به یادِ دوستم دکتر عبدالرضا کردی

دکتر مسعود میری

وکیل ملت: همین چندی پیش بود که روزی به دیدار رفیق روحانی‌ام در شهرداری رفتم. مامور با پرس و جو رنجاند مرا که : این مرد با کلاهِ لگنی چه صنمی دارد با یک عالمِ ربانی! و برگشتم با غیض به محل کارم.

تاریخ انتشار: 30بهمن1396|23:37

به یادِ دوستم دکتر عبدالرضا کردی
| کد خبر: 258621

نشسته بودم و چای می‌نوشیدم که دکتر عبدالرضا کردی بر درگاهِ اتاقکِ محقرم رخ نمایاند ، با آغوشی گشاده و لبی خندان . گفتم چه می کنی در این سراچه‌ی ناآبادانِ ما ؟ عذر آورد از کرده‌ی مامور آن اداره ، و شرمگینیِ من . با هم از اتاقکِ من در شرکت نفت بیرون زدیم و حرف‌ها و سخن‌ها و هدیه‌ها.


دو هفته پیشتر تلفن کشید و گفت باید هم را ببینیم.  گفتم بچشمِ دل. اما امروز غمِ تکه تکه شده‌اش را در پروازِ دنا خبر می‌گیرم که نه او را هرگز به چشمِ سر هم نتوانم دید.این مرگ‌ها موسمِ فراق است . با هم آمده‌ایم و بی هم می‌رویم‌ . می‌گریم از آنکه هم‌سرگذشت بودیم و بی سرنوشت شده‌ایم‌ .

این آدمان هر چه که بودند حاصلِ رنجِ یک نسلِ خسته بودند. به پایِ خویش ایستادند . درست و غلط‌ش پایِ نسلی که من از زمره‌ی آنم . لیک فسوسا و دریغا که قیمتِ جان‌شان چنین ارزان می‌شود . کی باید از ناامنیِ سفر در این دیار نرخِ خطر کم کنند بزرگان؟ من در سوگ عبدالرضا کردی‌ها پیراهن چاک می‌دهم شما در سوگِ رسمِ غمی که به پایان نمی‌برد اندوه را نگران دل ما باشید . یادش بماناد

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 1

کوثری روانشناس09364798800
|
3اسفند ماه 1396
0
0
دو سال پیش جلسه ای داشتیم در اداره فرهنگی اجتماعی شهرداری مشهد تحت عنوان مادران قصه گو . اقای کردی هم دعوت شده بود ایشان جلسه را اداره کردند و در پایان در مورد شیوه تدریسشان از حاضرین نظر خواهی کردند تا نوبت به من رسید عرض کردم پرواز یک پرستو ،گفتم شیوه کار شما پرواز یک پرستو را ذهنم تداعی کرد ،چابک پرواز اوج می گرفت فرود می امد دوباره اوج می گرفت غیر قابل پیش بینی به چپ و راست می پیچید سبک بال و چابک .عاقبت هم در حال پرواز پرید

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top