مهرداد 45ساله که مدیر یک کمپ ترک اعتیاد در حوالی اسلامشهر بود در جریان فرار Escape یک مرد معتاد Addicted به نام خلیل وی را کتک زد و موجب مرگ وی شد.

مهرداد فروردین ماه سال 94پای میز محاکمه ایستاد و به درخواست اولیای دم به قصاص محکوم شد. حکم صاره اما در دیوان عالی کشور تحت رسیدگی قرار گرفت و تایید نشد.به این ترتیب مهرداد بار دیگر پای میز محاکمه ایستاد.

وی که در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی Judge محمد باقر قربان زاده و با حضور یک مستشار پای میز محاکمه ایستاده بود گفت: خلیل مدتی بود که در کمپ بستری بود اما یکباره فرار کرد. من از همکارانم خواستم تا او را به کمپ برگردانند. وقتی خلیل به کمپ منتقل شد برای تنبیه کردنش چند ضربه با لوله پلاستیکی به پا و کمرش زدم. اما باور کنید ضربه ها کاری نبود. خلیل چون برای خلاص شدن از کمپ مسافت طولانی را دویده بود نفس نفس می زد. او به همین خاطر هم جان سپرد.

وی در حالی که اشک می ریخت گفت: باور کنید قصدم کشتن Killing مرد معتاد نبود. من فقط می خواستم به او کمک کنم تا دیگر فکر فرار به سرش نزند.

سپس در ادامه جلسه قضات دادگاه از سه شاهد خواستند تا آنچه را دیده اند برای دادگاه تشریح کنند. نخستین شاهد شریک مهرداد بود. وی گفت: من امور بیرون از کمپ را مدیریت می کردم. وقتی بچه ها گفتند خلیل از کمپ فرار کرده مهرداد چند نفر را دنبال او فرستاد.

دقایقی بعد بچه ها خلیل را در حالی که دست و پاهایش را بسته بودند به حیاط کمپ آوردند. او نفس نفس می زد که مهرداد دبه ای آب سرد به سر و روی او پاشید و با لوله پلاستیکی او را کتک زد. چند بار به مهرداد تذکر دادم اما گوشش بدهکار نبود. او خلیل را به داخل سالن اصلی کشید و سرش را به دیوار کوبید که خلیل بیهوش شد. دقایقی بعد سایر معتادان گفتند خلیل به شدت می لرزد.

من برایش پتو بردم اما مهرداد گفت تمارض می کند و حالش خوب است. صبح برای خرید نان از کمپ بیرون رفته بودم که با من تماس گرفتند و گفتند خلیل جان سپرده است. وقتی به کمپ برگشتم مهرداد وسایلش را جمع کرده بود تا از کمپ فرار کند.

دومین شاهد نیز گفت: من دیدم که مهرداد با لوله به سر و کمر خلیل می زد اما نمی دانم ضربه ها کشنده بود یا نه.

سومین شاهد گفت: وقتی حال خلیل بد شد من تا نزدیک های صبح بالای سرش بودم. او به سختی نفس می کشید. وقتی سرش کج می شد دیگر قادر به تنفس نبود. قصد داشتم او را به بیمارستان برسانم اما مهرداد درها را قفل کرده بود. برای چند ساعتی خلیل را رها کردم تا بخوابم اما دوستانم گفتند او دیگر نفس نمی کشد.

با پایان ظهارات شاهدان هیات قضایی وارد شور شد و با توجه به مدرک های موجود در پرونده مهرداد را به قصاص محکوم کرد. دیروز این حکم در شعبه 41دیوان عالی کشور مهر تایید خورد و قطعی شد.

منبع خبر رکنا
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top