تاریخ انتشار: 29اسفند1396|00:41

| کد خبر: 261216

تصاویری از خلوت من و شوهرم در اتاق خواب به دست جوان 19 ساله افتاده بود / مجبور شدم سرقرار بروم!

وکیل ملت: علاقه عجیبی به ثبت تصاویر خصوصی و نگهداری آن ها در گوشی و لپ تاپم داشتم.

در واقع از هر صحنه زیبا یا منظره قشنگی که با آن روبه رو می شدم بلافاصله تصویری ثبت می کردم تا به عنوان یادگاری و خاطره آن را نگه دارم در این میان عکس های سلفی یا تصاویری خصوصی از خودم و خانواده ام جایگاه ویژه ای داشت حتی تصاویری را که در خلوت از خودم و همسرم در اتاق خواب می گرفتم نیز در لپ تاپ ذخیره می کردم تا این که آن حادثه تلخ رخ داد و من به خاطر همین عکس ها تا مرز رسوایی رفتم که اگر حضور به موقع پلیس نبود اکنون ...

 

زن 35 ساله در حالی که از قرار گرفتن در کنار پلیس Police احساس آرامش می کرد، به بیان ماجرایی تلخ پرداخت و به مددکار اجتماعی کلانتری سپاد مشهد گفت: چند روز قبل برای خرید به یکی از مراکز تجاری در اطراف بولوار وکیل آباد مشهد رفتم ترافیک زیاد بود و جای پارک پیدا نمی شد.

بالاخره پس از چند بار دور زدن جای پارکی را در منطقه ای خلوت پیدا کردم و با خوشحالی از خودرو بیرون آمدم. خودروام دزدگیر نداشت و من با قفل کردن در خودرو به سوی مرکز خرید به راه افتادم. ساعتی را در آن مرکز تجاری گذراندم و بعد از خرید مقداری لوازم به سوی خودرو رفتم.

اما ناگهان با صحنه ای روبه رو شدم. از شدت ترس پاهایم سست شد. در خودروام باز بود و علاوه بر برخی قطعات داخلی آن دیگر اموالم مانند تبلت، لپ تاپ و تلفن همراهم به سرقت Stealing رفته بود. آن چه مرا بیشتر نگران می کرد تصاویر خصوصی و عکس هایی بود که بدون کد و رمز در لپ تاپ ذخیره کرده بودم.

هنوز در شوک بودم که با پلیس 110 تماس گرفتم و ماجرای سرقت اموال داخل خودرو را اعلام کردم. مدتی بعد پسر جوانی با شماره تلفن دیگرم با من تماس گرفت و از زیبایی تصاویرم سخن گفت. او سپس ادامه داد اگر قصد پس گرفتن لوازم سرقتی را دارم بدون گزارش به پلیس با او قرار بگذارم او طوری هوس آلود از زیبایی من تمجید می کرد که احساس کردم نقشه شومی را در سر می پروراند.

او به همه تصاویر خصوصی و در خلوت من دست یافته بود و من از افشای آن ها وحشت داشتم. آن جوان هم تهدید می کرد در صورتی که پلیس از ماجرا بویی ببرد همدستش تصاویر را در شبکه های اجتماعی می گذارد.

به همین دلیل برای مراجعه به پلیس دچار تردید بودم اما در نهایت تصمیم گرفتم تا محل قرار را به پلیس گزارش کنم چرا که اگر آن پسر نقشه شوم خود را اجرا می کرد من نه تنها در مخمصه بزرگی می افتادم بلکه زندگی ام نیز نابود می شد این بود که موضوع را به ماموران اطلاعات کلانتری سپاد گزارش دادم و با هماهنگی آن ها به محل قرار در اطراف منطقه اسماعیل آباد رفتم.

در این هنگام پسر 19 ساله ای به من نزدیک شد و در حالی که مشخصاتی از اموال سرقتی را ارائه می داد قصد داشت مرا به داخل کالی بکشاند که در آن منطقه بود اما بلافاصله با دیدن ماموران لباس شخصی با آن ها درگیر شد تا از چنگ آن ها بگریزد. او اگرچه با همدست دیگرش به چشم و دندان مامور انتظامی آسیب زد اما باز هم نتوانستند فرار Escape کنند و در چنگ قانون Law گرفتار شدند. با این حال اگر من مسائل ایمنی و هشدارهای پلیسی را جدی می گرفتم این گونه در دام دزدان شیطان Evil صفت نمی افتادم و ...
ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

منبع خبر رکنا
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top