"حروف فاتحه خوانت هستند"

مکثی که بغض در مرگ کریم قنبری دارد

رضا حیرانی

وکیل ملت: در وقت مکثِ مرگ بر کریم قنبری کنجکاوم آن دو تیله ی تیزی که در نگاه داشت کدام منظره را مکثِ تماشا می کرد؟ در گفتن از او نمی خواهم ذکر نام های خودم و دوستانی کنم که تعلیم داده بود.

تاریخ انتشار: 23ارديبهشت1397|15:21

مکثی که بغض در مرگ کریم قنبری دارد
| کد خبر: 265717

چرا که مکثی اگر باشد باید بر نام او قرار بگیرد. فقط او.
هرچند نام های ما، هر کدامِ ما نامِ دیگر اوست.
مردی که کولیِ کلمات بود. "یله بر خنکای" حروف، جهان را منظره ای دیده بود مبتلا به روایت.


آنقدر زیرک بود که بداند روایتِ زیبا ساختن از این "کران منظره" چشم هایی مجزا می خواهد. پس باغبانی شد تا راویانی نو بکارد.
نهال هایی که هر کدام راویانی بارور شدند امروز.


زبانی گزنده اما روحی قلندر داشت. شبلی وار، فارسی را طی طریق می کرد. وسواس خاصی در نحوه زیست شاعرانه داشت. شاعر را خود زندگی می دید نه بندبازی بر طناب حروف. به طرز شگفت انگیزی خلق انگیزه می کرد در اطرافیانی که دهه ها گرد او جمع شده بودند. خشم از ماندن داشت و دستی گشاده در پرورش میل بلندتر پریدن شاگردانش. همین بود که می پریدیم و گاه سکوی اولمان را از یاد می بردیم.
قابِ آخرم از او کولی خمیده قامتی که هنوز دلواپس فردای تک تک ما بود و گله داشت از به بیراهه رفتن گاه به گاه ما.


کریم قنبری در کلمات ما بلند تر می پرد هرچند مرگ بلندترین پرواز روح پرنده ای همچون اوست.
در این غروب ابرگرفته ی تهران، کلماتم را به آسمان پرت می کنم، باشد که حروف فاتحه خوان تو باشند استاد!
 

کلید واژه ها کریم قنبری - قلندر
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 0

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است
Top