مدرسه علیه جامعه

عباس کاظمی

وکیل ملت: مدرسه امروزه ، چیزی را آموزش می دهد که به کل جدای از آن چیزهایی است که کودک و نوجوان برای زندگی عادی بدان نیاز دارد.

تاریخ انتشار: 26دي1396|21:04

مدرسه علیه جامعه
| کد خبر: 254558

🔻دانش آموزان و خانواده های آنها مرتب فرزندان خود را  در کل مدارس کشور مورد مقایسه قرار می دهند، کودکان از همان ابتدا با مفهوم رتبه، مقایسه، پایین تر و بالاتر بودن ، حسادت، احساس یآس یا حس برتر بودن پیدا می کنند.


🔻 ما به سمتی می رویم که بچه‌های ما حتی فرصت  آزاد برای کتاب خواندن  در حوزه‌های دلخواه را هم نخواهند داشت.
🔻 فیلم کلمات و تصاویر  محصول 2013 داستان دو معلم است با دانش آموزانش، یکی هنرمند و معلم نقاشی مدرسه است که از رماتیسم رنج می برد و دیگری شاعر و معلم ادبیات که با مساله  اعتیاد به الکل درگیر است. نوعی نبرد فکری بین این دو در می گیرد که کدام  ابزار، برای تربیت و آموزش موثرتر هستند  کلمات یا تصاویر؟ بخش مهم داستان این است که این  درگیری و تنش میان کلمات و تصاویر پای عشق را به میان می کشد. کلمات و تصاویر نیرومندند آدمها را عاشق و دگرگون می کنند،  آدمها را دچار خود می کنند. 

به این معنا، بیراه نیست اگر بگوییم که سروکار مدرسه باید با کلمات و تصایر باشد و نه اعداد!  کلمات و تصاویر ابزار انتقال معنا و پیام هستند. مدارس نیز قرار است از طریق همین عناصر فرزندان را جامعه پذیر کنند.  اما مدارس در ایران هم کلمات و هم تصاویر را از ما گرفته اند. ما را در دنیای تست و کنکور و رتبه و رقابت و حسادت و نظایر آن قرار می دهند. وقتی پای کلمات و تصاویر وسط می‌آیند پای احساسات ، دانش و خلاقیت هم به میان می آید. اعداد از ما متابعت می‌خواهند و از ما میخواهند که خلاقیتمان را کنار بگذاریم و فقط گوش دهیم. از بر کنیم و سپس همانها را تکرار کنیم!

🔻 درنتیجه ما قدرت انتقال معنا و پیام را از دست داده‌ایم و توانمان برای گفت و گو با یکدیگر کاهش یافته است. سیستم کنکوری به جای پرورش خلاقیتها از طریق کلمات و تصاویر، به پرورش رقابت و حسادت از طریق رتبه بندی عددی پرداخته است. برای کسانی که پایین رتبه اند نوعی حس حقارت ، خنگی و عقب ماندگی ایجاد کرده و برای بالارتبه ها نوعی حس کاذب نخبگی و سپس نارضایتی و مهاجرت از کشور.


🔻 این است که می توانیم ادعا کنیم که مدرسه به بلوغ جامعه کمکی نکرده و آدمهایی به غایت کوچک و سبک مغر تحویل جامعه داده است. آدمهایی که صرفاً رقابت در عین حسادت را یاد گرفته اند، آمهایی که دائما دیگران را پایش می کنند و موفیقتهای یکدیگر را تحقیر می کنند. آدمهایی که پیشرفت دیگران را به عنوان مانعی برای پیشرفت خود می بییند. این چیزی است که مسیر توسعه کنکوری برای ما ایجاد کرده است. مگر نه اینکه کسی که رتبه مشخصی را کسب می کند مانند این است که جایی نشسته است که دیگری را از آن جایگاه باز داشته است!  


🔻نظام آموزش و پرورشی که فرتوت تر از آن به نظر می‌رسد که به سرعت تغییرات جامعه امروز نزدیک شود. هرچند آموزش و پرورش ما قواعد آموزش و کتابهای درسی را به صورتی مستمر تغییر می‌دهد اما چیزی که از آن غفلت می‌کند تغییر کلیت نظام آموزش و پرورش و در واقع تغییر نگرش و تربیت مجدد آموزگاران آن است.


🔻زمان آن رسیده است که با مدرسه و با آنچه آموزش و پرورش نام گرفته است مبارزه کنیم. ببینیم مدارس با فرزندان ما و آینده آنها چه می کنند؟
🔻  مدرسه باید از دنباله روی کنکور  و از نخبه سازی های جعلی دست بردارد.  باید به خانواده ها  از توهم نخبه بودن فرزندانشان هشدار دهیم. مدارس ما کاملاً به ویروس نخبه سازی های موهوم و  رقابتهای بی معنای کنکوری آلوده شده‌اند.
 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top