درباره جمعه ترانه دلتنگی و اعتراض

وکیل ملت: «جمعه» نام یک ترانه‌ است که در سال ۱۳۵۰ با صدای فرهاد مهراد و با شعر شهیار قنبری و آهنگسازی اسفندیار منفردزاده منتشر شد و در #موسبقی ایران تبدیل به یکی از نمادهای اعتراض و دلتنگی شد

تاریخ انتشار: 4بهمن1396|00:18

 درباره جمعه ترانه دلتنگی و اعتراض
| کد خبر: 255415

ترانهٔ جمعه به برخی از وقایع مهم و تلخ تاریخ معاصر ایران که در روز جمعه رخ داده‌اند، پیوند داده شده و به صورت ترانه‌ای اثر گذار در تاریخ مبارزات مردمی ـ سیاسی معاصر ایران درآمده است از جمله واقعه‌ای که در جمعه ۱۷ شهریور ماه سال ۱۳۵۷ در میدان ژاله تهران رخ داد و به «جمعه سیاه» مشهور شد با این ترانه ارتباط داده شده است اما در عین حال بین این ترانه و رویداد سیاهکل نیز ارتباط هایی وجود دارد. حال آنکه رخداد سیاهکل در روز دوشنبه اتفاق افتاده است.

اولین آهنگ فرهاد مرد تنها بود که مورد توجه  عده‌ای از علاقه‌مندان موسیقی قرار گرفت اما موجب شهرت زیاد فرهاد نشد. چند ماه بعد ( سال ۱۳۴۹ ) در پی حمله چند چریک به پاسگاه ژاندارمری در سیاهکل و علنی شدن مبارزه با رژیم پهلوی (قیام سیاهکل)، اسفندیار منفردزاده در پی این حادثه تصمیم گرفت آهنگی بسازد. او از شهیار قنبری خواست تا ترانه‌ای  دربارهٔ دلگیری غروب جمعه بنویسد. او هم چنین از فرهاد خواست تا این ترانه را بخواند. این ترانه ابتدا تهیه کننده‌ای پیدا نمی‌کرد ولی خیلی زود به یکی از پرفروش‌ترین صفحه‌های موسیقی ایران تبدیل شد. منفردزاده برای احتیاط از گوگوش هم  خواست که این ترانه را بخواند تا اگر آهنگ فرهاد پرطرفدار نشد، اجرای گوگوش را روانه بازار کند اما نیازی به آن نشد و اجرای گوگوش تا دو سال پخش نشد
____

شهیار قنبری ترانه سرای جمعه ماجرای شکل گیری این اثر را در کتاب «دریا در من» چنین نوشنه است:

در یک عصر جمعه، ترانهٔ جمعه را در خانهٔ اسفندیار نوشتم. روبروی سازمان سینما پیام. بلوار الیزابت دوم. ترانه را به امیر نادری و فیلمخداحافظ رفیق‌اش، دوستانه پیشکش کردیم. روی جلد صفحهٔ چهل و پنج دور، سه تصویر سپید و سیاه از جوانی ما. پشت جلد. دستانی چروکیده. پیر. سیاه. گرسنه. پای این تصویر نوشتم: ـ نازنین، هدیه‌ای به تو که هر روزت، جمعه است. ترانهٔ آمنه، با صدای آغاسی ، همزمان منتشر شد. جمعه، پیروزی ترانهٔ نوین بود.

اسفندیار ساعتی به انتظار تمام شدن نوبت خواندن فرهاد می‌نشیند و ساعت سه بامداد او را به همراه شهبال شب‌پره یکی از اعضای گروه بلک‌کتز که فرهاد  خوانندهٔ آن است برمی‌دارد و ازرستوران کوچینی در حوالی «بلوار  الیزابت» راه به راه می‌رانند تا برسند به «استودیو طنین» در خیابان «ثریا» کوچهٔ «رامسر». دیروقت است و چیزی به پگاه نمانده، قبل از اینکه «فرهاد» از پا در بیاید و به خواب بیفتد باید کار را تمام کرد. پس «شهبال شب‌پره» پشت درام می‌نشیند و محمد اوشال روی  کلیدهای پیانو خم می‌شود و گیتار هم که دست خود «فرهاد» است.

«اسفندیار منفردزاده» یک‌بار ملودی را با سوت می‌زند و زمزمه می‌کند.شهرام غواص را صدا می‌زنند که  بیاید «سوت» را بزند. می‌آید. می‌زند و پشت‌بندش «فرهاد» می‌خواند. کل کار و اجرا در یک برداشت ـ بدون تکرار دوباره ـ ضبط و تمام می‌شود. ساعتی بعد که پگاه سر می‌زند، ترانهٔ «جمعه» متولد شده است.

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top