فضای اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی کشور به دولت کمک کنند.   مرتضی مبلغ: استعفای جهانگیری از دولت تله تندروهاست

مرتضی مبلغ معاون سیاسی دولت اصلاحات در تحلیل خود از اسحاق جهانگیری می گوید که او در این انتخابات دو ویژگی روحیه ایثار و روحیه حضور شجاعانه و پیروزمندانه در مقابل مخالفان را از خود به جای گذاشت. مبلغ همچنین درباره نقش جهانگیری در دولت معتقد است که آقای جهانگیری به لحاظ شخصیت و نوع تعاملاتی که در سپهر سیاسی کشور و دولت به خصوص دارد؛ می توانست و می تواند در برقراری تعاملات سازنده بین دولت با بدنه اجتماعی و گروه های سیاسی و فعالان مختلف سیاسی خیلی موفق باشد، کما این که قبلا هم در این امر موفق بوده است. در ادامه مشروح گفتگوی ما با مرتضی مبلغ را درباره اسحاق جهانگیری می خوانید.    کدام اختلاف؟
تحلیل شما از موقعیت سیاسی اسحاق جهانگیری چیست؟

- آقای جهانگیری در درجه اول معاون اول رئیس جمهور است، اما معاون اولی که پشتوانه های موفق، ارزشمند و خوبی را پشت سر خود دارد. آقای جهانگیری ا زهمان ابتدا که در عرصه سیاست کشور ما وارد شد، مدیریت موفقی را از خود به نمایش گذاشت. او هم در کارش موفق بوده و هم توانسته بسیار اهل تعامل باشد. آقای جهانگیری با اخلاق و با شخصیت بودن را طی دوره های مختلف از خود نشان داده و همینطور اهل جوانمردی بوده است.

در واقع آقای جهانگیری با این پشتوانه به پست معاون اولی رئیس جمهور رسیده است، در حالی که ممکن است فردی تا مقام دوم اجرایی کشور هم بالا بیاید ولی این پشتوانه ها را نداشته باشد. به هر حال اینها یک مزیت مهم برای فردی مثل آقای جهانگیری محسوب می شود؛ آقای جهانگیری در مبارزه های انتخاباتی دو نماد مهم از خودش به جا گذاشت و توانست که بسیار موفق ظاهر شود.

اول اینکه آقای جهانگیری توانست روحیه و جنبه ای از شخصیت خود را در معرض عموم قرار دهد که به اعتقاد من تا الان مکتوم مانده بود. من تا حالا جنبه های دیگری را از ایشان می شناختم  که در این انتخابات این جنبه هم به آن اضافه شد. در واقع ایشان توانست خیلی شجاعانه، خیلی فنی و تخصصی وارد رقابت ها شود. ایشان توانست حقایق را بگوید. کسانی که مخالف دولت بودند و تهاجم گسترده ای را علیه دولت و آقای روحانی تدارک دیده بودند با آقای جهانگیری مواجه شدند و ایشان توانست خیلی موفق و شجاعانه با آنان مقابله کند.

نکته دوم درباره ایشان این است که ایثار کرد. در حالی که از همان ابتدای کار مشخص بود که ایشان کاندیدای اصلی نیست، هم خود ایشان و هم دیگران این موضوع را می دانستند. در واقع او آمد که راه آقای روحانی را هموار کند. آقای جهانگیری آمد که راه انتخاب اصلاح طلبان را هموار کند و به عنوان یک اصلاح طلب در عرصه حاضر شد. ایشان ایثار خوبی از خودش به نمایش گذاشت. کمتر کسی در آن مقطع حاضر می شد که به این شکل وارد عرصه بشود. با این ایثار روحیه ای دیگر که از ایشان مکتوم مانده بود برای دوستان و حتی اطرافیان ایشان و همچنین برای جامعه شناخته شد و این سرمایه ای به سرمایه های آقای جهانگیری افزود.

برخی موضوع اختلاف بین رئیس جمهور و جهانگیری را مطرح می کنند؟ به نظر شما این موضوع چقدر صحت دارد؟

- من چنین چیزی را صحیح نمی دانم. چون نه بین ایشان و اصلاح طلبان زاویه پیدا شده است و نه بین ایشان و آقای روحانی. فکر می کنم موضوعی که منبع این شایعات شده به تغییر نقش آقای جهانگیری در دولت بر می گردد. آقای جهانگیری در دولت اول آقای روحانی در سیاست های دولت و همچنین در بخش انتصابات از جمله تعیین استانداران نقش موثرتری داشت و می توان گفت که نقش بیشتری داشته است ولی در دوره اخیر از این جهت نقش آقای جهانگیری کمرنگ تر شده است.

این که علتش چه بود، دلایل متعددی دارد ولی به طور عمده درباره تعیین استانداران در این دوره نقش محوری و یگانه ای را علاوه بر وزارت کشور، آقای واعظی به عنوان رئیس دفتر رئیس جمهوری به عهده گرفته است. در مورد انتصابات که این اتفاق افتاد، به دنبالش این شایعات هم شکل گرفت. البته به نظرم کار درستی هم نبود. شایسته بود که شخصیتی مثل آقای جهانگیری نه تنها نقشش را ادامه بدهد، که نقش او موثرتر و جدی تر هم بشود چون ایشان می توانست فرد خیلی باتجربه تر و موفق تر و موثرتری در سپهر سیاسی برای دولت باشد. به نظر من این خطایی بود که اتفاق افتاد و آن شایعاتی که مطرح شده است به خاطر این مسئله بود، ولی به نظر من زاویه ای بین ایشان با اصلاح طلبان پیدا نشده است.    کدام اختلاف؟
بر اساس این موضوع هم برخی می گویند که بین آقای جهانگیری و واعظی اختلافاتی پیدا شده است.

- من نمی دانم که پشت صحنه چنین اختلافی وجود دارد یا نه، باید قضاوت درباره این موضوع را بر عهده واقعیت گذاشت. اما حداقل می توان گفت که آقای واعظی وجود چنین اختلافاتی را تکذیب کرده است. به هر حال اینکه بین شان اختلافی به وجود آمده است یا نه، من اطلاعی ندارم.

به نظر شما مهم ترین کار ویژه آقای جهانگیری برای دولت چه بوده است؟

- معاون اولی رئیس جمهور جایگاه خیلی مهمی است، به خصوص در تنظیم مناسبات دولت، تنظیم مناسبات بین وزرا و همچنین وظایف قانونی که بر عهده این مقام مهم است. بالاخره این مقام نفر دوم اجرایی دولت است ولی جدای از این مسئولیت ها، آقای جهانگیری به لحاظ شخصیت و نوع تعاملاتی که در سپر سیاسی کشور و دولت به خصوص دارد؛ می توانست و می تواند در برقراری تعاملات سازنده بین دولت با بدنه اجتماعی و گروه های سیاسی و فعالان مختلف سیاسی خیلی موفق باشد، کما این که قبلا هم در این امر موفق بوده است و در ادامه می تواند چنین موفقیتی را نیز به دست بیاورد. البته به شرط این که فضای بیشتر و مناسب تری در اختیارش قرار بگیرد.

فکر می کنید که او توانسته به اصلاح طلبان کمک کند؟

- هر کسی به سهم خودش فعالیت می کند؛ آقای جهانگیری هم در حد وسع و توانش تلاش کرده و تا جایی که از دستش بر آمده کار انجام داده است. ولی خب می دانید که شرایط کشور شرایط سختی است و مشکلات بسیار زیاد است. تعارض ها در کشور ما زیاد است. باید توجه کرد که فشارهایی به دولت وارد نمی شود و کارشکنی های تندروها در کشور موانعی را ایجاد می کند و چندان اجازه نمی دهد که کارهای آنچنانی انجام شود، ولی همه در حد وسع شان تلاش می کنند، از جمله آقای جهانگیری.

اینکه گفته می شود آقای جهانگیری برای بقا در عرصه سیاست باید از دولت جدا شود به نظر شما توضیح صحیحی است؟

- من فکر کنم اولین بار این موضوع را آقای ابطحی مطرح کرد که صرفا نظر شخصی ایشان بود. شاید رسانه های اصولگرا هم به استناد حرف ایشان آن را مطرح کرده باشند. ولی مطلقا طرح این موضوع ربطی به موضع اصلاح طلبان ندارد و اگر نظری در این باره بوده صرفا نظر شخصی ایشان بوده است و چنین بحثی به هیچ وجه میان اصلاح طلبان مطرح نشده است که آقای جهانگیری بخواهد کناره گیری کندت و از دولت بیرون بیاید.

اگر هم رسانه های اصولگرا روی این موضوع مانور می دهند در واقع در ادامه عملیات روانی خود این کار را انجام می دهند و تله آنهاست. آنان می خواهند اختلاف بین اصلاح طلبان را به جامعه القا کنند اما این دو موضوع ربطی به هم ندارند. 

این که گفته می شود آقای جهانگیری باید کناره گیری کند ربطی به موضوع دیگری ندارد. هر کسی وظیفه ای دارد که الان ایشان هم معاون اول رئیس جمهور است و دارد کار خودش را انجام می دهد. ایشان باید وظیفه خود را به خوبی انجام دهد و هر کسی که وظیفه خود را به خوبی انجام دهد، مردم قدرش را می دانند و زحماتی را که کشیده فراموش نمی کنند.

در واقع مسیر صحیح این است که هر کسی فرصتی برایش به وجود آمد باید گرهی از گره های مردم باز کند و سنگی روی سنگ سازندگی کشور بگذارد و صادقانه و با همت تمام تلاش کند.

بعد از انتخابات اخیر ریاست جمهوری آقای جهانگیری جایگاه ویژه ای در افکار عمومی پیدا کرد. فکر می کنید او با این عقبه با چه چالش هایی روبرو باشد؟

- زود است که بخواهیم درباره آینده سیاسی افراد در افق 1400 قضاوت کنیم، یا این که بگوییم اصلاح طلبان می خواهند برای 1400 چه کاری انجام دهند. سپهر سیاسی ایران خیلی رنگارنگ است و تنوع زیادی دارد. فضای سیاسی در جامعه ایران هم به شدت سیال است. در واقع شرایط نرمال بسامانی وجود ندارد که در آن فضای سیاسی شکل بگیرد که احزاب فراگیر و با استاندارد باشند که بتوان پیش بینی انجام داد درباره این که چه کسی چگونه عمل و رفتار کند. ورود به این مسائل خیلی امر سازنده ای نیست و در هر شرایطی متناسب با مقتضیات و ضرورت هایی که وجود دارد باید صحبت کرد. 

 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top