چرا ارزشی ها، از جامعه شناسی بدشان می آید؟

فاطمه موسوی- دانشجوی دکترای جامعه‌شناسی

وکیل ملت: جامعه شناسي مطالعه زندگي اجتماعي انسان، گروه‌ها و جوامع انساني است. دامنه مطالعات جامعه شناسي بسيار وسيع است و از شيوه راه رفتن عابران در خيابان تا جهاني شدن وسايل ارتباط جمعي را شامل مي‌شود. مطالعه جامعه شناسي بينشي را به ما مي‌دهد که زندگي ما را بهتر خواهد کرد. اما جامعه شناسي به ما چه مي‌آموزد؟

تاریخ انتشار: 1اسفند1396|23:41

چرا ارزشی ها، از جامعه شناسی بدشان می آید؟
| کد خبر: 258685

اولين درس جامعه شناسي اين است که به دنياي اجتماعي از ديدگاهي غير از ديدگاه خودمان بنگريم و تفاوت‌هاي فرهنگي را درک کنيم. هر کاري که ما انجام مي‌دهيم حتي پاسخ به نيازهاي زيستي چون نوشيدن، خوردن، خوابيدن و لباس پوشيدن، به وسيله فرهنگ ما مشخص شده‌اند. اين‌که چه موادي قابل خوردنند، غذا را چگونه بايد پخت، مزه غذاي خوب چطوري است، چطور و در چه ظرفي و با چه وسيله‌ايي غذا بخوريم، با که بخوريم، چه وقت بخوريم و ... مساله‌ايي است که از فرهنگي به فرهنگ ديگر متفاوت است و از آن بالاتر خوب و بد (ارزش ها)و درست و غلط (هنجارها) نيز متفاوتند.

در برخورد فرهنگ‌ها بيشتر مساله تفاوت سليقه‌ها و رفتارهاي فرهنگي است تا مساله اخلاقي در مورد درست و غلط. تعريف جرم و فعل اخلاقي نيز از جامعه ای به جامعه دیگر متفاوت است.(خوردن گوشت گاو برای هندیان کفر و توهین به مقدسات است و نوشیدن الکل و خوردن گوشت خوک نزد یک مسلمان گناه کبیره) اينجاست که ارزشی ها عصباني مي‌شوند وقتي بينش جامعه شناسي به آنها مي‌گويد فطرت بشري به معنايي که آنها در جستجويش هستند وجود ندارد؛ مثلا مفهوم غيرت و ناموس پرستي تعريفي اجتماعي دارد نه ذاتي و طبيعي. همان‌گونه که در بين اسکيموها رسم مهمان‌نوازي جنسي هست و در مردم هند و تبت چند شوهري.

دومين و مهمترين درس جامعه شناسي خودروشنگري است. جامعه شناسي به ما نشان مي‌دهد که تا چه حد اعمال ما نتيجه موقعيت اجتماعي ماست، ما در خانواده متولد مي‌شويم و هنجارها و ارزش‌هاي جامعه خود را مي‌آموزيم، به مدرسه و دانشگاه مي‌رويم و وارد دنياي کار مي‌شويم. گمان مي‌کنيم به عنوان فردي بالغ مسئول تصميم‌هايي هستيم که آنها را مناسب مي‌دانيم اما حقيقت اين است که پيشينه اجتماعي ما تاثير زيادي بر تصميمات ما و  روال زندگي ما دارد. ارزشی ها دقيقا از تامل در اين مساله ناراحتند که اگر در يک کشور مسيحي به دنيا آمده بودند به احتمال قريب به يقين يک مسيحي بودند، اگر يک دختر سياهپوست آمريکايي در ايالت جورجيا بودند به احتمال زياد قبل از ازدواج باردار مي‌شدند، اگر يک مرد بنگلادشي بودند بعيد بود به دانشگاه بروند، قبل از بيست سالگي ازدواج مي‌کردند و پدر مي‌شدند و حداقل يکي از فرزندانشان قبل از رسيدن به سن مدرسه مي‌مرد. معناي اين مثال‌ها اين نيست که ما برده موقعيت اجتماعيمان هستيم، هر کسي خالق فرديت مختص خود است اما رهايي از متن و زمينه اجتماعي نيز غيرممکن است.

سومين درس جامعه‌شناسي درک پيچيدگي‌ روابط نهادها و ساختارهاي اجتماعي است. جامعه شناسي به ما نشان مي‌دهد که هر پديده نامطلوب اجتماعي محصول عملکرد متعارض نهادهاي اجتماعي است و برخوردهاي سطحي و غيرعالمانه نتايج بدتري به بار مي‌آورد. جامعه‌شناسي بهترين روش براي سنجش نتايج خواسته و ناخواسته سياست‌هاي اجتماعي  و يا بهبود مسائل اجتماعي است. به عنوان مثال مطالعه‌ايي که در دهه شصت در مدارس آمريکا صورت گرفت نشان داد که سياست جداسازي نژادي مدارس باعث افت تحصيلي دانش آموزان و ناعادلانه است، در نتيجه اين سياست کنار گذاشته شد که قدم بزرگي در کاهش اختلافات نژادي در اين کشور بود.

در جامعه شناسی هیچ پدیده اجتماعی تک علتی نیست بلکه مجموعه ایی از علتها (که بیشترشان خود پدیده ای اجتماعی اند) با قدرت تاثیر مختلف نقش دارند اما ارزشی ها تحليل ساده‌ايي از شرايط دارند و همه چيز برايشان در دو جبهه حق و باطل است، علاقه‌ايي به درک پيچيدگي‌ها ندارند، از نظر آنها استکبار جهاني يک هيات از آدم‌هاي پليد يهودي و فراماسون هستند که هر سال يک جاي مخفي جلسه مي‌گذارند و براي سال بعد جهان را مديريت مي‌کنند و هر چه شما بگوييد که عرصه بين‌المللي صحنه رقابت بين دولت- ملت‌ها براساس قواعد ديپلماتيک و منفعت طلبي است و هيچ قدرتي نمي‌تواند همه حرکت‌هاي اين بازي از جمله قحطي در فلان کشور يا جنگ داخلي بهمان کشور را درست و سر موقع پيش بيني کند و جهان را به ميل خود مديريت کند، به خرجشان نمي‌رود.

ارزشی ها عاشق مدينه فاضله‌اند و حاضر نيستند بشنوند که مدرنيته يک روند کلي جهاني است که نمي‌شود متوقفش کرد، با سياستگذاري سنجيده شاید بتوان آن را کند يا تسريع يا بعضي جنبه‌هايش را تعديل کرد اما در اساس فرقي نمي‌کند و مدرنیته سرنوشت محتوم عصر ماست. در نهایت فقط می توانیم نسخه ای با رنگ ایرانی بسازیم نه بیشتر.

 

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 1

دانش
|
6اسفند ماه 1396
0
0
خانم دکتر لطفا یک بار دیگر مطالب خود را بخوانید چرا تقسیم شما به ارزش ها و جامعه شناس هاست اگر منطق خوانده بودید می دانستید که این تقسیم غلط است در مقابل ارزشی ها ضد ارزشی ها و غیر ارزشی ها م یاتواند قرار گیرد . اما جامعه شناس چه کاره است؟ جامعه شناس بر اساس ارزش های علم خود که صد البته درعلم جامعه شناسی وارداتی از غرب می گیرد به تحلیل جامعه می پردازد و متاسفانه درایران با مبانی ارزشی غربی به توصیف جامعه ایارن می پردازد البته خود بهتر می دانید که مبانی جامعه شناسی شما هر چند م یگوید شما در حال توصیف هستید اما در واقع شما به داوری و ارزشگذاری و در نهایت به توصیه می رسید مانند همین مقاله شما که در نهایت می گوید ارزشی نباش. البته امثال شما همکاران که جز آنچه در کلاس م یگویند مطلبی را به حافظه نمی سپارند و خود تلاشی د رجهت تولید علم و تفکر د رمبانی علوم خود ندارند غیر از این هم انتظار نمی رود. البته شما دستمزد یادگیری خود را نیز در همین مقالات می دهید این که ارزشی ها دنیای استکبار را ساده اندیشانه تحلیل می کنند و..نه همکار!ارزشی ها با پیچیدگی های دنیای امروز و فعالیت های استعمار فرانو همانقدر اشنا هستند که شما با کتاب های وارداتی اما مطالب خود را در سطح مخاطب خود مطرح می کنند . فرصت نیست کمی بیندیش شما هم یک فرد ارزشی هستید اما با ارزش های برآمده از علم جامعه شناسی واردتی و با مبانی انسا نشناسانه غرب و هستی شناسانه همان سامان اما خود را به علم زدگی می زنید.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است

پر بازدیدترین اخبار

Top