سایه در 90 سالگی؛ داستان بوسه زیباروی قزاق

شهاب الدین فرخیار

وکیل ملت: دهه شصت به ترانه می گفتند سرود. انقلاب بود جنگ هم مزید بر علت شد.. اصولا دل و دماغی برای ترانه نبود. اوج آثار ماندگار كجائید ای شهیدان خدایی بود از بیژن كامكار و انبوهی از سرودهای انقلابی و از شجریان هم اگر چیزی پخش می شد یا ایران ای سرای امید بود یا برادر نوجوونه برادر غرق خونه. حتی موسیقی اصیل هم به رادیو و تلویزیون راه نداشت.

تاریخ انتشار: 15اسفند1396|13:10

سایه در 90 سالگی؛ داستان بوسه زیباروی قزاق
| کد خبر: 260152

همان سال ها بود كه برای اولین بار سرود گونه ای شنیدم كه حال و هوای غزلیات شمس را تداعی می كرد و این بیتش كه می گفت «كعبه منم قبله منم رو به من آرید نماز / كان صنم قبله نما خم شد و بوسید مرا» بیشتر از بقیه ابیاتش در ذهنم نشست و بی تحقیق یقین داشتم كه از مولاناست و اگر كسی حاضر می شد در باره شاعر آن با من شرط ببند سر دار و ندارم شرط می بستم كه كار مولانا جلال الدین است. اصلا به قد و قامت و قیافه حكومت در آن سال ها نمی آمد كه جز خدا و پیر و پیغمبر یا هر چه که قابل تعبیر به آنها بود به شعر دیگری موسیقی ببندد. یا نوایی لطیف تر از طبل و نقاره پخش كند. از آرشه ویلن و كمانچه هم اگر سوز و درد تمام عالم را به دلت نمی ریختند محال بود اجازه پخش بدهند.

جنگ تمام شد اما تا دوم خرداد اتفاق خیلی معنی داری در موسیقی رسمی كشور نیفتاد. سال هفتاد و چهار یا هفتاد و پنج بود دقیقش را باید بنشینم حساب كنم. همان سال ها بود. یكی دو سالی بود از دوشنبه (پایتخت تاجیکستان) برگشته بودم و همه اپوزیسیون تاجیك از سیاستمدار و روحانی و شاعر و نویسنده در تهران بودند. روزی با استاد مومن قناعت از شاعران برجسته تاجیك نشسته بودیم. او در قالب سیاست در تهران نبود. از قضا رادیو این سرود را پخش كرد و استاد بلافاصله گفت می دانی شعر از كیست؟ گفتم به شعر های مولانا می ماند. گفت نه از سایه است! و من از سایه چند غزل معروفش را می دانستم و ترانه ای چند مثل تو ای پری كجایی و مقامش را در شاعری تا آن پایه كه استاد شفیعی كدكنی روزی سر كلاس گفت می شود برخی از غزل های سایه را میان دیوان لسان الغیب نهاد و اهل فن نتوانند دریابند. حیرت كردم گفتم نمی دانستم. گفت پس داستانش را هم نمی دانی و ادامه داد:

اواخر سال های ٥٠ میلادی بود یا اوایل ٦٠ به تهران آمدم و دعوت نامه كنگره بزرگ شاعران شرق (یا چیزی قریب به این مضامین) را كه در شهر آلما آتای قزاقستان برگزار می شد برای سایه آوردم. بهار بود. به گمانم اواسط ماه می بود یا جون. همانجا (در آلماآتا) با هم واخوردیم و تا آخرین روز آن انجمن همراه ماندیم و اصلا من به صورت غیر رسمی مترجم و زبان دوم سایه بودم. هر كجا او شعر می خواند من ترجمه می كردم. چه در مراسم رسمی و چه غیر آن. و شعرهای سایه و ترجمه های من سخت به دل حاضران نشسته بود. در پایان یكی از این نشست ها كه او خواند و من شاعرانه به روسی برگرداندم دختر زیبای قزاقی به سر میز ما آمد. ما نشسته بودیم و او ایستاده كنار سایه از سایه و شعرش تعریف می كرد و می خواست كه ما را به خانه اش دعوت كند. سایه همانجا باز نكته ای گفت و شعری خواند و من ترجمه كردم و دختر را چنان پسند آمد كه همانجا خم شد و سر سایه را بوسید كه سایه به ناگهان و به ارتجال گفت: كعبه منم قبله منم رو به من آرید نماز / كان صنم قبله نما خم شد و بوسید مرا! سپس آن شعر را تكمیل كرد و در خانه آن دختر قزاق به او بخشید.

از آن میان چند سالی گذشت بازار صابر شاعر بزرگ تاجیكان در تهران بود. با او هر بار كه می آمد به سیر به هر كجا برمی آمدیم. باری گفت می شود به دیدن سایه رویم. گفتم اگر در ایران باشد و اتفاقا بود. رامین كریمیان بلد راه شد و واسطه العقد. خانه اش در یكی از كوچه های ولی عصر امروز بود. چند دقیقه ای پس از ما استاد شفیعی كدكنی هم آمد دیداری به یادماندنی شد. جزئیاتش بماند. من فقط می خواستم آن روایت را مستند کنم. داستان را و روایت مؤمن قناعت را گفتم. سایه خندید و تایید كرد و از احوال رفیقش پرسید و تفالی زد به حافظ به سعی سایه كه تازه منتشر شده بود.

خدا را سپاس همگی هنوز سایه اشان بر سر شعر و ادب پارسی گسترده است و سایه‌ی سایه از آن سایه های بی لك ظهر تابستان های سهراب.

در روز نود سالگی سایه بزرگ حیفم آمد این خاطره در غبار زمان محو شود. چند سال پیش بار دیگر این خاطره را با استاد قناعت مرور كردیم و به تصویر كشیدیم می خواستم آن را با اجرای اخیر مهدیه محمد خانی یكجا كنم كه بخت یار نشد. تا آن هنگام می شود این غزل را با صدای بانو محمد خانی شنید. این بار شاید معنی و مفهوم و حس دیگری برایتان داشته باشد برای من كه سالهاست چنین است.

منبع خبر خوابگرد
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top