نوری تاریک می بینم

رضا حیرانی

وکیل ملت: "نوری تاریک می بینم" این جمله نه سطری از یک شعر و نه شروع رمانی بزرگ است.

تاریخ انتشار: 3بهمن1396|23:47

نوری تاریک می بینم
| کد خبر: 255399

جمله ایست که می گویند ویکتور هوگو ثانیه هایی قبل از فرا رسیدن مرگ به زبان آورد و و بعد چشم بر هم گذاشت.
برای من این ترکیب متضاد "نوری که تاریک است" بهترین تعریف مرگ است. تمام ابهام و وهمی که مفهوم مرگ در ما پدید می آورد را در خود دارد.
اما نکته مهمی که در این جمله از ویکتور هوگو وجود دارد، شاعرانگی جمله است. زیبایی غریبی که مخاطب را به شک می اندازد نکند هوگو با آگاهی از این نکته که این جمله در تاریخ می ماند تمام هنر نویسندگی اش را برای جمله پایانی به کار برده است.
ولی به گمان من هوگو تنها احساس آنچه مرگ بر او گسترده بود را بیان کرده است اما ذهن شکوهمند او به عنوان یک نویسنده حتی در گذار از آستانه مرگ نیز بی آنکه تلاشی اضافه کند روح شاعرانگی به آن بخشیده است.
نویسندگی پیش از آنکه حرفه باشد هویت است. فقدان این حقیقت است که ما را با متون انبوهی مواجه می کند که در سطحی میان مایگی باقی می مانند و به ابدیت حافظه ادبیات راه پیدا نمی کنند.
بسیاری از نویسندگان گمان می کنند در لحظه نوشتن جامه نویسندگی به تن دارند و البته متوهمانشان در دقایقی که به نمایش خویش مشغولند!
در حالی که نویسنده تمام وقت به معنای نوشتن تمام وقت نیست بلکه از بیدارباش تا غلتیدن در آغوش خواب باید با چشم و گوش و روح یک هنرمند و نویسنده زیست. نویسندگی اگر هویت فرد باشد تو را در مواجهه با جهان رنگ و بویی دیگر می دهد. دیدن و کشف جهان از دریچه یک ذهن تمام وقت نویسنده است که در کلمه‌گاه نوشتن کلید رمز ورود به جادوی جهان کلمات را در اختیار تو می گذارد.
و اینجاست که توی نویسنده بی نیاز از نمایش می شوی ـ آفتی که جان امروز را مبتلا کرده است ـ  چرا که نوشتن پوست توست و میل به نمایش، پوسیدن این پوست درخشان است.  
سهروردی در بستان القلوب چه درست گفته بود:
"تا لایق شنیدن این واژه ها شوی و در راز آنها بمانی، باید که از بدن به درآیی، یعنی که از گوشت خود بیرون شوی تا در گوشت حرف بنشینی. زیرا تن تو از حرف توست."
و در پایانِ این متن فکر می کنم به دقایق پایانی ویکتور هوگو... که بی شک دست در دست مرگ، همانند تمام عمر درخشانش، بار دیگر از گوشت خود بیرون شد تا در گوشت حرف بنشیند.
چرا که تن او، حرف او بود.

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top