تاریخ انتشار: 29دي1396|01:25

| کد خبر: 254823

دختر 35 ساله بودم و فرصت ازدواج نداشتم تا اینکه همراه مازیار در اتاق مسافرخانه دستگیر شدم و!

وکیل ملت: همه خواهران و برادرانم ازدواج کرده بودند اما من هیچ وقت خواستگاری نداشتم این تنها مشکلی بود که به شدت آزارم می داد. همه افکارم در این باره متمرکز شده بود و من جز آن که بتوانم ازدواج کنم به چیز دیگری نمی اندیشیدم تا این که ...

دختر 35 ساله که به اتهام فرار Escape از منزل و ارتباط با جوانی غریبه در یک مسافرخانه دستگیر شده بود، وقتی متوجه شد جوان همراه او فردی سابقه دار است و تاکنون 2 بار دیگر به طور مخفیانه ازدواج کرده است درحالی که اشک می ریخت به کارشناس اجتماعی کلانتری گفت: 2 برادر بزرگ تر و 3 خواهر کوچک ترم ازدواج کرده اند و زندگی آرامی دارند من هم پس از آن که در یکی از رشته های زیرمجموعه پزشکی از دانشگاه دانش آموخته شدم برای کار در یکی از بیمارستان های شمال کشور ثبت نام کردم و مدتی بعد در همان بیمارستان استخدام و مشغول کار شدم. با توجه به این که دوران آموزشی تحصیلی را هم در آن بیمارستان گذرانده بودم بسیاری از همکاران رابطه خوبی با من داشتند و من از این که روی پای خودم ایستاده بودم خیلی خوشحال بودم و زندگی خوبی را کنار پدر و مادرم تجربه می کردم و در واقع عصای دست پدر بازنشسته ام بودم اما تنها چیزی که خیلی آزارم می داد این بود که هیچ گاه کسی از من خواستگاری نکرد.

من از این که خواهران کوچک ترم ازدواج کرده بودند شادمان بودم ولی نمی دانستم چرا تاکنون کسی به من ابراز علاقه نکرده است. روزگار به همین ترتیب سپری می شد تا این که مدتی قبل با «مازیار» آشنا شدم. او از دوستان شوهر خواهرم بود و به منزل ما رفت و آمد می کرد. در یکی از روزهایی که او به خانه ما آمده بود و سراغ برادرم را می گرفت کسی در خانه نبود.

در همین فرصت «مازیار» شماره تلفنش را به من داد تا آن را به برادرم بدهم من که می دانستم این کار فقط یک بهانه است چرا که برادرم شماره او را داشت احساس کردم «مازیار» به من علاقه مند شده است به همین خاطر من هم در فرصت های مناسب با او تماس می‌گرفتم و تلفنی با هم صحبت می کردیم. او چندین سال از من کوچک تر بود ولی من تصور می کردم که به «مازیار» وابسته شده ام. به همین خاطر هم ارتباط خودم را با او ادامه دادم در این رابطه های خارج از عرف «مازیار» هیچ گاه حرفی از خواستگاری و ازدواج نمی زد اما من دلیل آن را کم رویی و خجالتی بودن او می دانستم تا این که چند ماه بعد به او پیشنهاد دادم به همراه یکدیگر و برای مسافرت چند روزه به یک شهر دیگر سفر کنیم او هم پذیرفت اما وقتی در یکی از مسافرخانه ها بودیم ماموران انتظامی ما را دستگیر کردند.

این جا بود که فهمیدم «مازیار» نه تنها قصد ازدواج با مرا نداشته بلکه او 2 بار مخفیانه و به دور از چشم خانواده اش با زنان دیگر ازدواج کرده است و سوابق کیفری نیز دارد. اصلا باورم نمی شود که این گونه مورد سوء استفاده قرار گرفته‌ام همیشه فکر می کردم محال است کسی بتواند مرا فریب بدهد اما بعد از سال ها زندگی آبرومندانه گرفتار فردی سابقه دار شده ام که حتی سرباز فراری است و ...

منبع خبر رکنا
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top