این زیباییِ زمینیِ بهار

استاد ناصر عباسپور

وکیل ملت: همه جا بهار عطرآگین و زیبا بوده است. در شالیزارهای شمال؛ آن گِل های نرم و چسبنده، که چون از تری در می آید، بوی مِهرِ مادری می دهد و با آفتابِ آسمان و آواز پرندگان و سبزیِ زمین، تو را به مستی می بَرَد؛

تاریخ انتشار: 29اسفند1396|01:00

این زیباییِ زمینیِ بهار
| کد خبر: 261220

آنگاه که پنجه های زرینِ آفتابِ صبح گاه از شاخه های سبزِ درختان، تارهای جانَت را می نوازد و روزی را می آغازد که در پندارِ کودکی ات بس دراز است و خود رویدادی پهناور که پُرشمار، کارها و جَستن ها و جنبش ها در آستین دارد و دیرگاه از چکاد کوه های سبزِ بلند، دستِ مِهرش به دنیای ناشناخته فرو می شود.

در چینِ باستان، سرزمین دانش و هنر و دین و شعر و فلسفه، طبیعتِ اسرارآمیزش، خاک پهناورش و کوه ها و دره های شگفت اش که عظمتِ هستی را در چشمت مجسم می سازد؛ سرزمینی که همچون جغرافیای خواب، غریب است. در یونان باستان، جهان خِرَدِ انسانی و آن باغ ها و تپه های حومۀ شهر آتن که آکنده از اندیشه بود و گاه سقراطِ بزرگ به زیر سایۀ درختانش حکمت ها می فرمود. در سرزمین سومر، آنجا که دو نبوغِ یونانی و سامی را سیراب کرد،

و از اقلیمِ ناپایدارِ خویش تخمِ «عِبرت» را از گُذرِ آب و گِل برگرفت و بر جان و دلِ آدمی پاشید؛ از آن بهارانِ زودگذر و سبزه های نازک که در زمینِ ناایمنِ خود داشت، یادگارانِ ماندگار در زمان آفرید. در همه جا بهار عطرآگین و زیبا بوده است. صدای نرمِ «شکفتن» از جای جایِ این گوی آبی و رخشانِ آسمان که به بیتاییِ خویش در برابرِ کهکشان ها می نازد، شنیده می شود. گوی نازنینِ زمین را حتّا اگر روزی تَرک اش نمودیم و پای به کرۀ دیگری گذاشتیم، رواست که هزاران سال گرامی داریم و با ادب و احترام بدو بنگریم؛ به دیدارش بیاییم و برایش شعر بگوییم و خاکِ بی نایَش را بر پوستِ خود کشیم.

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top