اینکه، لحن تند و گاهی زننده او، امکان حمایت و اجماع پشت سر وی را از تمام دلسوزان می‌گیرد، یک طرف موضوع است. اما، سر دیگر این موضوع آن است که کسی بر ایرادات علی کریمی به ساختار فوتبال خرده نمی‌گیرد بلکه نقدها بیشتر روی روش وی در طرح مساله است.

 باید در نظر گرفت، کریمی در تمام ایام حضورش در ورزش طغیانگر و عاصی بوده است. خوب یا بد، جامعه او را پذیرفته و او دارای یک سرمایه عظیم اجتماعی است، به طوری که کمتر کسی را می‌توان در فوتبال ایران یافت که هم مورد عشق و علاقه پرسپولیسی‌ها باشد، هم استقلالی‌ها او را تشویق کنند و هم طرفداران تراکتور بعد از یک دعوای طولانی و کش و قوس‌دار با وی به صلح و حتی دوستی رسیده باشند.

 اینکه کریمی این سرمایه عظیم اجتماعی‌اش را نه به عنوان پله‌ای برای ارتقا شخصی، که برای شفاف‌سازی و تعمیر سیستم ناکارآمد فعلی فوتبال به کار گرفته است، جای تقدیر دارد.

 ضمن حفظ حق نقد رفتار تند وی، به نظر می‌رسد بهترین زمان است که دلسوزان توانمند واقعی با هدایت و همراهی علی کریمی و استفاده از توان اجتماعی او احتمالا راه را برای تغییرات واقعی و تعمیرات ساختاری فوتبال باز کنند.

 اگر کریمی هم قربانی و خفه شود، احتمالا نفر بعدی که هم سرمایه اجتماعی او را داشته باشد، هم علاقمند به خرج این سرمایه در مسیر بهبود باشد و هم توانمندی دیپلماتیک و سخنوری داشته باشد، تا دهه‌ها ظهور نخواهد کرد.

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top